انتخاب انتخاب :: انتخابات ریاست جمهوری افغانستان 2010-03-10T10:02:08Z انتخاب http://www.afelection.com/feed/atom کابل پرس http://www.afelection.com <![CDATA[در بیان چهل دزد جابلقا و انتخابات]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D398 2009-09-16T01:53:32Z 2009-09-16T01:53:32Z ب. عوام:

راویان اخبار آورده اند که روزی روزگاری چهل دزد گرد هم آمده و متفق القول یکی را از میان خود به ریاست انتخاب کردند. (در بعضی نسخه بدلها جای این گردهم آیی بون و در بعضی دیگر بان آمده که از ممالک افرنگیه و مقر ازما بهتران بوده است.) پس از انتخاب رییس، این چهل دزد با خدم و حشم به جابلقا اجلال نزول نموده و بار و بنه خود را گشوده و استحمام کرده و ریش و بروت را به قیچی نوازش فرموده وبر سر سریر قدرت تکیه زدند و گویند حتی بعضی جهت خوشنمایی بیشتر، پاردمی به گردن بستند. البته مردمان بیشماری در جابلقا شهر مدتهای مدیدی در گروگان کسانی دیگر بوده اند، اما از آنجا که این مردم نسل اندر نسل، گروگان بوده اند و عادت به تحمل گروگان گیران داشته اند، در این انتقال گروگان گیری، نیز سعه صدر نشان داده و با دهل و سرنا، زوال یکی و آمدن دیگری را جشن گرفتند.

هر دزد مسئول دزیدن بخشی و ساحه ای از ساحات عامه شده و تخت و بخت و کلاه و سپاه آراستند و آنان را مقرر چنان بود که در هفته یکبار گرد آمده و قبیله ای به مشورت می نشستند (حکم می راندند \"نسخه\"). به سه سالی چهل کاخ برای هر دزد و چهل مهمانسرا و کاروانسرا و قوریه و قریه برای هر یک فراهم آمد. بعضی نیز که هوشیار و زیرک تر بودند به سرعتی مانند باد، گاز و نفت و صادرات خوراکه باب را در انحصار خود در آورده و حتی بعضی نیز به تجارت زهر و تریاق پرداختند.

باری، راویان گویند که شیرینی ایام به کام این چهل تن (گرچه در بعضی نسخ آمده است که چهل تن از باب تقدس عدد چهل نزد عامه آمده و عدد آنان بسی بیشتر بوده است، العهده علی الراوی.) زمانی به تلخی گرایید که آنان از سرنوشت علی بابا و چهل دزد بغداد مطلع شدند و درد و رنج برادران سرسوختۀ خود را با جان و دل احساس نموده و عمق سوزش روغنهای داغ که توسط ندیمه علی بابا در کوزه های حاوی دزدان بغدادی ریخته شد، را تا جایی چشیدند.

البته این چهل تن جابلقایی درک کردند که بغدادیان هیچ اعتراضی به سوزاندن چهل دزد خود نکرده و بلکه با رقص و پایکوبی از آن حمایت نیز کردند. در نتیجه واهمه ای سخت بر آنان مستولی شد و یکی از آنان که مسوول رتق و فتق امور مذهبی مردم بوده به رییس گفت که مفری از سوراخ تقدیر نیست و لابد باید چاره ای اندیشید.

رییس که مردی زیرک بود به سرعت چشمکی زد و یکی از چهل تن را فراخواند و وی را مقرر داشت که لابد از قومی و ایلی و تباری آمده ای یا نه؟ وی پاسخ داد، که درست است که ما دزدیم و حرامی گری حرفۀ ماست، اما نه بدان اندازه که حتی در نحوۀ تولد و نسب خود نیز شک کنیم. چهل نفر در جا احسنت گفتند. اما رییس با غضب بر وی نگریست و قاروق (لابد یکی از یاران باده و پیمانۀ رییس و مقرب خاص حرمسرا بوده است) را مقرر داشت تا رقعه جاتی نوشته و یاران را خوب بفهماند.

راویان در اینجا چیزی نگفته اند که در آن رقعه جات چه نوشته بوده است، اما پس از این مطلب، این سی و نه دزد به قبایل خود رفته و چنان وانمود کردند که گویی حافظ مال و جان و آبرو و عزت قوم و ملیت هستند و اگر آنان نباشند هیچ زنده دمی روز را به شام نمی رساند و از دم تیغ اقوام دیگر دزدان و رییس می گذرند. گروگانها (شاید منظور همان مردم باشد) به خاطر لقمه نانی و اینکه کشته نشوند و اطفال خود را از دست ندهند، تن به مهتری آن دزدان داده و بدین ترتیب دزد هر قوم، رهبری آنان را عهده دار شدند. البته هر دزد چند ریش سفید و کلاه مخروطی و کلاه هرمی قوم را نیز بر سر خوان خود نشانده و وجه ای قومی تر به رهبری خود دادند.

دزدان بار دیگر تدویر جلسه کرده و رییس از آنان خواست تا راهکارهای دقیق تری برای پایداری نظام دزدسالاری بسنجند. راویان در نسخ معتبر از چند ترفند رندانه یاد کرده اند که به همت قاروق خان و کریم کتاب دزد و کریم مخروبه نشین و احسنت و آفرین گفتن دیگران ترتیب شده است.

1. دزدسالاری تحت عنوان مردم سالاری رسمیت یافته و اختیاراتی بسیار به رییس و هیأت دزدان داده شده و هر آن کس که اعتراض کند، از دم شمشیر گذشتانده می شود.

2. مقرر شده تا هر آن چه که در تحت زعامت و ریاست ایشان \"بد\" باشد، چنان وانمود گردد که گویی سرامد ملل و دول دنیاست و هیچ عیب و ایرادی مر آن را نباشد و هر آنچه ، اعم از کردار و فساد و دزدی و اعمال و گفتار و غیر ذلک اگر \"بدتر\" باشد، باید از سوی خارجیان و بویژه همسایه ها قلمداد گردد. راویان گویند که پس از چند سالی، مردم جابلقا را باور بر آن بودست که اصلا این چهل تن منبع فیوض رحمانی و عارفان ربانی بوده و رندی و چپاول و فساد اداری کار کشور همسایه است.

3. از جانب مسئول دفاع از جان سارقان (که یکی از دزدان بوده و منصب رسمی اش را بعضی وزیر الجنگ آورده اند و وی به قدری فرافکن و بر تئوری توطیۀ خارجیان معتقد بوده که گویند بارها گفته که حتی ولادت وی و بعضی از یاران، توطیۀ کدام کشورهمسایه بوده و براثر خیانت کدام شخص به نفع کدام مملکت پای به هستی گذاشته اند. العهده علی الراوی) مقرر شد که اعمال و اوراد و قتال غول یک چشم (در حاشیه نسخۀ موزیم روسیه آمده است که شخصی یک چشم قبل از این چهل تن بر جابلقا حکم می رانده و دوستان و دشمنانش به مقتضای درآمد و مصلحت از وی که عامی آدمی بوده، غولی درست کرده اند.) و اصحاب وی که جملگی از مردمان جابلقا بودند، به همسایگان نسبت داده شود، تا مبادا مردمان خیال کنند که دزدان مسلط بر ایشان بی غیرتند و از پس اشرار این غول بی شاخ و یال و کوپال و دم بر نمی آیند.

4. دزدان هر چند وقت یکبار مناصب و جایهای خود را با یکدیگر تبدیل کنند تا ریخت و قیافۀ آنها تکراری و مردم خیلی دلگیر نشوند و الا کسب و کار همان است که بوده.

5. از جانب کتاب دزد خان مقرر شد تا جهت پاسداشت مصطلحات ملی، مردم جملگی باید به جای پشکل، از اصطلاح \"فشکل\" استفاده کنند. پس هر آنکسی که چه به عمد و غیر عمد و چه مکتوب و غیر آن از واژه پشکل استفاده کرد را به زندان در افکندند و فجایع زیادی به بار آمد.

6. از جانب تجارت-دزد و مسئول چپاول امنیت مقرر شد تا دیگر هیچ احدی از گروگانان این مرز و بوم، \"باقلی\" مصرف نکنند. هرکس که باقلی مصرف کند نیز به زندان افکنده شده و تا آخر عمر مجبورا باید کچالو و دال نخود پاکستانی را نوش جان کند.

بعضی از حاشیه نویسان در احوالات مردم گفته اند که آنان اکثر بندهای یک الی چهارم این پالیسی نامه و اصول نامه را پذیرفتند و شکر خدای را به جای آوردند که حد اقل دزدی در حال قانونمند شدن است. اما بندهای پنج و شش به هیچ وجه قابل پذیرش مردم نبوده است. در نتیجه هر روز در اماکن مختلف مظاهره کرده و خواهان استفاده از واژه پشکل به جای فشکل شده و در غیاب و پس خانه ها، مجالس باقلی خوران دایر و دسته جمعی بادهای معده در اعتراض به این قوانین بدر می کرده اند. در نتیجۀ این سیاستگزاری ها، دزدسالاری کم کم عادی شد و مردم به جای سوال اینکه چرا اصلا یک کتاب دزد مسئول رتق و فتق امور آزادی بیان و فرهنگی باشد، مشغول درگیری در حول و حوش پشکل و فشکل وی شده و به جای اینکه از مریضی وگرانی و بی آبی و سرکهای خامه و بی برقی ناله و فغان کنند، پنهان در خانه های خود باقلی می خوردند و اعتراض می کردند.

از آن طرف چهل دزد جابلقا نیز به ریش مردم خندیده و مرتب جهت زهر چشم نشان دادن، بعضی از گویندگان پشکل را در بند و بعضی از باقلی خوران را به غل و زنجیر می بستند. چهل دزد توانستند تا سالیان سال بدین منوال ملت را علاوتا در حول و ولای حملۀ یکی از اقوام بر دیگری و یا رییس یکی از اقوام بر دیگری سرگرم و خود بر اندوخته های بی حد و حصر خود و تولید نسل شدند. تا آنکه ایام بازی دیگری کرد و گروهی از ما بهتران مشروعیت حکومت آنان را زیر سوال برد.

بار دیگر شورای چهل دزد جابلقا، تشکیل شد و رییس از آنان خواست تا چاره ای برای این امر بیندیشند. قداره بندی از \"شهران\" (شاید منطقه ای در قدیم بوده است) گفت که در کتب قدیمه ای خوانده که غلبه و استیلا مستوجب قدرت امارت است و این حرفهای بی معنی چیست که الیوم در بوغ و کرنا کرده اند، حال آنکه ما با غلبه غالب شدیم و الحال مسلط و اولوالامر هستیم.

انوار تیل دزد جستی زد و به کریم کتاب دزد (البته وی که آزادی بیان را توطیۀ افرنگیان و یاوه می پنداشت، کتب را برای انداختن به دریا می دزیده و غرض دیگری نداشته است) اشاره کرد که برخی از مواجب بگیرانت را بگو برای این بابای ازما بهتران دریمه سقوی بنگارد و وی را نیز بسان دیگران به خاک مذلت بنشاند. اما بازهم قاروق خان به فراصت باریکی امر را فهمیده و چاره را بر آن دید که از همان مردم پرسان نمایند که آیا حکومت این چهل دزد خدوم را قبول دارند و یا خیر. همه حتی یکی از دزدها که به منظور قربت الی الله تریاق می فروخت و جابلقا را در این صنعت مقدس پیشتاز عالمیان کرده، از این فراصت و زیرکی آفرینها گفتند.

دیگر روز در بوغ و کرناها دمیدند و آواز سردادند که هرکه موافق و یا مخالف ماست باید بیاید و نظرش را در کاغذی نبشته در صنادیق (شاید جمع صندوق باشد) اندازند. از آنطرف نیز دیو یک چشم مردم را از رفتن به پای صنادیق برحذر می داشت. (این دیو از قدیم الایام در چهار اطراف می زیسته و گروهی جان برکف از وی حمایت می کرده اند. هدف از وحشت آفرینی وی هنوز نیز در پردۀ ابهام است، جز آنکه وی مردمان و علی الخصوص جمله مفاخر تاریخی جابلقا را به توپ می بسته.). خلاصه بازهم چهل دولت مرد (همان دلۀ دزدان قدیم) مردم را قناعت دادند که ازما بهتران دیو یک چشم را در قواطی (جمع قوطی) کرده و بر افراد وی بواتل (جمع بوتل) داده و آنان در روز همه پرسی مدهوش و نشئه اند.

روز سرنوشت ساز نزدیک می شد و هیچ دزدی بر این گمان نبود که شاید مردم به آنان «نه\" بگویند. تا آنکه یکی از خرده دزدها که مشغول (مسئول \"نسخه \") چاپیدن کاهدانهای مردم بوده است ، جرأت نموده و این امر را به استماع رییس رساند. رییس نیز بسان برق گرفته ها چشمکهای ممتد زده و باز قاروق خان و یاجوج آهن خوار و ماجوج خان سمنت دزد و فهیم مقبول و کریم کتاب دزد و کریم مخروبه نشین (که وی در مخروبه ها مشغول یغمای آثار به جا مانده از گذشتگان بوده و حتی قبرها را نیز می شکافته و پس از فروختن استخوان پدر کلانش مسما به مرده خور بوده است.) را فرا خوانده و کمسیون صیانت از نظریات مردم را مستقلن ایجاد و با شأن و شوکت افتتاح کردند و کسی را نیز مر منصب آن گماشتند که نه می شنید و نه می دید و نه می فهمید و صرفا به چپ و راست نگریسته و هر آنچه که یاران می گفتند، طوطی وار تکرار می کرده است.

بعد از جنجالهای زیاد و حل این مسایل بغرنج انتخابات دایر و در ظل توجهات مسئولی که نه می شنید و نه می دید، توانستند نظریات مردم را –که در طول تاریخ برای اولین بار می خواستند دست نشاندۀ ازما بهتران را خلع و خود را از گروگان دزدسالاران رها نمایند- جابجا و خواسته خود را در صنادیق بگنجانند. البته در همان روز دیو یک چشم نیز سردرآورده و برخی از مردمان را خورده و برخی را بینی و گوش بریده و برخی را نیز با همان بواتل از ما بهتران خدمات شایان کردند.

به هر منوال بار دیگر، ریاست برقرار و با استفاده از تجارب گذشته بازهم مردم را در حول و حوش مسایل ملیتی و زبانی و جنسی و باقلی و پشکل مشغول و بدین سان پنج سال دیگر را نیز گذراندند.

پس از چندی بار دیگر، لازم می گردد تا مشروعیت دزدسالاری ، تحت عنوان اعادۀ حقوق سیاسی مردم، تأیید گردد و اما اینبار، به دلیل محدودیت دو دوره ای ریاست، هم رییس و هم دله اش سخت در بیم و حراس بوده است. راویان آورده اند که این چهل تن اصلا مانند جناب پوتین (که یکی از اعفاد ازما بهتران بوده و دست نشانده ای را بر حکومت مقرر کرده) راضی به حکومت شکلی یکی دیگر از یاران نبوده، رییس نیز گفته است که \"ما از سبکتکین چه کم داریم؟ وی برده ای بود که در شبی از صاحب خود به خاطر فروش نرفتنش لت خورد، در خواب حضرت خضر را دید که به وی وعدۀ ولایت جهان را داده است و سلسلۀ غزنویان را در جابلقا وی ایجاد کرد. ما نیز که از مواجب بگیران یکی از حضرات بودیم و خیال حکومت هم در سر ما سنگینی می کرد به فضل خدا تاج شاهی بر سرما افتاده و حال که ما بر سریر هستیم، بدست خود خود را خلع کنیم؟ تاریخ جابلقا چنین حماقتی را سراغ ندارد. وآنگهی این دارالحکومه (ارگ) بیاد ندارد که رییس و یا شاهی با پای خود از آن بیرون رفته باشد، یا کشته شده و یا به زور سرنیزه وی را از آن رانده اند، حال اگر ما به میل خود آن را ترک گوییم، این بی ننگی و بی غیرتی را باید با خود به گور ببریم.\"

یکی از نودزدان ساده با هراس و ترس گفت:\" عمر رییس ما طولانی باد! پس بهتر است جهت حفظ جان شما مکانت این دارالحکومت را تغییر دهیم.\" اما یکی از مجربین با خشم بر وی نگریسته و گفت: \"لابد باید در امور اهم و مهم کرد. تغییر ریاست یعنی ختم سرقت؟\" پس جملگی بر رفع محدودیت قانونی و اصلاح و مصلحت تأکید کرده و بعضی گفته اند که چنان باید امنیت را به نزول رسانیم که مردمان شکر ایزد به جا آورده و دست و پایمان را بوسیده و از ما بخواهند که بدون هیچ نظرپرسی دیگر مادام العمر بر ما حکم رانید. چنین کردند و مردمان جهت استخلاص نفس و عرض می گفتند نسل دزدسالار تان مستدام و ایام به کامتان باشد. ما مردمان را چه به همه پرسی و خلع دست نشاندۀ از ما بهتران. خر ما از کرگی دم نداشته و سرشت ما گروگان بودن است و حال نیز ما پیرو \"مردگان\" خودیم و می دانیم که گروگان بودن خوش عالمی است که آن را به خروارها طلا نیز نمی فروشیم.

بدین گونه بود که فارغ از هیاهوی مردم، قدرت رییس، مطلق تر و فساد مطلق حاکم شده و گویند که نسل سارقان چنان فزونی یافت که مر بلاد جالبقا را کسی جز سارق و یا سارقه و یا رفیق السارق و یا معدالسارق نمانده و چون رغبتی به کار تولیدی نداشته اند، هریک از کیسۀ دیگری دزدی کرده و بدین منوال روز می گذرانند و درآمد سرانۀ آنان با این گردش پولی از جیبی به جیبی رو به فزونی گذاشت.

]]>
3
وب لاگ دره صوف http://www.afelection.com <![CDATA[بشردوست دیوانه نخبگان و قهرمان مردم]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D397 2009-09-16T01:32:07Z 2009-09-16T01:32:07Z انتخابات امسال افغانستان از نظرگاه های گوناگون قابل بررسی وارزیابی است.هرکسی این فیل را آنگونه که خودش حس کرده است توصیف می کند. من اما می خواهم این فیل را با محوریت بشر دوست ارزیابی کنم به نظر من این نقطه از پیکره ی انتخابات ریاست جمهوری کشور برجستگی ووضوح بیشتری دارد که نباید گذاشت- درغوغای هلهله های پیروزی ازسوی وفریادهای تقلب ازسوی دیگر- به فراموشی سپرده شود. نقش بشردوست در انتخابات اخیر افغانستان از چندین جهت قابل بررسی است که من در این مجال تنها می خواهم به دو پرسش مهم در این زمینه پاسخ دهم :

1- چرا بشر دوست ازنظر نخبگان دیوانه است ؟

2- چرا بشردوست از نظر مردم قهرمان است؟

برای دریافت پاسخ این دو پرسش باید گفت که نخبگان امروز افغانستان- که ساختار قتدرت را شکل می دهند- ازنظرذهن وزبان در یک وضعیت دوگانه ونا همگون قرار دارند که شاید با کمی تسامح بتوان از آن به ذ هنیت عقلانی وزبان قبیله ای تعبیر کرد. در ظاهر این دو پدیده پارادوکسیکال به نظر می رسد زیرا اولی یک پدیده ای مدرن است ودومی یک عنصرسنتی . اما باید گفت که اجتماع این دو پدیده در ذهن وزبان نخبگان وحتی روشنفکران امروز افغانی اتفاق افتاده است وتلاقی همین دو عنصر باعث بسیاری از پسماندگی های کشور وعامل گره افکنی در فرآیند ملت سازی شده است. بهم پیوستن این دو عنصر نا متجانس تمام فرصت های جدید ملت ما را برباد داده وآفاقی از رنج و مشقت را در برابر حیات سیاسی واجتماعی ما گشوده است . براساس بافت زبان قبیله ای، نخبگان ما همیشه باید از قوم وقبیله سخن بگویند.شعارها قومی. برنامه ها قومی وحتی هنرها باید قومی باشد.بارها مشاهده شده است وقتی یک نخبه‌ی دولتی درمیان قوم خود فرصت صحبت و یا کمپاین می یابد، تمام سخنش بیان دستاوردها ی دولت جدید برای قومش میباشد.اوتمام اتفاقات مثبت سالهای اخیر را مرهون تدبیر شخص خود میداند وحتی اگرشنونده ای بیابد \"بارندگی های چند سال اخیر\" را هم از آثار حسن تدبیر خویش می شمارد. عامل اصلی زبان قبیله ای برداشت کلیشه ای نخبه گان از ساختار جامعه ی ا فغانی می باشد بر اساس این برداشت افغانسان دارای یک ساختار قبیله ای است وادبیاتی در این جامعه شنونده خواهد داشت که واقعیت ها وآرمان های این ساختار را بازتاب دهد.

عقلانیت ابزاری

ازطرفی خود نخبگان بر اثر مطالعات وآموزش های علوم جدید ویا کسب تجارب شخصی از ذهنیت قبیله ای عبور کرده اند ودر عمل به عقلانیت ابزاری پیوسته اند .

ذهنیت عقلانیت ابزاری مانع ازآن شده است که نخبه گان شعارهای قبیله ای خویش را جامه عمل بپوشاند. نخبه ای که از نظر ذهنی خودش هم قبیله ای باشد برای دستیابی به اهداف قبیله، به خود گذری وفداکاریهای شایانی دست می زند و کمایی کردن نام وننگ برای قبیله را برهرنوع منفعت شخصی رجهان میدهد اما نخبگان ما چون از نظر ذهنی به قبیله تعلق ندارند همیشه منافع قوم وقبیله را فدای منافع شخصی وسود فردی کرده اند. منافع مردم وقوم وغیره تا زمانی قابل مطالبه است که در امتداد منافع او قرار داشته باشد اما اگر با نفع شخصی اش نا سازگار باشد بی هیج نوع درنگی باید کنار گذاشته شود. لذا است که درعمل همیشه منافع قومی فدای منافع شخصی شده است وآدم چنین فکر می کند که بروز شعارهای قومی همیشه یک ابزار بوده است در دست نخبگان. آنان همواره قومی شعار داده اند وشخصی عمل کرده اند وبا اغتنام هرنوع فرصت به ذخایرارزی وتصرف اراضی خویش در خارج وداخل همت گماشته اند. چنانکه سیره تمام نخبگان حکومتی امروز کشور موید این امر است. عقلانیت ابزاری حکم می کند که مقام حکومتی چنان سخن بگوید که دردور ترین نقطه دنیا دل کسی نرنجد. منافع تمام کشورهای دورونزدیک - به جزخود افغانستان- باید به رسمیت شناخته شود و...

درچنین فضای ظهوری پدیده ای به نام بشر دوست، که نه ذهن عقلانی وسود اندیش دارد ونه زبان قومی ، طبیعی است که دیوانگی به نظرآید. شعارهای فراقومی ورفتار های غیر عقلانی او درچارچوب گفتمان مسلط نخبگان توجیه پذیر نیست . نخبه هنگامی که می بیند بشر دوست وقتی به وزارت می رسد اولین کارش برقراری عدالت انسانی به ضرر قوم خودش است ،این عمل را سادگی می پندارد وخوشحال می شود که یک رقیب قومی از دست خود پایگاه قومی اش را ویران می کند وبه اطرافیان می گوید که این ازباب خوش خدمتی به ریاست دولت واقوام دیگر است. نخبه وقتی می شنود که بشردوست \"خرج دسترخانش\" را ،که می شود با هرماهش یک خانه خوب دربهترین نقطه کابل خرید، برای نان ظهر کارمندان وزارتش اختصاص می دهد ازتعجب شاخ در می آورد. به نزدیکان می گوید این آقا نرمال به نظر نمی رسد. نخبه وقتی می شنود که بشردوست برای انحلال چند انجوی خارجی، خود را در برابر خواست تمام جهان قرارمی دهد در برابر فشار های داخلی وخارجی مقاومت می کند وتا سرحد ازدست دادن وزارت به پیش میرود دیگر یقین می کند که او یک \"دیوانه\" است. رفتارهای بعدی بشر دوست این فرضیه را در نذد اومستند می کند. رفتارهای ازقبیل:

الف:زندگی در خیمه

ب: تقبیح بعضی از اعمال منسوب به افراد قومی خود

ج: مطالبه دلیل از نماینده ی قومش در پارلمان که ازاو در برابر حملات دیگر نمایندگان حمایت کرده است .

و...

فکر می کنم همین شواهد ودلایل کافی باشد برای اینکه بفهمیم چرا بشر دوست در بین نخبگان به دیوانه معروف شده است. اما بخش دوم سوال این بود که چرا همین دیوانه در میان مردم به قهرمان تبدیل شده است ؟!

پاسخ روشن است برای مردم همین دیونگی ها جذابیت دارد مردم نجات کشور خویش را در سایه همین دیوانگی ها جستجو می کند. انگار مردم دیگر کم کم خودشان هم می خواهند از فرهنگ قبیله ای فاصله بگیرند. تصمیم گرفته اند از این جهت به نخبگان بپیوندند چون دریافته اند که با چنین فرهنگی گره از کار شان گشوده نخواهد شد، مردم به چشمان خویش دیده اند که نخبگان خودشان چقدر خوب از این مرحله عبور کرده اند وراه ورسم عقلانی پیشه کرده اند. مردم درهمین تاریخ چهل سال اخیر خویش منادیان مکاتب فکری گوناگونی را تجربه کرده اند. که در ظاهر سخنان بسیار قشنگ قشنگ گفته اند. مدتی حکومت برادران خلق و پرچم را تجربه کرده اند که برای شان از مارکسیسم - این افسون توده های قرن بیست – گفتند. از برادری وبرابری .از نان، لباس مسکن و... اما در عمل کشور شان را درکام ارتش سرخ فروبردند وآغاز یک دور نابسامانی را برای ملت ما رقم زدند. مدتی حکومت مجاهد را تجربه کردند که از تقوا جهاد ،شهادت ؛اخوت و... سخن گفتند اما در عمل در کوچه کوچه شهر کابل جوی خون جاری ساختند وزمینه ساز ظهور طالبان کرام شدند که در سیاه کاری روی شب را سفید کردند...

مردم خسته از مسلمان ومارکسیسم به فکر پناه بردن به لیبرالیسم افتادند وآرزو کردند که این بار شاید لیبرال های اومانیسم پا پیش نهند و مارا از این همه فلاکت وسیه روزی وهردم شهیدی نجات بخشند. لیبرالها هم کم لطفی نکردند وبه آرزوی آنان پاسخ مثبت دادند؛ آمدند؛ با بوق وکرنا؛ با اشرف غنی واسپنتا؛ با کرزی وملالی جویا...آمدند برای ما قانون اساسی نوشتند حقوق بشر آوردند هزاران انجو تاسیس کردند. تلویزیون آوردند روزنامه آوردند و... اما فلاکت انسان افغانی هیچ تفاوتی نکرد. ناامنی ها پایان نیافت. مهاجرت وبازی با جان در سرنوشت جوان افغانی پایان نیافت گرسنگی وبیکاری پایان نیافت. طالب قوی ترشد کشت خشخاش چندین برابر شد. ناامیدی بیشترشد. یاس شگرف تر. فساد، اعتیاد آدم ربایی و...

مردم بعد از تجربه‌ی این همه نحله های گوناگون حکومتی از مارکسیستی گرفته تا امارت اسلامی وجمهوری اسلامی دیگر کم کم به این نتیجه رسیده اند که راه حل افغانستان سخنان شیک وزیبا نیست. نجات افغانستان تنها نوشتن قوانین مدنی واساسی نیست این ها هرکدام در جای خود مهم اند اما مشکل افغانستان عمل است مشکل اساسی مردم افغانستان این است که هیج کسی از نخبگان بر اساس شعار ها وگفتارهای خویش عمل نمی کنند در هررژیمی تنها شعارها وگفتارها عوض می شود وعمل حاکمان هیج نوع تغیری نمی یابد. هیچ کسی برای پیشرفت کشور از جان مایه نمی نهد. هیچ کسی برای آرمان والای نجات مردم خود دست به فداکاری وایثار نمی زند. همه چوکی حکومت را فرصتی میداند طلایی برای زراندوزی وثروت مردم دریافته اند تا این وضع ادامه داشته باشد نابسامانی آنان هم ادامه خواهد داشت. اینجا است که بشر دوست به عنوان یک منجی جلوه می کند چراکه چنین می نماید که او تنها کسی است که خود را فراموش کرده است وتنها به فکر نجات انسان افغانی برآمده است. اوتنها کسی است در میان نخبگان که به پول ومقام بی اعتنا است . او یگانه کسی است که وقتی حرف می زند دربهایش دلار مطالبه نمی کند. اویگانه کسی است که حرفهایش را با پول وزن نمی کند. ومهمتر ازهمه او تنها کسی است که به حرفهایش عمل می کند. اوتنها کسی است که از حمایت افراد قومی خود میترسد.( شاید به این دلیل که فکرمیکند این حمایت ها هدف اصلی او را که نجات فرد فرد افغانی است ناکام خواهد کرد . شاید)

اوتنها کسی است که... با چنین اوصافی شایسته استکه مردم اورا قهرمان خود بداند وطالب حتی به او آسیب نرساند ودر استقبالش گوسفندی ذبح کند ( خواه ازسر علاقه وخواه ازترس افکار عمومی)چنین به نظر می آید که مردم افغانستان دیگر فریب شعارها را نخواهد خورد و به کسی اقبال خواهد کرد که مردعمل باشد .اگرچه در سخن لغزشهای هم داشته باشد.چرا که آنا به این شعر ایمان پیدا کرده اند که به عمل کاربرآید به سخندانی نیست بشردوست آغاز این راه است هرکس میتواند با او رقابت کند و یا یاری اش کند بسم الله.

قنبر علي تابش

]]>
0
افغان پیپر http://www.afelection.com <![CDATA[آرای مرموز زنان، يكی از دلايل احتمالی تقلب]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D396 2009-09-16T12:19:33Z 2009-09-16T12:19:33Z در برخی از مناطق خطرناک که احتمال شرکت بانوان در آنجا شاید به صفر می رسیده حضور زنان بسیار زیاد بوده که همین امر شک و تردیدهای زیادی را در دل کمیسیون مستقل انتخابات بوجود آورد.

بعد از اینکه مشخص شد هزاران حوزه رای دهی که مخصوص بانوان بود تنها با نظارت یک کارمند زن صورت گرفته است مقامات بر این شدند تا آرای بانوان را مورد بررسی قرار دهند.

برخی از مقامات افغان به روزنامه تایمز گفته اند که در برخی از مناطق خطرناک که احتمال شرکت بانوان در آنجا شاید به صفر می رسیده حضور زنان بسیار زیاد بوده که همین امر شک و تردیدهای زیادی را در دل کمیسیون مستقل انتخابات بوجود آورد.

این در حالی است كه گفته می‌شود مردان نام میلیون‌ها وابسته خانم ناشناس را ثبت كرده‌اند.

از همین رو، کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی درخواست کرده است تا تحقیقات کاملی را از پرسنل خود در زمینه تقلب در انتخابات انجام دهد.

یکی از مقامات انگلیس نیز گفته است که این موضوع برای بازشماری درست آرا لازم است و باید این کار صورت بگیرد، چون در اكثر موارد تقلب توسط مقامات این كمیسیون انجام شده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، بر اساس قوانین فرهنگی منطقه ای در افغانستان، زنان نمی‌توانند در حوزه‌های رای‌گیری مخصوص آقایان رای بدهند.

در این رابطه روزنامه تایمز یک مثال زد، در ولایت پکتیا در مرکزی که تنها یک مقام رسمی زن وجود داشته است هزاران رای به صندوقها انداخته شده است که قابل توجه این است که در سراسر این ولایت حامد كرزی ‌91.7 درصد از ‌215 هزار رای را كسب كرده است.

شهرزاد اكبر، تحلیلگر ارشد بنیاد انتخابات آزاد و منصفانه گفت که بر اساس برگه‌های آرا، مشخص شده كه هزاران رای زنان به كابل فرستاده شده و در اكثر موارد شركت‌ زنان تقریبا برابر شركت مردان بوده است که این موضوع بطور واضح معلوم می کند که تقلبهایی در این خصوص در کار بوده است.

]]>
0
افغان پیپر http://www.afelection.com <![CDATA[داکتر عبدالله و کرزی،دو مهره خطرناک برای آمریکا]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D395 2009-09-15T11:54:27Z 2009-09-15T11:54:27Z وحید مژده بیان می کند که با ترکیب 5 نفر برتر انتخابات،امریکا میخواهد آنها در درون دولت یکدیگر، خود را کنترل نمایند که البته بعید است تشکیل حکومت وحدت ملی نتیجه مثبتی برای کشور داشته باشد.

گفته میشود انتخابات دور دوم نیز همانند دور اول شفاف و گسترده نخواهد بود زیرا از یک طرف وضعیت امنیتی بهبود نیافته است و از سوی دیگر، با فرارسیدن فصل سرما، امکان برگزاری انتخابات در برخی مناطق کشور وجود نخواهد داشت.

شکریه بارکزی، نماینده مردم کابل در پارلمان کشور میگوید که براساس تحلیلی که از اوضاع انتخاباتی دارد، انتخابات در دور اول به نفع حامد کرزی تمام خواهد شد.

بارکزی میگوید که علم سیاست علم محاسبه است و همین علم محاسبه، پیش از برگزاری انتخابات، نتیجه انتخابات را معلوم کرده بود.

وی بیان کرد که کسانی که کاندید بودند هرکدام میفهمیدند که نمیتوانند رییس جمهور باشند اما به شکلی میخواهند در معادلات سیاسی افغانستان باشند.

گفته میشود در صورت عدم رسیدگی به تقلبها امکان دارد وضعیت کشور دچار نابهسامانیهایی شود زیرا داکتر عبدالله، رقیب آقای کرزی نیز
گفته است در صورتی که به تقلبها رسیدگی نشود، نتیجه انتخابات را نمیپذیرد.

با وجود زیاد بودن شکایات انتخاباتی تا مرز بالاتر از دو هزار مورد، گفته میشود این احتمال وجود دارد که نتایج بررسی شکایتها توسط کمیسیون رسیدگی به شکایتهای انتخاباتی، میتواند نتیجه انتخابات را تحت تاثیر قرار دهد.

به گفته برخی از تحلیلگران، تلاشهایی در جریان است تا یک حکومت ائتلافی یا حکومت وحدت ملی، با اشتراک برخی نامزدان مطرح تشکیل شود تا از یکطرف از برگزاری انتخابات در دور دوم جلوگیری شود و از سوی دیگر قناعت نامزدانی که مدعی اند در انتخابات تقلب گسترده صورت گرفته، نیز فراهم شود.

در این حال، به گفته مژده، در شرایط حاضر از یک طرف امریکا نمیتواند روی حامد کرزی زیاد حساب نماید، از سوی دیگر، بدیل دیگری نیز ندارند. زیرا به باور مژده، امریکا نمیتواند روی رقیب جدی آقای کرزی، داکتر عبدالله عبدالله، به عنوان فرد مورد اعتماد اتکا نماید.

مژده میگوید که در عین حال، امریکاییها یک چیز دیگری را که متوجه شدند، این بود که کسی که در برابر آقای کرزی، نفر دوم است یعنی داکتر عبدالله، هم نمیتواند مورد اعتماد شان باشد.

وی دلیل سخن خود را اینگونه توجیه کرد که داکتر عبدالله از جبهه متحد است و جبهه متحد با ایران و روسیه روابط نزدیک دارد. بنابراین، به صورت دربست، یک
حکومت را به دست داکتر عبدالله دادن هم خطرناک است، و به دست کرزی دادن، هم خطرناک است.

مژده میگوید که بالاخره امریکاییها به این نتیجه رسیدند که بهترین راه این است که یک حکومتی ساخته شود متشکل از همین کسانی که در انتخابات سهم داشته اند، البته تنها پنج نفر اول.

به باور آقای وحید مژده، با این ترکیب، امریکا میخواهد اینها در درون دولت یکدیگر خود را کنترل نمایند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، اما در صورتی که حکومت وحدت ملی تشکیل شود، چه نتیجه مثبتی برای افغانستان خواهد داشت؟

]]>
0
آریانانت http://www.afelection.com <![CDATA[عبدالله خواستار رقابت در دور دوم انتخابات در مقابل كرزي شد]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D394 2009-09-14T11:59:18Z 2009-09-14T11:59:18Z

به گزارش خبرگزاري فرانسه،‌ \"عبدالله عبدالله \"، رقيب اصلي \"حامد كرزي \"، رييس جمهوري افغانستان در انتخابات رياست جمهوري اين كشور، امروز دوشنبه در مصاحبه‌اي با اين خبرگزاري خواستار به دور دوم كشيده شدن انتخابات اخير شد تا از اين طريق اطمينان حاصل شود كه پيروز اين انتخابات، انتخاب قانوني راي‌دهندگان افغان است.

عبدالله كه با توجه به شمارش تقريبا كل آراء ماخوذه از انتخابات رياست جمهوري 20 اگست (29 اسد) امسال، در رديف دوم و بعد از كرزي قرار گرفته است با طرح اتهام تقلب در دور اول انتخابات گفت كه دور دوم انتخابات بين وي و كرزي،‌ اثبات خواهد كرد كه چه كسي برنده واقعي خواهد بود و همچنين اين امر صحت اين راي‌گيري را نيز تضمين خواهد كرد.

وزير امور خارجه سابق افغانستان و مهمترين رقيب رييس جمهور كنوني اين كشور در ادامه مصاحبه‌اش گفت كه در صورت كشيده شدن اين انتخابات به دور دوم، اعتماد مردم افغانستان به فرايند انتخابات اين كشور، به آنها باز گردانده خواهد شد.

وي گفت كه اين امر، بيش از هر چيز ديگري به نفع فرايند انتخابات افغانستان خواهد بود.
با توجه به شمارش 95 درصد از كل آراء ماخوذه انتخابات اخير رياست جمهوري افغانستان، كرزي توانست به 3/54 درصد از آراء دست يابد و عبدالله نيز با 1/28 در صد از كل آرا در رده دوم قرار گيرد.
در حال حاضر 15/2 درصد از آراء اخذ شده تحت بررسي و تحقيق قرار دارد و پس از بررسي كلي و اعلام نتايج اين درصد باقي مانده از آراء، هر نامزدي كه بتواند به 50 درصد و يك راي دست يابد به عنوان رئيس جمهوري بعدي افغانستان شناخته خواهد شد.

]]>
0
آریانانت http://www.afelection.com <![CDATA[آرامش قبل از طوفان درافغانستان]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D393 2009-09-14T11:41:04Z 2009-09-14T11:41:04Z  امروز بيشتر از هر وقت ديگر وضعيت تاريک امنيتي، حـالت درهم وبرهم اجتماعي، فضاي غبار آلود ظلماني، جو مبهم سياسي، انجماد وسردي، روابط ذات البيني امريکا با حکومت فعلي افغانستان زمامداران و دولتمردان کشورهاي غربي را سخت مشوش ونگران ساخته است.


يورش هاي شديد گسترده و دوامدار تبليغاتي رسانه هاي گروهي ملي و دولتي امريکا عليه دولتمردان بر سر اقتدار حکومت افغانستان، جو سياسي حاکم بين کشورهاي امريکا و افغانستان را تيره تر و مکدر تر ساخته مي رود. اگر ازحريم حقانيت عدول نکنيم، فراگير شدن بحران امنيتي وسياسي درافغانستان اعتبار، اعتماد و درجه محبوبيت وجاذبه شخص بارک اوباما را به مثابه شخصيت نيرومند ومؤثر در حل وفصل قضاياي مهم وحساس جامعۀ جهاني سخت تحت سوال قرار داده است. عطف توجه به اين موضوع بارک اوباما منحيث رئيس جمهور با قدرت ترين کشور دنيا در رابطه به معضله افغانستان با بزرگترين آزمون زمان و دشوار ترين امتحان تاريخ دوران زمامداري اش روبرو مي باشد.

بارک اوباما يک واقعيت را به درستي درک کرده است و آن اين که: چنان قائد ملي برجسته، ليدر ملي فرهيخته وچنان زعيم مردمي شايسته که واقعاً از متن وبطن جامعه سنتي برخاسته باشد و دراين شرايط حساس زماني ولحظات سرنوشت ساز تاريخي ملت، مملکت و دولت افغانستان را به صوب جاده صلح، امنيت و سعادت رهبري کند وبه مثابه مدير مدبر وتوانا، اقشار، اصناف وطبقات پراکنده مختلفه جامعه افغانستان را به دور محور حاکميت واحد ملي جمع نمايد، درکشور افغانستان وجود ندارد. درحـالي که هرغارتگر وچپاولگر خود را رهبر وليدر تراش مي کند.

هشت سال است که استراتيژيستان نظامي قصر سفيد وپنتاگون مشغول ومصروف ساختن وتعويض کردن استراتيژي هاي بلند بالا اما بدون محتوا وغير کارا درقبـال بحران افغانستان وجنگ با طالبان مي باشند.

اما چنين نتيجه گيري مي شود که : گرداننده گان اصلي چرخ هاي سياست نظامي امريکا، وضعيت اگرونومي اراضي، حـالت جغرافياي فزيکي سرزمين افغانستان، خصوصيات اجتماعي و اعتقادات سنتي ومذهبي مردم افغانستان، ساختار تشکيلاتي، سطح مــورال رزمي، تاکتيک هاي تدافعي وقابليت هاي متعرض، اهداف سياسي، تکيه گاه هاي اجتماعي، محلات سربازگيري، مراکز تصميم گيري، منابع تمويل پولي، پيوند هاي خوني و ناسيوناليزم محلي با طالبان را طوري که لازم بود دقت مطالعه وبا تأمل تحليل و تشخيص نکرده اند وبا بمباران هواپيماهاي نظامي شان به خاطر يک آستين يک شهر را آتش مي زنند و به خاطر يک طالب ده ها وصدها افراد غير نظامي را مي کشند.

به همين علت است که جنـرالان بلند پايه امريکايي وقتي، جنگ را يگانه الترناتيف مؤثر براي قلع وقمع القاعده وطالبان مي دانند،گاهي اعلام مي کنند که بحران افغانستان وجنگ با طالبان راه حل نظامي ندارد، بايد از طريق سياسي حل شود.زماني شعار مي دهند تا افراد نظامي بيشتر به افغانستان اعزام شود. بعداً از طريق مطبوعات اظهار مي دارند که حاضرهستند تا با طالبان ميانه روو معتدل که با القاعده رابطه نداشته باشند، مصالحه و متارکه نمايند. درحـالي که اين يک انديشه ميان تهي ومفکوره وهمي است به دليل اين که:

اولاً طالبان چه افغانستاني چه پاکستاني ميانه رو وتند رو ندارند.

ثانياً طالبان چيزي کمتر از (امارت، خلافت اسلامي، قدرت ناب سياسي، حاکميت الهي وتيوکراسي را در افغانستان نمي خواهند.

ثالثاًً طالبان به هدف رسيدن وتکيه زدن براريکه قدرت دولتي مي جنگند نه به خاطر مشارکت درحکومت ائتلافي آنهم با دشمنان ديرينه قديمي با نکتايي هاي امريکايي وانگليسي. باورهاي فکري ديگران هرچه باشد واقعيت هاي عريان اين است که: عمده ترين علل واساسي ترين عواملي که امريکا ومتحدينش را درحل بحران افغانستان به عجز، شرمنده گي وناکامي مواجه ساخت ذيلاً رقم زده مي شود:

1- ناديده گرفتن نيروي معنوي عقيده تي ومـورال بلند رزمي طالبان.

2- به حاشيه راندن شخصيت هاي مسلکي و علمي وکنار زدن دانشمندان مستقل ملي افغان از صحنه بازي هاي سياسي افغانستان وجلوگيري از مشارکت آنها در بدنه دولت.

3- روي صحنه آوردن دوتابعيته هاي غرب زده ومغرور وبي کفايت در پيراميدهاي اصلي قدرت دولت. 4- سازش با جنگ سالاران بد سابقه وانتصاب پاتک سالاران بي تجربه درکرسي هاي عاليه قواي ثلاثه دولت. 5- قضاوت کردن اوضاع متشنج افغانستان از عقب عينک هاي سياه مشاوران کم سويه خارجي استخدام شده در ارگان هاي دولتي وغير حکومتي.

6- تصاميم عجولانه وغير مدبرانه زمامداران و دولتمردان سابقه شماري از کشورهاي خارجي در قبـال مسايل مهم امنيتي وسياسي افغانستان.

7- ضعف مديريتي ودکترين منجمد سياسي بلند پايه گان دولت افغانستان که فساد اداري،رشوتخواري، غصب املاک دولتي واختلاس دارايي هاي ملي را به اوج خود رساند.

8- فاصله گرفتن اکثريت قاطبه ملت از قواي ثلاثه دولت و افزايش نارضايتي از عملکرد ها وعمليات نظامي قواي نظامي ناتو و ائتلاف بين المللي.

9- گوش ندادن به صدا، فغان ها ونداهاي بيوه زنان ووقعي نگذاشتن به ضجه ها، گريه ها ونـاله هاي يتيمان افغان از بي عدالتي در دستگاه هاي دولتي افغانستان.

10- تبلور تفاوت هاي فاحش طبقاتي وتأثيرات منفي آن در حيات مادي ومعنوي طبقات رنجبر افغانستان. 11- اشتباهات تکراري ومحاسبات غلط مسايل نظامي درتاکتيک ها واستراتيژي هاي جداگانه نيروهاي نظامي امريکا وکشورهاي عضو ناتو در قبـال درگيري درافغانستان.

12- عدم پذيرش وجود وحضور دوامدار عساکر بيگانه گان درضمير، وجدان و روان مردم افغانستان. شايان ذکر است که زمامداران و دولت مداران کشورهاي امريکا و بريتانيا همواره درمحاسبات شان القاعده راغده سرطاني ناميده اند، درحـالي که اپيديمي طالبان به مراتب خطرناکتر نسبت به غده سرطاني القاعده مي باشد. چنانچه از ديدگاه فلسفه ديالکتيکي دشمن علني وقريب(طالبان) به مراتب خطرناکتر و مهلک تر از دشمن مخفي وبعيد(القاعده) مي باشد.

درحـال حاضر آرامش قبل از طوفان درافغانستان حکمفرما است اما ترسيم هاي افق هاي مشخص امريکا و يوناما نشانۀ از تغيير کادرهاي رهبري قدرت دولتي را بشارت مي دهد. وبا طلوع انديشه دموکراسي نسيم آزادي غبار غم واندوه را از چهره هاي مردم افغانستان زدوده خواهد کرد. از اين واقعيت نبايد انکار کرد که چه آرزومندي ملت افغانستان وچه اميدواري ملت هاي امريکا بريتانيا نسبت به دکترين سياسي، پلاتفورم نظامي واستراتيژي هاي جنگي واقتصادي بارک اوباما و گوردن براون درقبـال ختم جنگ واستقرار صلح وثبات پايدار افغانستان به يأس ونااميدي مبدل شده است.

نگارنده قبلاً درمقاله منتشره درهمين روزنامه به اين نکته اشاره کرده بود که مردمان امريکا وبريتانيا از کشته شدن فرزندان ووابسته گان شان در جنگ هاي فرسايشي با طالبان درافغانستان سخت ناراض ومأيوس هستند، چنانچه چندي قبل يکي از معاونان وزارت دفاع بريتانيا به گوردن براون توصيه ومشوره داد تا عساکر بريتانيا را از افغانستان خارج مي بسازد،چون اين پيشنهاد مورد پذيرش نخست وزير بريتانيا قرار نگرفت بدين لحاظ معاون وزير دفاع انگليس از وظيفه خود استعفا داد.

درهمين رابطه نخست وزيرهاي کشورهاي آلمان وبريتانيا و رئيس جمهور فرانسه متفقاً فيصله کردند تا از طريق سازمان ملل متحد يک کنفرانس بين المللي دريک سطح عالي قبل از ختم سالجاري ميلادي جهت اتخاذ تصميم جدي روي بحران افغانستان سازماندهي وتدوير گردد.

از قرائن معلوم مي گردد که هدف اصلي از تدوير اين کنفرانس عالي بين المللي ، تعيين تقسيم اوقات زماني براي خروج عساکر کشورهاي غربي از افغانستان است. دراين کنفرانس تصميم لازم گرفته مي شود تا افغان ها خود به صورت مستقلانه امنيت کشور شان را بگيرند و سرنوشت خود را رقم بزنند که در اين صورت کمک هاي جامعۀ جهاني به حد اقل تقليل خواهد يافت.

بارک اوباما، گوردن براون، نيکلاي سارکوزي، انگلامارکل وبان کي مون سرمنشي ملل متحد خود قضاوت و داوري نمايند که غارتگران، چپاولگران، اختلاسگران وقاچاقبران به مثابه اقليت محدود روزه شان را با مرغ هاي بريان افطار مي کنند، اما اکثريت قاطبه گرسنه افغانستان دراين ماه مبارک رمضان روزه هاي شان را با خوردن توته هاي سوخته نان افطار مي نمايند.

چنين است ثمرۀ کمک هاي مالي کشورهاي غربي وچنين است نتيجۀ عدالتي که کشورهاي غربي براي ملت افغانستان زيرنام هاي دموکراسي، رژيم سياسي رياستي ونظام بازار آزاد اقتصادي به ارمغان آورده اند، درحقيقت اختلافات اجتماعي تضاد هاي شديد طبقاتي وگرايشات سياسي دربين مردم گرسنه افغانستان ازهمين بي عدالتي اقتصادي وخشونت سياسي نشأت کرده، منبع وسرچشمه گرفته است. يک نکته ديگر را بارک اوباما، گوردن براون وبان کي مون از نظر دور نداشته باشند که مردم افغانستان برحسب شرايط زمان بيشتر ازاين تحمل زمامداران، دولتمردان، وزيران، واليان، سفيران وقنسلان (کور، کر، چغر، نوکر و چاکر) را تحمل کرده نمي توانند وهرگز ديگر نمي خواهند، آنها سرنوشت ملت ومقدرات مملکت شان را رقم وبر سر خون مردم افغانستان تجارت انتفاعي وقمار سياسي بزنند. و اين آرمان را به گور خواهند برد.

نويسنده: ميرنجيب الله شمس

]]>
0
مطلب ارسالی http://www.afelection.com <![CDATA[نگذاریم انتخابات افغانستان باعث عقده گشایی های جمهوری اسلامی در برابر آمریکا در افغانستان شود ! ]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D392 2009-09-14T11:25:19Z 2009-09-14T11:25:19Z 0 آریایی http://www.afelection.com <![CDATA[تعویض کرزی بی ظرفیت با عبدالله بی تجربه]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D391 2009-09-14T03:30:07Z 2009-09-14T03:30:07Z سید هاشمی:

انتخابات افغانستان که از آن مقابله گلوله و برگه رای دهی یاد میگردد؛ ذهن تمام مقامات و رسانه های جهانی علاقه مند و دخیل در قضایای افغانستان را به خود معطوف کرده و همه انتظار دارند ببینند سرنوشت دموکراسی صادر شده شان چگونه رقم میخورد.

از گمانه زنی های مقامات و رسانه های جامعه جهانی بویژه امریکا و انگلیس پیرامون نتیجه انتخابات افغانستان معلوم میشود که تا هنوز  افق دید مقامات امریکایی و موتلفان آن در جنگ با تروریزم گرفتار تاریکی های ناشی از برداشت های تاریخ زده و ذهنیت های زخم خورد آنها بوده و فرصت عینیت و شفافیت نیافته است. زیرا مقامات امریکایی دخیل در پروژه باثبات سازی و ترور کُشی افغانستان میان اینکه مشکلات افغانستان مشکل ساختاری است یا شخصیتی؛ در غلط فهمی یا تناقص گویی دچار اند.

آنها فکر میکنند اگر کرزی را که تا دیروز مرد نمونه برای رهبری مدرن اسلام و جهان سوم میپنداشتند و مدال های متعددی  را نیز به این منظور برگردنش آویزان کرده بودند؛ امروز میتوانند با برچسب فساد و بی ظرفیتی از قدرت دور سازند و مسیر پرخم و پیچ و پر آشوب مبارزه با تروریزم را همواره و کوتاه سازند. این ساده ترین کاری است که برای فریب افکار عامه میتوانند انجام دهند؛ اما این رویکرد؛ فرار از تاریکی به توفان است.

آنزمان که کرزی  حمایت بی چون و چرای حزب حاکم جمهوریخواه و به ویژه حلقه قدرتمند تصمییم گیری چون بوش؛ چینی ، رامسفلد و خانم رایس را داشت؛ در انتخابات دور اول با وجود موارد واضح تقلب و تخلف در انتخابات 2004؛ بدون درد سر های امروزی به حاکمیت خود ادامه داد؛ اما امروز وی هم قربانی رقابت های میان حزبی امریکایی ها شده و هم کرزی با اندوختن تجارب کافی در اداره افغانستان؛ حاضر نیست بدون تضمین و معامله سود آور به یکطرف امتیاز بدهد. زیرا وی اگر اینبار از قدرت کنار زده شود و آنهم به دلیل بی کفایتی ؛ نه تنها هرگز روی قدرت را نخواهد دید بلکه احتمال کشانیدن آن به محاکمه به جرم به چالش کشانیدن اوامر و برنامه های امریکا وجود دارد. چیزی که به یقین کرزی از آن آگاهی دارد و نخواهد گذاشت سند مرگش را بدست خودش بنویسند.

کاری دیگری که کرزی برای رهایی خود از هرگونه انتقام گیری های حمایت گران خارجی خود کرده؛ گره زدن چند جنگ سالار مشهور در کنار خود است که امریکا و انگلیس با آنها نیز میانه خوب ندارند؛ مارشال فهیم و جنرال دوستم که رسانه های امریکا و انگلیس واضحا شیپور محاکمه آنها را به دلیل تجارت مواد مخدر و کشتار های دسته جمعی بلند تر از همیشه می نوازند. رویارویی امریکا با این ترکیب نه به مصلحت امریکا است و نه عملی زیرا نتیجه آن بازنده گی همه طرفهای درگیری و پیروزی ارزان حریفان امریکا خواهد بود.

این درست است که افغانستان هیچگاه ظهور یک رهبر دلسوز و با کفایت را احساس نکرده و تولد وی را جشن نگرفته اما چالش های حاکمیت و حکومت در شرایط امروزی فراتر از این است تا با جابجایی های جدید و مورد نظر بتوان بر آنها غلبه کرد. خشونت های امروز تنها ناشی از رقابت های استراتژیک کشور های مطرح منطقه با حضور غیر متعارف امریکا و انگلیس نیست بلکه ایدیالوژی ها نیز از مردم برای مقاصد شان سربازگیری کرده و سلاح طرف مخالف را میسازد.

بنا اگر کرزی که فعلا مهره سوخته بازی بزرگ گردیده به هر بهانه از قدرت دور گردد و  بجای آن فرد دیگر مانند داکتر عبدالله عبدالله را که رسانه های معتبر جهانی با اشتیاق برای وی کمپاین رایگان میکنند؛ با همان خوش بینی و بلند پروازی به قدرت نصب شود؛ وضعیت تغییری نخواهد کرد. زیرا عبدالله بی تجربه تر و نا آشنا تر از آن است که بتواند بار بزرگ را بر شانه ها کوچک خود حمل کند. او میتواند یک مشاور خوب و یا یک سکرتر فعال باشد چنانچه در گذشته بوده اما انداختن تمام وزن رهبری کشور در عقب وی فاجعه امیزی وشاید هم غیر قابل جبران باشد.

گرچه هم عبدالله و هم کرزی شخصیت های کاریزمای جامعه محافظه کار و سنتی افغانستان نیستند ؛ اما در شرایط فعلی ؛عبدالله با آسیب های بیشتر مواجه است زیرا وی در جریان جنگ های داخلی؛ یکطرف اساسی جنگ بر ضد جریانهای بودند که امروز یا در کنار کرزی اند مانند جنرال دوستم؛ محقق و کریم خلیلی و یا بر علیه آن مانند طالبان و حزب اسلامی حکمتیار. بناا نصب وی  نتیجۀ جز بلند بردن التهابات سیاسی و رویارویی های نظامی جریانهای مذکور و انتقال بی امنی به نیم دایره شمالی کشور حاصل نخواهد داشت. گذشته از آن؛ داکتر عبدالله که خود بر شانه های جنگ سالاران نشسته؛ برای جامعه افغانستان شخصیت ناشناخته و مرموزی است؛ موردی که در دموکراسی قوم مدار افغانستان اهمیت زیادی دارد.

ما از گذشته بازی امریکا و انگلیس با وضعیت های مشابه و شخصیت ها بر می اید که داکتر عبدالله درواقع  شیر برفی جامعه جهانی و یا مهر چانه زنی برای ترسانیدن کرزی به منظور امتیاز گیری زیادتر از وی است تا مهره استراتژیک و ناجی افغانستان. اگر چنین باشد؛ رهایی از چنگال تروریزم در کوتاه مدت فقط یک رویایی تعبیر ناشدنی میباشد و خونهای زیاد سربازان و پول های وافر مالیه دهنده گان باید مصرف شود. رهبران امریکا و انگلیس برای رضایت افکار عامه شان و یا گریز از فشار های سیاسی مخالفان باید قربانی دیگر جز افغانستان بیابند چون بازی با آتش و رقص با گرگها آنقدر هم خوش آیند و مصمون نیست.

 

 

By: Sayid Hashemi in Sydney Australia

]]>
0
آریایی http://www.afelection.com <![CDATA[کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخاباتی، باید محاکمه شود]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D390 2009-09-14T03:25:19Z 2009-09-14T03:25:19Z کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخاباتی، باجفا ودستبردیکه

در رای مردم افغانستان زده ، بایست که در دادگاه ودر

پیشگاه مردم با شهامت افغانستان ، محاکمه شود   !

البته موضوع روشن است که چرا چنین کار در برابر این کمیسیون صورت گیرد؟ وابستگی قومی ، زبانی، قبیلوی ونسبتهای فاشیستی که تعداد از اعضای این کمیسیون با دستگاه فسق وفساد اداره جهنمی چرس وتریاک کرزی دارند، برای کسی پوشیده نیست .

     قراریکه رسانه های تصویری بدون پرده پوشی جفاهای جنایتکارانه ی هموندان این کمیسیون را نشان دادند، دیده شد که، برملا وبدون خجالت موظفین این کمیسیون با وقاحت کامل برای اطفال خورد سال هم کارت انتخاباتی توزیع کرده اند وهم در رای دهی بدون لحظه ای ایست ، ورق رای دادند وآنهارا رهنمایی نیز میکردند واین جنایت انتخاباتی را مسوولین این کمیسیون با دیده درای منکرند وهنوز مقصر ناظران انتخاباتی را میدانند؛ بگیر که نگیرندت !

    این کمیسیون متعهد به قانونیکه خود پذیرفته بود نیست وهرازگاهی ماده های این قانون را به نفع باند مقتدر زیر پای میکند ومردم ورای مردم را به مسخره میگیرند؛ از سخن پرداز گرفته تا معاون وشخصی بنام دارالانشا همه وهمه بر پایه ای دروغ وطرفند وچال نا جوانمردانه خودشان را اعیار ساخته اند ودراین زمان ودراین دنیای خورد شده ودهکده ی رسانه ای چنان بی شرمانه بالای دروغهایشان می ایستند که، تصورشان در قرن پانزده وشانزده ویا زمان بربریتهای رزیمهای خان خانی وقبیلوی گذشته باشد. یک لحظه به روی نمی آورند که با لباس گنده ودروغین در این زمان چگونه میشود در جشمهای بینای این مردم بیدار درامد ودیده درای را مانند تبار گذشته بیشرمانه  پیشه خویش ساخته اند!؟

    دیگر اینکه همه اشتراک کننده گان شاهیدند، و به چشم سر دیده اند که به جای خانمها وزنان شریف مناطق جنوبی وجنوب غربی ومشرقی، مردان آنها رای داده اند واین کار در پیشروی مسولین کمیسیون انتخاباتی صورت گرفته است، ایا این کمیسیون اگر وابسته نبود، چرا یک ویا چند حادثه اینچنینی را افشا نکرد و دست رای دهندگان غیر قانونی را نگرفت؟

    برای همگان روشن است که، تعداد موظف شده از سوی اداره کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخاباتی جمهوری اسلامی افغانستان، با بیشرمی قبضه های رای بدست داشتند ومهر وتاپه انتخاباتی نزدشان بود، درپهلوی نیروهای امنیتی طرفدار جناح حاکم ، دسته دسته رای به صندوقها می ریختند وکسی که این گروپ تقلب کار ونا مسلمان را گفت، چند رای هم بنام داکتر رمضان بشردوست بریزید واین وطندارتان است، آنها گفتند که اینجا منطقه ما است وبشردوست در جای که مردمش قرار دارند رفته رای بگیرد؛ این کارها برای کسی پوشیده نمانده ودر همهء این جنایات انتخاباتی، کمیسیون دست دارد واگر کشور به تشنج خدای نا کرده کشانیده شود، مسوول درجه یک آن همین کمیسیون وابسته ووجدان فروخته خواهد بود.

     در یکی از حوزه های قندهار حدود صد نفر زن رای داده بود، ولی در شمارش آرا، حدود چهار صد رای از صندوق بیرون وشمارش گردید، مسول این صندوق مگر از گماشتگان این کمیسیون بود ویا در غیاب آنها صندوق پر گردید؟ من سراپا این کمیسیون را مقصر میدانم واین کمیسیون از روز اول وابسته بود ولی صدای مردم متآسفانه قسمیکه لازم بود، بلند نگردید ودراینجا شورای ملی نیز تا حدی خاموشی اختیار کرد.

   میگویند که اکثر باشندگان افغانستان از گرسنگی، فساد اداری، بی نفاوتی دولت و وزرای این حکومت، سیستم مافیایی قدرت، بی عدالتی وعدم تعهد حاکمان به سرنوشت مردم ، رنج میبرند، آیا این مردمیکه در زمان این حکومت دچار چنین اوفت اجتماعی وسیاسی شده اند، با کدام خاطر خوش ووجدان خندان به این رژیم فاسد رای خواهند داد؟ طبیعی است که هرگز نی ! اما دستگاه این حکومت با همکاری کمیسیون وابسته به خودش دوباره دست به جعل رای وعمل نا شایسته تقلب زدند ویکبار دیگر میخواهند که این سیستم مافیایی را به کمک پول بنگ وتریاک ویک تعداد زورمندان قلدر بر این کشور واین مردم بیچاره تحمیل نمایند وحاکمیت تقلب سالاری و مشاورگرایی را باز هم رواج سرنوشت سردر گم این مردم سازند.

    آنهایکه خود را فراموش کرده اند وبخاطر اقتدار چند روزه به هیچ چیز اهمیت نمیدهند، فاسقان اند. حکومت فسق وفساد درست در برابر عدالت قرار میگیرد وریشه ای خدا مداری ومردم دوستی اش لق میگردد ونا پایدار است ومردم وخدا بدون شک از چنین حکومت ضد عدالت نا راض خواهند بود واین دستگاه فسق افگن هرچه بکند کارش بدون نتیجه می ماند ودر آخر رسوایی در پیشرو دارد. اگر مردم از همچو حکومت انتظار خدمت را داشته باشند، روزشان همان خواهد شد که روز مردم افغانستان در طی گذشت هشت سال حاکمیت جناب کرزی دچار آشفته حالی شده است؛

                       شاه آن باشد که از خود شه بود                         نه به لشکرها ومخزن شه بود....شاید از مولوی باشد

بلی هموطن گرامی ! ساده ترین شیوه حکومتداری، تطبیق عدالت ورعایت آن در جامعه است . چرا جامعه ما امروز دچار نوسانات واز همگسستگی است؟ چرا که عدالت مرده و کسالت دامنگیر شده وزور وپول بر همه راهها چیره گردیده است وهمه مغز ها مادی شده اند ومعنویت وانسان دوستی وعشق از زندگی جامعه ما رخت بر بسته است ؛ جامعه ایکه نوع پروری وحب ودوستی در آن نباشد، جایش را چه خواهد گرفت؟ بر عکس آن ! ما از شناخت واقعی خویش دور شده ایم وضرورت به نشان دادن داریم ویا جستجوی راستی ! چنانچه علامه اقبال لاهوری میگوید:

                       ای زخود پوشیده خودرا باز یاب                 در مسلمانی حرام است این حجاب

این حکومتداران کنونی افغانستان پوشیده از خود هستند واینها از همه بیشتر به خود شناسی ضرورت دارند، تا به واقعیتهای جامعه باورمند شوند واز این بیش در برابر این بی عدالتی ها سیل بین گناه کبیره خویش نباشند. این دنیا به هیچکس نماند وبرای شما هم نخواهد ماند وفقط نام نیک وخدمت به مردم وعادل بودن وتعهد است که تا ابد می ماند. حکومتی که با نیرنگ وتقلب بدست اید، از چه مزایای انسانی وآرامش وجدانیی بر خوردار خواهد بود؟ دزدی را میتوان مایه ای افتخار آیندگان قلمداد کرد؟با این شیوه وشگردهای نا سالم میشود دم از آزادی واستقلال زد؟ میگویند عدم استقلال این است که بیگانه به جای ما بنشیند وبیگانه فرمانروای ما باشد. چرا ما خود توان فرمانروایی را نداریم؟ بخاطریکه ما از خود بیگانه شده ایم وخدمت به مردم را ننگ وعار میدانیم وزندگی اسوده را در سایه این بی خودی با مادیاتیکه بدست آورده ایم غنیمت وقت می پنداریم ومیگویم که ما زنده جهان زنده وما مرده جهان مرده ؛ ملیونها پول آمد ولی مردم گرسنه تر شدند وبیچارگی دامنگیر مردم بیشتر گردید، چرا؟ حکومت خدمتگار وجود ندارد وپولها در جیب مشاورین وخویشاوندان وزورمندان نا پدید گردید واین فاسقان خدارا فراموش کرده اند وبدور محور زر وزور همه چیز را فراموش کرده اند، بلند منزل، جواهرات وموترهای ضد گلوله خاطرشان را آسودتر از این میکند که یک لحظه در خدمت مردم ویک لحظه در فکر لقمه نان جوین بخاز گرسنگان قلمروشان باشند. نمیدانم که با کدام وجدان این حاکمان در شهر کابل بخواب خواهند رفت، در صورتیکه هزاران انسان درگرد ونوایشان گرسنه شب را روز میکنند وآقای کرزی ملیونها پول را صرف بردن انتخابات میکند وآنهم از راه تقلب ونا جوانمردانه با تاسف !

      روی این دلایل فوق لازم است که ، کمیسیون انتخاباتی منصوب شده از سوی دستگاه اقای کرزی، در پیشگاه مردم به جفاهایکه کرده اند ودر تقلب دست داشته اند، اقرار نمایند وغرض عبرت آیندگان وحکومتداران بعدی محاکمه شوند وتقلب از سوی هرکسی که صورت گرفته باشد، از جمله فاسق وفاسد وتبهکار شناخته شود ودر پیشگاه مردم افغانستان معرفی گردد. در غیر آن حکومتیکه با تقلب به قدرت برسد، جامعه وکشور جفا دیده را بر باد وبه تیره روزی خواهد کشاند ؛! حکومت که با مردم نباشد به منزله قطره ای خواهد بود که در صحرا خشک بخار میشود وحکومت که در خدمت مردم وبا مردم باشد، تعهد داشته باشد، قطره ایست که با دریا ودریا میشود واین نبشته را با بیت مولوی بزرگ به پایان میبرم وامید است که دانشمندان ودلسوزان راستین سرزمین خورشید در این زمینه تماشا بین نباشند ودر بیداری مردم وروشنگری جامعه حصه بگیرند وبا قلم وبیان نیکویشان گمراهان غرق شده در دنیای زور وزر را وادار به بر گشت بسوی راستکاری واندیشه ای نیکو وقصد خدمت به مردم ورشد فرهنگ وبهبود جامعه نمایند.

                  قطره دریاست اگر با دریاست   

                  ورنه او قطره و دریا، دریاست

 

                                                             درویش نیک اندیش

]]>
1
8 صبح http://www.afelection.com <![CDATA[براي معامله تقسيم قدرت؛ كرزي تحت فشار است]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D389 2009-09-14T02:37:57Z 2009-09-14T02:37:57Z پنج سرباز امریکایی در میان ده ها نفري بود که در موجي از خشونت ها در افغانستان کشته شدند؛ در حالی که شب گذشته فشارها بر رییس جمهور حامد کرزی برای معامله بر سر تقسیم قدرت با عبدالله عبدالله، رقیب اصلی اش، شدت گرفت. افزایش فشارها در حالی است که کمیسیون مستقل انتخابات نتوانست برنده ي انتخابات به شدت مورد مناقشه ریاست جمهوری را اعلام کند. این تصمیم همزمان شده با افزایش موجی از نا آرامی های خشونت آمیز که به گفته ي مقام ها، روز شنبه 50 تن به شمول افراد ملکی افغان، تعدادي از نیروهای افغانستان و جنگجویان در زدوخوردهای مختلف در سراسر کشور کشته شدند.

در این میان انفجار بمبي به مرگ 14 مسافر افغان انجامید. سربازان امریکایی در دو  انفجار کنار جاده کشته شدند.
عمیق تر شدن بحران با مخاطرات در واشنگتن و لندن، جایی که افکار عمومی مخالف یک جنگ خونین تر در حمایت از روند سیاسی فاسد می باشد، یکجا شده است.
از زمانی که افغان ها برای انتخاب رییس جمهور جدید به  پای صندوق های رای رفتند، بیش از سه هفته می گذرد، اما شمارش جنجال برانگیز آرا با ادعاهایي در مورد بی نظمی های گسترده به شمول مراکز رای ساختگی و پر شدن صندوق های رای، در آمیخته است. بیشتر این آرا ظاهرا به نفع کرزی ریخته شده است. روز شنبه کمیسیون مستقل انتخابات نتایج نسبتا تازه ای را اعلام کرد که کرزی را در مسیر پیروزی نشان می دهد. با شمارش 93 درصد آرا، آقای کرزی 54 درصد آرا را به دست آورده است. در برابر، عبدالله، وزیر خارجه سابق توانسته است 28 درصد آرا را از آن خود کند.
اما کمیسیون رسيدگي به شکایات انتخابات مورد حمایت سازمان ملل که در مورد منازعه [در مورد انتخابات]  فیصله می کند، آرای 83 مرکز رای دهی را باطل اعلام کرده است و دستور بازشماری بخشي از آرای سه ولایت که گفته می شود به نفع کرزی به صندوق ریخته شده را داده است. آرای 600 مرکز قرنطین شده است.
اگر سهم کرزی از آرا به پایین تر از 50 درصد تقلیل یابد، برگزاری دور دوم ضروری خواهد بود. سازمان ملل تاکید دارد که رقابت به پایان نرسیده است. علیم صدیق، سخنگوی یوناما در کابل گفت: \" هنوز برنده ای در این انتخابات وجود ندارد\".
اما مقام هاي غربی به طور خصوصی اذعان کرده اند که برگزاری دور دوم انتخابات در این مرحله ممکن نیست. رسیدگی به شکایات ممکن است هفته ها به طول انجامد و زمستان طاقت فرسا در راه است که برگزاری انتخابات تازه را تا بهار غیر ممکن می سازد. با گسترش دامنه ي خشونت ها در سراسر کشور، این [بلا تکلیفی] افغانستان را در برزخ سیاسی خطرناک قرار می دهد.
در غیبت یک برنده ي شفاف، متحدین غربی احتمالا فشارها بر کرزی و عبدالله را برای انجام معامله بر سر تشکیل یک دولت ايتلافی و یا دولت وحدت ملی در هفته های آتی بیشتر سازند. اما تا حال، هر دو نامزد مواضع تندی گرفته اند.
کرزی فشارهای امریکایی ها در مورد انتخابات را رد کرده است و در یک مصاحبه کوبنده به \"لی فیگارو\" گفته است که او هرگز یک \" دست نشانده امریکایی \" نخواهد بود. عبدالله به طور عموم دست خود را نگه داشته، به این امید که فشارهای بین المللی به یک سازش بیانجامد. در صورتی که این [فشارها] به شکست بیانجامد، او می تواند اعتراض هاي جاده ای را در کابل یا شمال افغانستان، جایي که پایگاه حمایت قومی تاجیک او متمرکز است و غیر قابل کنترول توسط کابل می باشد، راه اندازی کند. مقام ها هشدار می دهند که در همچون شرایط، کرزی اجازه نخواهد یافت تا از طریق گذرگاه سالنگ، تونل کوهستانی که کابل را به مناطق شمالی وصل می کند، عبور کند. یک مقام می گوید:  \" خطر از هم پاشیدگی کشور وجود دارد، نه به صورت قابل توجه، بلکه در مورد توانایی کرزی برای اعمال قدرت اش در شمال کشور\".
این بحران در حالی به وجود آمده که حمایت عامه در میان متحدین غربی در حال تنزل است. هزینه انسانی تعهد بریتانیا توسط مرگ کورپورال جان هریسون، در  عملیات نجات استفين فرل، خبرنگار ربوده شده [نیویارک تایمز] در هفته گذشته برجسته شد.
در ایالات متحده، سیاستمداران دموکرات بر سر اعزام نیروهای اضافی مورد درخواست جنرال های شان، مردد می باشند. روز جمعه کارل لوین، رییس کمیته خدمات مسلح سنا هشدار داد که ایالات متحده \" ابتکار را از دست داده\" و خواهان تغییر در اسراتژی شد.
سفیر روسیه در کابل به این مباحث پیوسته و هشدار داده است که واشنگتن باید از [تكرار] اشتباهات نیروهای اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1980 اجتناب کند. در اوج اشغال افغانستان توسط شوروی در سال 1987، مسکو 140 هزار نیرو در افغانستان داشت. دو سال بعد، اتحاد جماهیر شوروی مجبور به عقب نشینی مفتضحانه شد.
به رغم استقرار بیش از 100 هزار نیروی خارجی، امروز خشونت ها در افغانستان به اوج خود در طی هشت سال جنگ رسیده است. یک مقام غربی که نخواست از وی نام برده شود، گفت که در بدترین سناریو، حوادث می تواند به صورت خطرناک از کنترول خارج شود.
\" شرایطی به وجود خواهد آمد که در آن حامد کرزی تنها متکی به نیروهای امنیت ملی ( خدمات اطلاعاتی ) و قدرت پشتیبانی برای شکست هر مخالفتی خواهد بود، در حالی که عبدالله و دوستان اش از هر وسیله ای برای برکنار کردن دولت غیرمشروع استفاده خواهند کرد\".
\" این نیروهای غربی را با مشکل رو به رو خواهد ساخت: آنها چه کار کنند، و دشمن چه کسی است ؟\".

منبع: گاردین - نویسنده: دکلان والش - اسلام آباد - برگردان: اسماعیل شهامت

]]>
0
8 صبح http://www.afelection.com <![CDATA[بیشتر از یک میلیون رای متاثر می شود]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D388 2009-09-14T01:01:35Z 2009-09-14T01:01:35Z این نهاد اروپایی که بخشی از سازمان امنیت و همکاری اروپاست، در اين گزارش به سندی تایمز گفته است که اگر این مقدار آرا باطل اعلام شود، آرای حامد کرزی با کاهش 6.62 درصد به 47.48 درصد خواهد رسید و آرای داکتر عبدالله عبدالله، رقیب عمده وی با 4 درصد افزایش با 32.03 درصد افزایش خواهد یافت.

به گفته‌ي سندی تایمز این کار باعث خواهد شد تا انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که در 29 اسد سال روان برگزار شد، به دور دوم برود. سندی تایمز هم چنان گفته است که با این کار آرای رمضان بشردوست، دیگر نامزد ریاست جمهوری افغانستان که در حال حاضر در رده سوم قرار دارد به 10.7 درصد افزایش خواهد یافت.
سندی تایمز می نگارد که درصدي تقلب ها در انتخابات افغانستان برای دولت های غربی شرم آور است و این سوال را در برابر رای دهندگان این کشور ایجاد می کند که پس با چه دلیلی سربازان آن‌ها در افغانستان کشته می شوند.
براساس اعلام نتایج مقدماتی کمیسیون انتخابات تاکنون حامد کرزی با اخذ 54.3 درصد آرا در صدر، عبدالله عبدالله با اخذ 28.1 درصد آرا در مقام دوم و رمضان بشردوست دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری با کسب 9.2 درصد در مقام سوم قرار دارند. با این حال نهادهای ناظر بر انتخابات از جمله بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان اعلام کرده اند که کمیسیون انتخابات باید بر مقدماتی بودن آرا تاکید کند، زیرا براساس قانون انتخابات، تا زمانی که نتایج آرا از سوی کمیسیون شکایت های انتخابات تایید نشود، آرای مقدماتی اعتبار نهایی ندارد.
در همین حال کمیسیون رسيدگي به شکایت های انتخاباتی تا به حال آرای 83 مرکز رای دهی را در ولایت های قندهار، غزنی و پکتیکا باطل اعلام کرده است. از مجموع این 83 مرکز، 51 مرکز در ولایت قندهار، 27 مرکز در ولایت غزنی و پنج مرکزی در ولایت پکتیکا می باشد. این درحالی است که یک مقام عالی رتبه یک نهاد انتخاباتی که نخواست نام‌اش افشا شود، به روزنامه 8صبح گفت که با اتمام روند رسیدگی به احکام کمیسیون رسيدگي به شکایت های انتخاباتی آرای حدود 2500 مرکز رای دهی در سراسر افغانستان احتمالا متاثر خواهد شد. به گفته‌ي این مقام اگر به صورت تخمینی هر مرکز رای دهی 300 تا 500 رای داشته باشد، به صورت اوسط یک میلیون رای از مجموع آرای انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی متاثر خواهد شد.
این تخمین دقیقا مشابه به تخمینی دفتر نهادهای دموکراتیک و حقوق بشر است كه می‌گوید 1253806 راي ممکن است با تقلب همراه باشد.

چرا دور دوم
باور عمده این است که اگر انتخابات فعلی با تقلب های گسترده ای که صورت گرفته است در دور اول به پایان برسد و حامد کرزی در آن برنده اعلام گردد،  احتمال این که کرزی بیشتر از این غیر قابل کنترول شود و در جا به جايي بیشتر جنگ سالاران در کابینه اش تلاش نماید، زیاد دور از تصور نیست. در عین حال نگرانی دیگر این است که اگر کرزی برنده دور اول انتخابات آنهم با آرای تقلبی  اعلام گردد، یکی از عمده ترین نقص های حکومت آینده ضعف و فقدان مشروعیت خواهد بود.
با این حال به نظر نمی رسد که انتخابات حتا اگر به دور دوم هم برود، برگزار گردد. برخی از مقام های ملل متحد اعلام داشته اند که توقعات برای برگزاری دور دوم انتخابات آنهم با فرارسیدن زمستان که اکثر مناطق افغانستان در این فصل غیرقابل دسترس می گردد، نا ممکن است.
ظاهرا راه دیگری که باقی مانده است و در حال حاضر اکثر مقام های غربی در کابل مصروف آن هستند، ایجاد یک حکومت ایتلافی است. دیدار روز گذشته سفیر انگلیس پشت دروازه‌های بسته با والی بلخ عطا محمد نور و دیدارهای پیهم سفيران و برخی دیگر از مقام های غربی با حامد کرزی در کابل همه حاکی از آن است که تلاش ها برای ایجاد یک حکومت ایتلافی  شدت یافته است.
سندی تایمز نیز نوشته است که بحران سیاسی موجود در افغانستان می رود که \" از کنترول خارج شود و واشنگتن در تلاش است که این بحران را کاهش دهد\".
در همین حال سندی تایمز به نقل از برخی مقام های حکومت افغانستان نگاشته است که گویا داکتر عبدالله عبدالله از حامد کرزی خواستار 12 کرسی وزارت خانه در حکومت آینده شده است.
اما  همین نشریه به نقل از داکتر عبدالله نوشته است که وی حاضر نیست از تقلب ها چشم پوشی کند و هم چنان حاضر به انجام معامله ای بر سر یک حکومت ایتلافی نخواهد بود.
این در حالی است که داکتر رنگین دادفر سپنتا، وزیر خارجه کشور  در مصاحبه ای با روزنامه واشنگتن پست گفته است که ممکن نیست انتخابات به دور دوم برود. وزیر خارجه کشور گفته است که اگر انتخابات به دور دوم کشانده شود، پروسه دور دوم نسبت به دور اول شفاف نخواهد بود، زیرا برای برگزاری انتخابات دور اول آمادگی های لازم در چند ماه اتخاذ شده بود و آمادگی دو هفته ای برای امنیت دور دوم انتخابات، کار ساده‌اي نیست. ]]>
0
آوا http://www.afelection.com <![CDATA[اعزام گروه‏هاي تحقيقاتي به ولایات غزني ، پکتيکا و قندرهار]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D387 2009-09-12T01:57:46Z 2009-09-12T01:57:46Z داوود علي نجفي رئیس کميسيون مستقل  انتخابات تاکيدکرد: آراي اين صندوقها مشکوک است و نتايج با اوراق و اسناد مورد استفاده در بررسي دوباره نتايج ، همخواني ندارد .
وي افزود: در برخي نواحي ميزان استقبال راي دهندگان و آراي شمارش شده ، از تعداد برگه هاي راي که ما به اين حوزه هاي ارسال کرده بوديم بيشتر بود . اين مقام در عين حال خاطر نشان کرد اين آراي مشکوک ؛ به کميسيون تحقيق درباره تقلب انتخابات زير نظر سازمان ملل ارسال شده است و تصميم گيري نهايي در خصوص ابطال نهايي يا لحاظ شدن آنها در نتايج نهايي شمارش آرا بر عهده اين کميسيون خواهد بود .
گزارشها همچنين از اعزام گروههاي تحقيقاتي به ولایات غزني ، پکتيکا و قندرهار حکايت دارد .
در حاليکه انتشار ادعاهاي تقلب گسترده در انتخابات و شمارش آرا، شفافیت برگزاری انتخابات را ، گزارشها تاکنون از دريافت بيش از ششصد و پنجاه مورد اتهام عمده و شکايت درباره تقلب انتخاباتي به کميسيون مربوط حکايت دارد .
کميسيون مستقل انتخابات اعلام کرده است که اراي چهارصد و چهل و هفت حوزه راي گيري باطل اعلام شده و يک مقام رسمي افغان اعلام کرد آراي اين حوزه ها حدود دوصد هزار راي را شامل مي شود .
تاکنون حامد کرزي چهل و هشت مميز شش درصد از مجموع هفتاد و چهارصد از آراي شمارش شده را از ان خود کرده است و عبدالله عبدالله اصلي ترين رقيب وي سي و يک مميز هفت درصد آرا را بدست آورده است .
کرزي براي پيروزي کامل در دور نخست به کسب بيش از پنجاه درصد آرا نياز دارد .]]>
0
بی بی سی http://www.afelection.com <![CDATA[عبدالله: \'کمیسیون انتخابات مستقل نیست\']]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D386 2009-09-12T01:31:53Z 2009-09-12T01:31:53Z عبدالله عبدالله، رقیب عمده حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، گفته است که نهاد برگزار کننده انتخابات تحت تاثیر رئیس جمهور کرزی قرار دارد.

آقای عبدالله در مصاحبه با بی بی سی گفت که کمیسیون انتخابات افغانستان از رئیس جمهوری جانبداری می کند.

از سه هفته پیش و خاتمه رای گیری در دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان از زمان سقوط رژیم طالبان، ادعاها و شکایت ها در مورد بروز تقلب در انتخابات رو به افزایش بوده است.

با اعلام نتایج شمارش 91 درصد از آرای ریخته شده به صندوق های اخذ رای، آقای کرزی بیش از پنجاه درصد آرا را به دست آورده است.

به این ترتیب، با کسب اکثریت مطلق آرا توسط رئیس جمهوری کنونی، نیازی به برگزاری مرحله دوم انتخابات نخواهد بود.

در عین حال، قبل از آنکه نتایج نهایی انتخابات رسما اعلام و تایید شود، باید به صدها مورد شکایت از تقلب در انتخابات رسیدگی شود.

\'رهبری غیرقانونی\'

این نخستین بار است که دکتر عبدالله، ادعای وابستگی کمیسیون انتخابات به رقیب اصلی خود - حامد کرزی - را مطرح می کند.

آقای عبدالله در گفتگو با بی بی سی، با لحن تندی گفت که انتخابات از مردم افغانستان دزدی شده و کمیسیون مستقل انتخابات، \"مستقل\" نیست.

آقای عبدالله گفت: \"این (کمیسیون) اصلا مستقل نیست، از رئیس جمهور کرزی جانبداری می کند.\"

او افزود: \"این (کمیسیون) فاسد بوده است و بدرفتاری های آن حالا زیاد شده. من فکر می کنم که این به سود کشور نیست که کسی که به تقلب گسترده دست زده، کشور را برای پنج سال دیگر رهبری کند.\"

آقای عبدالله گفت: \"من تنها در مورد حامیان خود صحبت نمی کنم، در مورد کسانی هم صحبت می کنم که به آقای کرزی رای دادند.\"

وی افزود \"رای آنها حالا بخشی از تقلب است و در صدر آن، یک نتیجه تقلبی: رهبری غیرقانونی برای پنج سال دیگر.\"

با این حال، آقای عبدالله گفت که او هنوز طرفدار بدست آمدن نتایج عادلانه از طریق راه های صلح آمیز است.

اوایل این هفته، کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی، در نخستین واکنش خود نسبت به ادعای تقلب در انتخابات، گفت که کمیسیون انتخابات باید تمامی آرایی را که در مورد سلامت آنها تردید وجود دارد، بازشماری کند.

قرار بود نتایج نهایی انتخابات در ماه جاری اعلام شود، اما به نظر می رسد بررسی و رسیدگی به شکایات انتخاباتی، اعلام نتایج نهایی انتخابات را با تاخیر روبرو خواهد ساخت.

]]>
0
سایت جاودان http://www.afelection.com <![CDATA[تقلب برای کرزی آبرو نگذاشته است ]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D385 2009-09-12T12:37:10Z 2009-09-12T12:37:10Z هارون امیرزاده:

در جهان معاصر درانتخاب رهبر و یا زعیم یک دولت صرف نظر از شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و یا موقعیت جیوپلیتیک آن کشور همواره دو فاکتور بحیث اصل مورد توجه مردم قرار دارد: یکی استعداد، توانایی و شایستگی رهبر و دوم اخلاق، نام نیک، صداقت و وطندوستی او. رهبران بی کفایت، بی استعداد، عوامفریب، دروغگو، فاسد، قانون شکن و متهم به خیانت و اجیر و دست نشانده خارجی ها بخصوص در کشور های سخت آزادمنش به مشکل می توانند از حیثیت و آبروی نزد مردم شان و حتا حامیان شان برخوردار شوند.

حامد کرزی دقیقاً از جمله همین دسته رییسان جمهور است که نه کارنامه مثبت کاری در هشت سال گذشته دارد و نه حیثیت، آبرو و هیبت بحیث رهبر یک کشور نزد مردم افغانستان و حامیان خویش . تمام استعداد، شهرت و افتخارات کرزی در هشت سال اخیر در بی کفایتی، دست نشاندگی، زد وبند و با افراد بد نام ، دروغگویی و عوامفریبی خلاصه شده است که در تاریخ معاصر افغانستان سابقه نداشته است.

واقعیت اینست که حامد کرزی یک شخصیت مرموز و نا شناخته در اوج حوادث یازدهم سپتمبر و حملات امریکا بر پایگاه های طالبان در افغانستان از جانب امریکا بحیث رهبر افغانستان از طریق کنفرانس بن بر سر مردم افغانستان تحمیل گردید. در پی سقوط طالبان افغانستان نه تنها تولد دوباره یافت، بلکه امنیت و بازسازی آن در مرکز توجه جامعه جهانی قرار گرفته یک فرصت طلایی نصیب مردم افغانستان شد که باید خردمندانه و خیلی مسوولانه از آن به نفع کشور استفاده می شد. اما بد بختانه در نتیجه بی کفایتی های کرزی و تیم وی این فرصت از دست رفته و هشت سال مردم افغانستان ضایع ساخته شد. امروز مردم افغانستان اسیر در دست گروه های خشونت گرا، قانون گریز، زورگو، فاسد، قاچاقچیان مواد مخدر و مافیای دولتی قبل از همه بدست برادران و اقارب نزدیک کرزی ، جنگسالاران و دلالان قومی و مذهبی همدست وی شده اند.

کرزی بی آنکه مسوولیت به هدر رفتن وقت گرانبهای مردم و وضعیت رقت بار کنونی را به عهده گیرد و صادقانه و شجاعانه از مقام خویش استفاء دهد با بسیار دیده درایی از تمام وسایل مشروع و نا مشروع تلاش می کند که در قدرت باقی بماند.

در آستانه انتخابات مضحک اخیر، کرزی نه تنها خلاف قانون اساسی افغانستان عمر حکومت خویش را که در ماه جوزای سال گذشته به پایان رسیده بود تمدید نمود، بلکه با روی دست گرفتن یک پروژه \"توطئه و تقلب\" کوشش نمود که قدرت را نه از راه یک انتخابات آزاد، شفاف و دموکراتیک، بلکه از راه غصب و دسیسه در قدرت باقی بماند. او نه تنها یک کمیسیون وابسته به خود را در تحت نام کمیسیون مستقل انتخابات وارد بازی نمود، بلکه با معامله و زدوبند با برخی دلالان سیاسی، قومی و مذهبی تلاش نمود رای مردم را بخرد. اما طوریکه جریان انتخابات نشان داد حامد کرزی برغم مصارف خیلی گزاف نه تنها نه توانست دل و دماغ مردم افغانستان را بدست بیاورد، بلکه زدوبند های او با افراد بد نام و تاریخ زده به ضرر وی تمام شده و با نفرت مردم مواجه شد. در نتیجه کرزی عملاً انتخابات را باخته است. ولی کرزی به این سادگی ها تسلیم حقیقت نشده و به توطئه ادامه می دهد.

آخرین آماری جعلی را که کمیسیون مستقل انتخابات اعلام نموده است کرزی را در آستانه برنده شدن معرفی می کند. این آمار ممکنست برخی حامیان خارجی رژیم و همدستان داخلی کرزی را راضی و قوت قلب بدهد، ولی نه تنها نزد کاندیدان رقیب کرزی ارزش قانونی نخواهد داشت، بلکه حمایت اکثریت مردم افغانستان نیز برخور دار نخواهد شد.

افتضاح به سبک کرزی

تقلب در انتخابات بسیاری کشور ها بویژه کشور های رو به انکشاف صورت می گیرد که گاهی منجر به بحران و تنش های سیاسی بزرگ میشود. در تازه ترین موارد می توان از اتهام تقلبات گسترده در انتخابات اخیر ایران نامبرد که حتا ساختار درونی نظام قدرتمند تیوکراسی ایران را متزلزل ساخته است.

باید گفت در بد ترین انتخابات دنیا تقلب در یک پرده حیا و یا پوشش صورت می گرد. و یا تقلب هم از خود اصول و قاعده بازی دارد. اما آنچه در افغانستان اتفاق افتیده است به مشکل حتا می توان آنرا در چهارچوب تقلبات کشور های رو به انکشاف و یا کشور نظیر ایران تعریف نمود.

برخی ها واژه های کلاه برداری ،غارت، غصب، تاراج و زورگویی را بجای واژه تقلب به خصوص در مناطق جنوب افغانستان بکار می برند که بیشتر شبا هت به توطئه، دسیسه و خیانت به اراده و حقوق مردم را داشت تا بدست آورن رای مردم. حتا برخی کارشناسان سیاسی کاربرد واژه انتخابات را بر نمایشنامه مضحک اخیر در افغانستان شایسته نمی شمارند و آنرا تعرض و توهین به حقوق مردم و بد نامی دموکراسی می پندارند. این در حالیست مردم با خطر انداختن جان، بریدن کلک ، گوش و بینی شان توسط طالبان حاضر شدند که برای تغییر زندگی شان و نجات از دست رژیم فاسد کنونی به پای صندوقهای رای بروند. حتا در برخی مناطق که مردم حاضر نبودند به کرزی رای بدهند بجای طالبان دولت مردم را مورد تهدید و ارعاب قرار داده و با استفاده از جو ترس مردم را محروم از حق مشروع شان نمود.

جالب اینست که عاملین کرزی به کمک کمیسیون مستقل انتخابات بجای مردمی که از حق رای شان محروم ساخته شده بودند، خود صندوقها را برای جناب کرزی پُر نمودند. بگونه مثال محروم ساختن قوم بریز(بریڅ) از حقوق مشروع شان و در عوض \"دزدی \" رای آنها به نفع کرزی در قندهار است که به رسوایی بزرگی در سطح افغانستان و جهان برای کرزی و کمیسیسون مستقل انتخابات مبدل گردیده است. این در حالیست ده ها مواردی دیگری زشت تر توسط عاملین کرزی به کمک کمیسیون مستقل انتخابات و برخی کارمندان یونیمان در سراسر کشور انجام داده اند که در کمیسیون رسیدگی به شکایات در حدود بیشتر از 2000 موارد می رسد که بیشتر از 600 آن بطور جدی مشروعیت انتخابات را زیر سوال می برد.

بیش از دو هفته از ختم نمایشنامه انتخابات در افغانستان می گذرد، اما ابعاد گسترده دست برد، غارت، دزدی ومهندسی تقلبات توسط کمیسیون مستقل انتخابات از مناطق مختلف افغانستان بیشتر و مستند تر افشاء میشود.

افتضاح تقلبات نه تنها برای کرزی آبرو باقی نگذاشته است، بلکه برای حامیان خارجی او بویژه امریکاییها که انتخابات را یک گام به جلو گفته بودند ضربت شدید وارد نموده است. این در حالیست که حامیان رژیم دست و پاچه شده حتا در سطح کنفرانس بین المللی در جستوی پیدا نمودن اعاده اعتبار شان در نمایشنامه انتخابات افغانستان هستند. آنها در چنان موقعیت دشوار قرار گرفته اند که بخاطر اعتبار سیاسی خود شان نه می توانند انتخابات را باطل اعلام کنند و نه هم می توانند به آسانی آنرا مشروع اعلام کنند. هرچند ریچارد هولبروک نماینده خاص اباما در امور افغانستان و پاکستان تقلبات در افغانستان را یک پدیده معمولی اعلام نموده است، ولی تمام رسانه های غربی هر روز مدارک انکار ناپزیر دزدی، ارعاب و تاراج و مهندسی تقلبات توسط کمیسیون مستقل انتخابات را نشر نموده و مشروعیت انتخابات افغانستان را زیر سوال برده اند.

کرزی ممکنست که در روز های نزدیک برنده دور اول انتخابات اعلام شود،ولی فرامو ش نباید کرد با مشروعیت کاذب نمی توان حمایت واقعی مردم را که خیلی نیاز به ثبات سیاسی در افغانستان دارد بدست آورد. کرزی اگر در گذشته از حمایت نسبی مردم برخوردار بود بعد از رسوایی و تاراج و دزدی حقوق مردم در انتخابات مضحک اخیر نه تنها نزد مردم افغانستان کدام حثیت و اعتبار نخواهد داشت، بلکه بیش از هر وقت دیگر بحیث ابزار خارجیان خواهد بود. زیرا رییس جمهوریکه نزد مردمش حیثیت و اعتبار نداشته باشد، هرگز نزد حامیان خارجی اش آبرو نخواهد داشت. ازینرو کرزی بعد از رسوایی انتخابات 2009 هرگز حیثیت نسبی کرزی انتخابات 2004 را نخواهد داشت و کمتر کسی به او بدیده رییس جمهور شایسته و با حیثیت نگاه خواهد کرد.

]]>
0
سایت جاودان http://www.afelection.com <![CDATA[نقش \"کمیسیون مستقل انتخابات\" در مهندسی تقلبات ]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D384 2009-09-12T12:19:28Z 2009-09-12T12:19:28Z هارون امیرزاده:

از همان آغاز زمانیکه حامدکرزی \"کمیسیون مستقل انتخابات\" را طی یک فرمانی ایجاد کرد، بحث بی طرفی و مشروعیت آن زیر سوال بود. هنوز انتخابات براه نه افتیده بود که کمیسیون مذکور مطابق به میل کرزی تاریخ انتخابات را به 29 اسد به تعویق انداخت. نهاد های مدنی، روشنفکران مستقل، بسیاری احزاب سیاسی  و کاندیدان    به تغییر زمان انتخابات و تمدید زمان حکومت کرزی که در اول جوزای سال گذشته به پایان رسیده بود، مخالفت کردند. وکلای تحول طلب در  شورای ملی افغانستان نیز با روشهای ضد قانون اساسی توسط حامد کرزی مخالفت نمودند اما با مقاومت وکلای هواه خواه کرزی و عناصر متزلزل قرار گرفتند.

شورای ملی افغانستان همچنان خواهان تصویب رییس و اعضای انتضابی کمیسیون مستقل انتخابات از طریق رای اعتماد در مجلس نمایندگان افغانستان شدند، اما تلاش های آنها  بازهم با مخالفت هواخواهان کرزی مواجه شد .  سر انجام کرزی توانست کمیسیون وفادار به خود را تحت نام \" کمیسیون مستقل انتخابات\" وارد بازی نموده و سر نوشت انتخابات را بدست آن سپرد.

ازینرو از همان آغاز دو نگرانی در مورد انتخابات ریاست جمهوری وجود داشت: یکی سوء استفاده از قدرت دولتی و دیگری عدم بی طرفی کمیسیون انتخابات . اما کاندیدان مطرح و عمده ریاست جمهوری مجبور شدند در شرایط خیلی نابرابر ، غیر عادلانه و حتا در فضای پُر از تنش و بی اعتمادی وارد رقابت با کرزی شوند.

باید گفت هیچ کسی در آغاز این فرایند  با توجه به اهداف و عملکرد کرزی  انتظار  انتخابات آزاد، سالم و بدون تقلب را نداشت، ولی هیچ کسی تصور دست برد، یغما گری، غضب و پامال شدن حقوق مردم و کاندیدان را تا این سطج هم نداشتند.

واقعیت اینست آقای کرزی در  آغاز تصور می کرد که  از یک طرف هم قدرت دولتی دارد و هم پول فراوان و از طرف دیگر از حمایت پشتون ها  با بازی با کارت قبیله گرایی  در جنوب ومعامله با برخی جنگسالاران در شمال ، مناطق مرکزی و غربی افغانستان برخور دار است، بناً  برای پیروزی آرای کافی خواهد داشت وکمیسیون مستقل انتخابات می تواند به سادگی در سازماندهی تقلبات ایشان را یاری رساند.

اما حوادث بگونه دراماتیک به ضرر کرزی انکشاف نموده نه از حمایت لازمی پشتونها برخوردار شد و نه دلالان سیاسی، مذهبی و قومی در مناطق دیگر افغانستان توانستند برای وی رای کافی برای پیروزی بدست بیاورند. در نتیجه  کمیسیون کم تجربه   نتوانست شکست غیر منتظره او را به آسانی جبران نموده و مهندسی تقلبات را بدور از چشم مردم و کاندیدان  انجام دهد. چنانچه بیش از سه هفته از انتخابات می گذرد، اما مهندسی تقلبات توسط کمیسیون انتخابات تا حال پایان نیافته است. هرچند کمیسیون مدکور نتایج 91 فیصد انتخابات کرزی را بحثیت کاندید برنده  معرفی می نماید،اما کمتر کسی به درستی و سالم بودن نتایج مذکور اعتقاد دارد. این در حالیست که کمییسون بررسی شکایات که یک نهاد موازی و همکار کمیسیون انتخابات است، ظاهراً مصروف تحقیق بیش از 2000 تقلبات است. اخیراً این کمیسیون بعد از فشار ها و نگرانی برخی رهبران کشور های غربی یک تعداد رای ها را باطل اعلام نمود.

واقعیت اینست که کمیسیون وفادار به کرزی بسیار تلاش نمود که با تمام امکانات تقلب آبرو مندانه نموده و کرزی را به قدرت برساند، اما دست برد کمیسیون مذکور از سطح تقلبات فراتر رفته دست به تاراج و غصب حقوق مردم زده و به رسوایی بزرگی برای کرزی و کمیسیون مذکور مبدل شده است.  

با آنکه کرزی مدعی است که کمییسیون مستقل انتخابات \"بی طرفانه\" عمل کرده اند، اما   رسوایی تقلبات باعث شده که کمیسیون مذکور زیر فشار افکار مردم افغانستان و جامعه جهانی قرار گرفته، دچار گمراهی و تناقض گوییهای فراوان شود. در حال حاضر گفته می شود در داخل این کمیسیون میان  برخی اعضای معتدل و رهبری  آن کشمکش  و تنش جریان دارد. آقای عزیزالله لودین رییس آن  آماده است مطابق به دستور کرزی چشم پوشی از این همه تقلبات نموده و کرزی را برنده اعلام کند. اما برخی اعضای آن  مخالف هستند. برخی ها فکر میکنند آقای فاروق وردک بحیث رییس کمیسیون آنوقت در انتخابات 2004 نقش برجسته در تقلبات به نفع کرزی داشت و به پاداش آن تا به قله های قدرت  در حکومت کرزی رسیده است. آقای لودین خواب مشابه را در  پایان انتخابات 2009 می بیند.

حالا که  نقاب و تمثیل بی طرفی از چهره کمیسیون وفار به کرزی بیرون افتیده است کمیسیون مذکور مجبور شد  برهنه از کرزی  دفاع نماید. به نظر می رسد مقاومت و دادخواهی مردم به حدیست که نه تنها خواب پیروزی را در چشمان کرزی ربوده است و نه آقای لودین به پاداش مهندسی تقلبات به آسانی به کام خواهد رسید.

تقلب سالاران باید محاکمه شوند!

اخیراً  رییس کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی در مصاحبۀ با روزنامه هشت صبح گفته بود\" ما براساس قانون این صلاحیت و اقتدار را داریم، نامزدانی را که کارهای غلط (تقلب) کرده باشند، تحت پیگرد قرار دهیم. ما و کمیسیون مستقل انتخابات اين صلاحيت قانوني را داريم كه نامزدان متقلب را جریمه و مجازات کرده و همچنین این اشخاص را از شرکت در انتخابات آینده باز داریم\".

اما پرسش اساسی اینست زمانیکه خود کمیسیون مستقل انتخابات  نقش اساسی در سازماندهی و مهندسی تقلبات داشته باشد،  درینصورت چی کسی کمیسیون مذکور را به دادگاه خواهد کشانید؟

هر چند افغانستان در حال حاضر به تقصیر کمیسیون انتخابات بسوی بحران سیاسی و قطب بندی های اجتماعی  در حرکت است، اما هنوز زمان جلوگیری از آن وجود دارد. برخی ها فکر می کنند مشاجره و بحث با این کمیسیون در مورد بی طرفی و یا غیر بی طرفی آن ضیاع وقت است. حالا زمان آن رسیده که به هیچ حرف و ارقام این کمیسیون اعتماد نه نموده و با استفاده از راه های قانونی و مبارزه مدنی و جلب حمایت مردم و کاندیدان پیشرو خواهان منحل شدن و مجازات رییس و اعضای ارشد آن شد و بجای آن  دست به ساختن یک کمیته بی طرف انتخاباتی به منظور برسی نتایج انتخابات در تحت حمایت سازمان ملل زد.

]]>
0
وب سایت جمهوری سکوت http://www.afelection.com <![CDATA[انتخاباتِ سرد]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D383 2009-09-10T04:12:28Z 2009-09-10T04:12:28Z اسد بودا:

در نخستین ساعت​های روزِ انتخابات گله گوسفندی را دیدم که آرام آرام از سوی دانشگاه کابل به سمتِ پل سرخ در حرکت بودند. هر آن​چه را پشتِ سر می​گذاشتند از یاد می​بردند، از اکنون چیزی نمی​دانستند و به آینده فکر نمی​کردند. شاد یا غمگین، تنها خدا می​داند! ولی ساکت و آرام را مسیری را که هرگز در «انتخابِ» آن نقشی نداشتند، می​رفتند. هر از چندگاهی «هَی هَیِ» چوپان ریتمِ حرکت گوسفندان را به هم می​زد، اما نه تا آن حد که در نظمِ حرکتِ آن​ها اختلال ایجاد گردد. آشفتگی در حد نوسانِ ریتم تند و کندِ موسیقی بود.

همان​گونه که ریتمِ یک نواختِ موسیقی فاقد شوک، خلسه و هیجان را در ما بر نمی​انگیزد، حرکتِ یک نواخت گوسفندان برایِ چوپان ملال آور است؛ چوپان در حرکتِ​ گوسفندان تغییر ایجاد می​کند، اما نه بدان جهت که زودتر به جایی​برسد؛ او با این کار کوکِ موسیقیِ زندگی اش را تنظیم می​کند. فکر کردم، این گله به سمتِ دارالامان می​روند، برای چریدن در ویرانه​ها اما از چهار راه پل سرخ مسیر گله به سمتِ مرکز شهر و در واقع به سوی «ارگِ ریاستِ​جمهوری»، تغییر کرد. شاید گوسفندان مثل همیشه خیال می​کردند چوپان آن​ها را به چراگاه می​برد، اما روز آخر بود؛ چوپان آن​ها را به فروشگاه می​برد، به قربان​گاه​ها و قصابی​های مرکز شهر! انتخاباتِ 1388 ریاستِ جمهوریِ افغانستان این گونه آغاز شد:«چوپانی گلة گوسفندی را به قربان​گاه می​برد!»

انتخاباتِ امسال سرد بود، شاید به این دلیل که «فصلی سردی» در راه است، حتی اگر «ایمان نیاوریم»، حتی اگر نگاهِ سرد بالنِ دموکراسی را در نیابیم و فصلِ سرما و یخبندانی را که در راه است باور نکنیم. با گذشتِ هر روز تعفنِ و کثافتِ انتخابات کنونی رو نماتر می​گردد. میزانِ تقلب به گستردگیِ انتخاباتِ ریاستِ جمهوریِ گذشته بود؛ انتخاباتی که نتیجه آن نه دولتِ مدیر و خدمت گذار، بل «ویرانه بود بر فراز ویرانه های دیگر.» دورانِ​ باندِ​ تبه​کاری که جز فساد و تباهی چیزی بر جای نگذاشت، رو به زوال است، اما بی​تردید تبه​کاری و فساد به این زودی​ها از بین نمی​رود. سیمایِ زشت و پایه​های لغزان وسست و حتی بی​بنیادِ دولتِ آینده را که تنها بنیادش دروغ و تقلب است، می​توان از شمارشِ آرام آرام، هراس آور و سرشار از ضطراب آراء توسط «کمسیون مستقلِ انتخابات»، حدس زد. تقلب فراگیر است: تقلب در آراء ریاستِ​جمهوری، تقلب در آراء شوراهای ولایتی، تقلب از سویِ تیمِ کرزی، از سوی تیمِ​ عبدالله و حتی از سوی طرف​دارانِ رمضانِ بشردوست. هرگونه فروکاستِ تقلب، به تقلب دولتی «خودـ​فریبی» و «خطایی» است که اغلب در این روزها مرتکب می​شوند. تقلب، امر جمعی  و واقعیتِ​اجتماعی است که فقط به انتخابات مربوط نمی​گردد، بلکه بنیان زندگیِ انسانِ افغانی​را تشکیل می​دهد. افغانستان، خود یک تقلبِ بزرگ است و پایه​های این کشور بر بنیادِ​ تقلب بنانهاده شده​ـ​اند. به سخنی​دیگر جامعه افغانستان یک «جامعه متقلب» است؛ هیچ کنترلِ درونی و اخلاقی که نیتِ تقلب را در ذهنِ​ افراد بخشکاند وجود ندارد. مرز عدم تقلب، عدمِ امکان تقلب است و تا آن​جا که به انتخابات ارتباط پیدا می​کند، تقلب، نوعی «انتخاب» و در واقع یگانه انتخابی بود که افراد با عشق و علاقه در محرابِ​ آن، کاندیداهای موردِ​ نظر شان به عبادت نشستند.

واکنشِ​ مردم در برابرِ​ انتخاباتِ امسال قابل تامل است. از آن گرما و شور حرارتِ انتخاباتِ​ پیشین خبری نبود. مطبوعات و رسانه​ها نیز هیچ سخنی جدیِ را طرح نکردند و همچنان همان ادبیاتِ سیاسیِ کهنه و فرسوده و بی​رمق و سخنانِ​ بی​معنایِ​ همیشگی را نشخوار می​کردند و شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم، نسبت به انتخاباتِ​ گذشته، یک نوع تنزل نیز مشهود بود. هیچ​یک از رسانه​ها و مطبوعات، از عدالت این تنها رؤیایِ رهایی​بخشِ ستمدیدگان، سخن نگفت. همه​کس از سیاست گفت، از دموکراسی، از حقوقِ​بشر و وحدتِ​ملی و مفاهیمِ توخالیِ از این قبیل، هیچ​کس اما از «نان» ـ​این اساسی​ترین نیاز انسانِ​ افغانی​ـ نگفت و از «لباس​های پاره​پاره» و مندرسی مردان و زنانِ​ فقیری که در تابستان جلو گرما را نمی​گیرد و در زمستان سپر تازیانة سرما نمی​شود، یاد نکرد. از دیدنِ​ پوسترهایِ کاندیداها و رهبرانی که برخی از سر «لطف»، عنوان «رهبرِ خردمند» را به خود بخشش می​کردند، همه​کس به وجدآمدند، اما رنجِ کودکانِ موترشوی، چشمانِ بی​نوا و بی​فروغِ​ زنانِ گدا و اطفالِ گرسنه، دردِ جسمی و روحی بیمارانی که به خاطر نبود امکاناتِ رفاهی می​میرند، دستانِ پینه​پینه​ی کراچی​وان​هایِ پایتخت، ناله​ی معتادانی که در میان ویرانه​های کابل و دیگر نقاط کشور زار زار می​نالند و از بس وجود شان را دود کرده​اند، خودِ شان ویرانه​ شده​اند، قلبی هیچ​ روشنفکر و فرهنگی و وکیلِ​ پارلمان را رنجور نساخت و بزمِ​ عیش و چپاولِ هیچِ کاندیدایی را تلخ نکرد. نخبگان و فرهنگیان از سربلندی گفتند، اما هرگز به این امر نیاندیشیدند که انسانِ گرسنه نمی​تواند سربلند زندگی کند. انسانِ​ گرسنه اساسا زندگی​ نمی​کند، زندگیِ​ او تجربة مکررِ مرگِ​ هر روزه است در برابرِ​ نگاهِ​ سرشار از اعتراض و پرسشِ کودکی که از پدر می​پرسد:«اگر نمی​توانستی برایم نان فراهم کنی، چرا مرا به دنیا آوردی؟ آیا تجربة لذتِ​ شبانه​ات ارزشِ این همه رنجی را که من در زندگی می​کشم، داشت؟ تو که نان نداری، تو که برایم نمی​توان لباس و مسکنِ مناسب تهیه​کنی؟ تو که می​دانستی شهامتِ​ آن را نداری که تاریخ را به قسمی رقم بزنی که من مثلِ​ دیگر انسان​های روی زمین از نعمت​های زندگی برخورددار باشم، پس چرا مرا به دنیا آوردی؟» چگونه می​توان از کسی که توانِ پاسخ دادن به این پرسش​ها را ندارد توقع داشت که سربلند زندگی کند؟ در انتخاباتِ امسال فرهنگ، لقلقة زبانی هرکس و ناکسی بود و هر بی​فرهنگی با این واژه با هم​پیاله​های بی​فرهنگ​تر از خود لاس ​می​زد، هیچ​کس اما نپرسید که بی​نان و توشه نمی​شود به دنیایِ هزار تویِ​ فرهنگ سفر کرد.

آری! انتخاباتِ امسال سرد بود. این سردی مبین آن است که دموکراسی پیش از ​آن​که شیفتگان و لب​​تشنگانش را در افغانستان سیراب نماید، یخ بست و منجمد شد. کمتر از 40% از واجدینِ شرایط رای، در انتخابات شرکت کردند. شاید بتوان جهت​گیریِ مردم در برابرِ انتخابات را به سه دسته​ تقسیم کرد: رأی دهندگان، رای​ستیزان و گروهی که نه رأی دهنده بودند و نه اصحابِ ستیز، فقط سرد و ساکت و سرگردان «رای​ندادن» را به حیثِ یک کنشِ منفی ناب و وسیلة بی​هدف برگزیدند. رأی ستیزان کوشش می کردند با حملاتِ انتحاری، بریدنِ انگشتِ رأی دهندگان و دیگر ابزار تهدید و ارعاب، بازار رای​دهی را کساد نمایند. به سخنی دقیق​تر رای​ستیزان کسانی هستند که انتخابات را از بیخ و بن، حتی اگر سالم برگزار شوند قبول ندارند. الگویِ حکومتِ ایده ئال آن​ها نه حکومت مبتنی بر آراء مردم، بلکه امارتِ اسلامی است که براساسِ آن پولی​فیموس کور و تک​چشم چون ملاعمر که یگانه چشمش را به حیث نماد عصر کوچی​گری در پیشانیِ خود حمل می​کند، نه تنها بر رأی مردم، بلکه بر جان و مالِ مردم ولایت دارند. آن​ها بیش از آن​که رؤیایِ بازگشتِ امارتِ اسلامی را در داشته باشند، نوستالوژیایِ توحشِ عهد عبدالرحمن و در کل دو صد و پنجا سال حاکمیتِ شاهانِ​ کوچی​را در سر دارند. طالبان خود بخشی از این ن نوستالوژیایِ توحشِ بود. بنا براین مخالفتِ آنان با انتخابات یک نوع مخالفتِ بنیادی است. این پیروانِ امیر تک​چشم  نگاه تک​بعدی به انسان و جهان دارند و به هیچ وجه حاضر نیستند به حکومت چندصدایی تن در دهند.

گروه​های طرف​​دارِ مشارکت در انتخابات نیز هر کدام استدلال​هایی خاص خود را داشتند. از نظر مخالفانِ کرزی، انتخابات فرصتِ تجربه​ی یک تغییرتاریخی به شمار می​رفت؛ تغییری که به افسردگی و ملالِ ناشی از حکومتِ چندین ساله​ی کرزی پایان خواهد داد. حامیانِ​ کرزی نیز طیف​های مختلفی بودند. به جز افغان​ملیتی​ها که در واقع ملاعمرهایِ بازیِ انتخابات​ـ​اند، برخی به حمایتِ کرزی در انتخابات مشارکت کردند تا حتی اگر تغییری رخ ندهد، دستِ کم روندِ کنونی به طالبانی​شدن وضعیت و «قندهاری​سازیِ» تام و تمامِ​ فرهنگ و سیاست که در آن هر پدیدة متعالی به امر «گندیده(گندهارا)» و چتل بدل می​شود و هر انسان پاک به «سگِ هار(گند هار)» و انتحاریِ​ جان​برکف، نیانجامد. این گروه که می​توان آن را جدی​ترین گروهی دانست، در پای صندوق​های رفتند، اما نه با شورـ وـ اشتیاق، بلکه از سر ضرورت و ناگزیری برایِ گزینشِ «بهترین بد.» برگرازیِ انتخابات در فقدانِ​ «خوب» و سلطه بلامنازعِ​ بدان بر فضایِ انتخابات، به لحاظِ نظری یگانه واکنش جدی در برابر انتخاباتِ امسال بود؛ واکنشی مسئلة اصلیِ فهمِ درستِ وضعیت و در نتیجه چاره​جویی برای گذار از وضعیتی بود که «بدی» همه​جا را تسخیر کرده است. این استدلال از آن​جهت که در چارچوبِ​ کلیشة امر عقلانی قرار می​گیرد، قدرتِ​ توجیهیِ​ بسیار بالایی دارد و بنا براین ارزشِ​ آن را دارد که مجدداٌ مورد تامل قرار گیرد تا روشن گردد که منطقِ عقلانی «بهترین بد» نهایتا از چه چیزهای سر در خواهد آورد؟

تردیدی نیست که انتخابات، در فقدانِ خوب برگزار گردید، در حضورِ تام و تمامِ بدان و سلطة بلامنازعِ بدی در فضایِ سیاسی، بنابراین این دریافتِ علی​امیری که « انتخاب میان خوب و بد یا خوب و خوب​تر نیست» درست به نظر می​رسد. اینکه بهترین بد کیست؟اجماعی وجود ندارد. برای هریک از کاندیداها این بخت وجود داشت که در سکویِ قهرمانی «ریاستِ​ جمهوری» ایستاده و مدال پرافتخار «بهترین بد» را از آن خود سازد و کسبِ افتخارِ مقام «خوب​» و پاگذاشتن در معراج یک رئیسِ​ جمهور «ایده​ئال» پیشا​ـ​پیش منتفی بود. تعیین این امر که چه کسی بهترین بد است، ربطی به بحثی ما ندارد، زیرا هدفِ​ این بحث تامل درباب منطقِ گزینشِ​ «بهترین بد» است؛ منطقی که کم​تر کسی در عقلانی​بودنِ​ آن تردید دارد. اغلبِ کسانی که در باره وضعیتِ موجود تامل می​کنند، اگر تامل شان به ضرورتِ رای​دادن به حامدکرزی یا هر کاندیدایِ دیگری منتهی گردد، تنها تصویرِی که از فرد منتخب در ذهن دارند، چیزی نیست جز «بهترین بد» و تصور اغلب این است که عقلِ سلیم ما را وا می​دارد از میان بد و بدتر بد را انتخاب کنیم. ما نیز هم​صدا با این دسته بد بودنِ کاندیداها را مسلم فرض می​کنیم و معتقدیم انتخاب، میان صالح و اصلح از اصل منتفی است و چنان​که علی​امیری می​گوید:«در میان کاندیداهای موجود کسی که به معنایِ واقعی کلمه صلاحیت داشته باشند، وجود ندارد و «انتخابات کنونی، انتخاب میان خوب و بد یا خوب و خوب​تر نیست؛ متأسفانه انتخاب میان بد و بدتر است. از چهار نامزدی که در نظرسنجی­ها رأی نسبتاً بالایی دارد، هیچ یک ایده آل نیست و چنان​که باید شایستگی تکیه­کردن بر این مسند را ندارند. هیچ کدام آن​گونه که می­گوید نیست و آن​گونه که هست نمی­گوید(علی امیری، بهترین بد، 17 آگوست 2009).» اگر بدی همه​جا را احاطه کرده است، چرا باید به آغوش بدی​ها شتافت؟ پاسخِ امیری آن است که مشارکت در انتخابات از آن​‌رو ضرورت دارد که «روند تبدیلی بد به بدتر(همان)» که تقدیر چهار دهة آخیر ما بوده است، دیگر ادامه نیابد. درست است که وضعیتِ​کنونی وضعیتِ ایدئال نیست، اما دستِ کم «استبداد تقدیس نمی​شود(همان)» و در واقع «فرایندهایی ایجاد شده است که هیچ کس در مثبت­بودن آن تردید ندارد: انتخابات، حاکمیت قانون و در مجموع تلاش برای گذار از وضع موجود به وضع مطلوب(همان).» ضرورتِ​رأی​دادن بدان جهت نیست که کرزی «خوب» و شایسته است؛ کرزی تداعی​گرِ یک چهرة ضعیف «و مستأصل» است تا «یک زمامدار صلح­دوست و عاشق وطن» و «بالاخره کرزی بد است اما تقدیر شوم ما است که ناگزیر از انتخاب در میان بدان هستیم(همان).»

اگر فرد منتخب در  خوش​بینانه​ترین حالت بهترین بد» است و چنین چیزی یک نوع ناگزیری و «تقدیر شوم» در این صورت مشارکت کمتر حالتِ مسیحایی و بیش​تر حالت تقدیرگرایانه دارد، چرا که مردم ناگزیرند «بهترین بد» را بر گزیند، اما در عینِ​حال هر رأی دهندة از یک قدرتِ منجی​گرایانة ضعیف نیز بهره​مند است و آن اینکه می​تواند از میان بد و بدتر، بد را انتخاب کند. شاید به سببِ این خصلتِ مسیحایی حد اقلی است که اقوامِ​ غیر پشتون که اتوپیایِ شان را در ورایِ​ وضعیتِ کنونی و گذار از گذشتة سرشار از ستم و خشونت به آینده​ی به نسبت بهتر جست​ـ​و​ـ​جو می​کنند، به صورتِ فعالانه در انتخابات شرکت کردند. با این حال گزینشِ «بهترین بد» به عنوان یک راه حل و پیروی از آن به حیثِ​ تنها منطقِ​سلطة تام و تام بدی، خطرناک به نظر می​رسد و بنابراین باید اندکی در این باره تامل کرد؛ زیرا علاوه بر آن​که این نگاه تا حدودی محافظه​کارانه است، متضمنِ یک تجویز یک امر هراس​آور نیز هست:«توجیهِ شر.» انتخاب میان بد و بدتر، حتی اگر مبتنی بر واقعیت​هایِ کنونی باشد که بیش از همه در «سیمایِ امر مبتذل» چهره می​گشاید و با منطقِ​ «جدیتِ​ امر متبذل» می​توان آن​را تبیین و تفسیر کرد، توجیه «شر» و «بدی»، یا اخلاقی​​جلوه​دادنِ​ امر غیراخلاقی نیز هست. بدی، بد است و قطعِ​ نظر از شدت و ضعفِ آن قابلِ​ توجیهِ اخلاقی نیست. بنا براین توجیه شر ممکن است ما را به درونِ فاجعه​هایِ دهشت​ناک سوق دهد و بنابر این حتی اگر انتخاب بد یک تقدیر باشد، باید به جایِ​ توجیه بد به تغییر تقدیر و راه​های گذار از بدی به خوبی اندیشید که شاید بتوان گفت هیچ​گاه بر پایة بدی بنا نمی​گردد. حواله گناه به گردنِ​ ضرورت و واقع​گرایی غلیظ و بیش از حد در عالمِ سیاست راه​های داوریِ​اخلاقی به روی ما می​بندد و حسِ اتوپیایی رادیکالی را که به مثابة​ «اتوپیایِ​ عدالت​خواهی» در تغییرِ سرنوشتِ​ ما نقشِ​ کلیدی و مؤثری ایفا کرده است، در ما تضعیف خواهد کرد. این سخن آقای امیری که کرزی «بهترین بد» و در واقع «کرزی بازتاب زندگی، اخلاق، فرهنگ و روابط انسانی در روزگار کنونی ما است(همان)» حقیقت دارد، تعمیمِ کرزی اما بر همگی و اینکه «همه­ی ما کم و بیش کرزی هستیم(همان)» نه تنها فروکاستِ جامعه در شخصِ​ «حاکم» است، بلکه یک بنِ​بست غیر قابلِ گذار و ادغام همگی در امر بد متنهی می​گردد. نتیجة اخلاقیِ که از این حکم به دست می​آید آن است که به گفتة هاناآرنت :«ما همه شبیه هستیم، به یک اندازه بدیم و آن​ها که می​خواهند شرافتِ​خود را حفظ کنند، یا قدیس​ـ​اند، یا دو رو(آرنت، 2007).» شاید بتوان گفت:«بشر دوست دون​کیشوتِ افغانستان است»، اشرف​غنی، «پشتون​گرا» و عبدالله «اتنوسنتریست و فرقه​گرا»، اما اگر منظور از «ما» همه​ی رای​دهندگان باشند نه نامزدهای انتخاباتی و شارلاتان​های متخصصِ برگزاریِ​ کمپاین​های انتخاباتی، یقینا آن مردمِ​ فقیرِی که به جای نانِ شب آه و افسوس و ناله می​خورند، نه تنها کرزی نیستند، بلکه صد در صد کرزی را نفی می​کنند.

«بهترین بد» معلولِ​ فضای روانی موجود و  در واقع مواجهة به نسبت معقول و منطقی با «وضعیتِ اضطرار» است، دورانی که به تعبیر محمدجواد سلطانی در آن «هیچ گفتمانِ مرکزی یا مسلطی وجود ندارد که بنیادِ​ رفتارِ اخلاقی قرار گیرد.(سلطانی، سیاست​ورزی در وضعیتِ اضطرار: سخنرانی در مرکزِ ستاره)» فروپاشی تمام عیار معیارهایِ اخلاقی در افغانستان که نه قانونِ ازلی​ـ​ابدی آسمان اعتبار دارد و نه از اصولِ اخلاقیِ​ زمینی خبری است، ما را بر می​انگیزد تا به خاطر پرهیز از افتادن در آتشِ​ فاجعه​های دهشت​ناک​تر به جای بدتر به بدی پناه بریم. اتوپیایِ​ عدالت​خواهی اما اقتضا دارد که در این «زمانه کژ و کوژ» بر این سرنوشتِ سیاه نفرین بفرستیم و با تغییر واقعیتِ موجود، (نه فقط تفسیرِ​ آن)، دنیایِ​ خویش را انسانی​تر ساخته و به جای انتخاب میان بد و بدتر، به امید یافتنِ جایی پایی مستحکم​تر در دنیای «خوب» تلاش کنیم. هانا آرنت، مغالطة انتخاب میان بد و بدتر را عاملِ مهمی در شکل​گیریِ رژیمِ نازی در آلمان و استبدادِ استالینستی روسیه می​داند. مطابقِ دریافتِ آرنت «در توجیهاتِ اخلاقیِ آن​ها بحث انتخاب میان بد و بدتر نقشی برجسته داشته است. بنابراین استدلال اگر با دو شر مواجه شوید، وظیفة شماست که آن​را که کم​تر بد است انتخاب کنید، حال آن​که اگر اصلا از انتخاب​کردن سرباز زنید نشانة عدمِ احساسِ مسئولیتِ​ شماست. آن​هایی که مخالفِ مغالطة اخلاقیِ این استدلال هستند، معمولا به تنزده​طلبیِ​اخلاقی متهم می​شوند که به معنیِ بیگانگی با واقعیتِ سیاسی است(آرنت، 207: 12).»

به هر تقدیر این امر که باید از میان بد و بدتر، بد یا شر کم​تر را انتخاب کرد، از آن جهت که به حیثِ امر عقلانی در ذهن و روانِ ما ریشه دوانده است، کاملا منطقی و توجیه​پذیر به نظر می​رسد. انتخابِ بدتر نوعی جنون است و امتناع از همکاری اوضاع را بد تر خواهد کرد. اما اگر اندکی عمیق​تر شویم، این منطق دستِ کم از آن جهت با عقلِ​انسان ستمدیده که قربانیِ​ همیشگیِ بدی​ها بوده است و اساسا شر با نفیِ او ایجاد می​گردد، سازگاری ندارد و  انتخاب بهترین بد بیش از آن​که عقلانی باشد، اطاعت از واقعیت​های موجودی است که توانِ مقابله با آن​ها را در خود نمی​بینیم. انسان ستمدیده، بیش از حرکتِ​ عقلانی، به جهش​هایِ رادیکال و معجزه​آساز نیاز دارد. اگر مسئله اصلی تغییرِ واقعیت باشد، در این صورت انتخاب بد چندان عقلانی نیست. اگر کرزی بد نمی​بود پس از چندین سال حاکمیتِ او اوضاع بهتر می​شد و اکنون مجبور نبودیم از میان بد و بدتر یا از میان چندین بد، «بهترین بد» را انتخاب کنیم. تجاوز به بهسود از آن​رو به فجایع انسانی منجر شد که اغلب تصور می​کردند اگر مقاومت صورت گیرد اوضاع «بدتر» خواهد شد. اگر بگوییم چرا کمک​هایِ​ جهانی در هزاره​جات مصرف نمی​شود و چرا شهرداریِ کابل به دشتِ برچی توجه ندارد، تنها پاسخی که می​شنویم آن است که :«درست است که این وضعیت بد است، اما تلاش کنیم اوضاع \"بدتر\" نشود.» پرسش اما این است که \"بدتر\" برای چه کسانی؟ آیا \"بدتر\" از آن وجود دارد که کوچی​ها تمامیِ زندگی تباه و تاراج کند؟ بیش از صد سال ستم و باج​گیری از آن​رو به هزاره​ها تحمیل شده​اند، که از «بدترشدن» وضعیت ترسیده​اند. یک قیامِ​ ساده چون «قیامِ​ ابراهیم گاوسوار» از آن​رو که منطق ترس از «بدترشدن» اوضاع را لحاظ نکرد، به خوبی منجر گردید، اما سال​ها ترس از «بدترشدن» جز تحمیل مالیات بر نفس، چپاول و غارت نتیجة در پی نداشت. به هرحال منطقِ گزینشِ​ «بهترین بد» تا حدودی قابل نقد است و حتی اگر عقلانی​اش تلقی کنیم، با عقل ستم​کار سازگار است تا عقلِ​ ستمدیده؛ اما نفس تامل علی امیری در باره «بدی»، «خوب» است، ما نیز می​توانیم از طریق تامل در مورد این «بدی فراگیر» چراغِ​ روشن خوبی را در دل​ها برافروزیم. کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک، بدون تامل در این وضعیتِ بدی و اهریمنی هرگز امکان​پذیر نخواهد بود. ​

]]>
0
وب سایت جمهوری سکوت http://www.afelection.com <![CDATA[نپذیرفتن نتایج انتخابات از طرف داکتر عبدالله چه تاثیر خواهد داشت ؟]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D382 2009-09-10T04:01:52Z 2009-09-10T04:01:52Z به نظر میرسد شکست داکتر عبدالله در انتخابات واکنش های  جدی تری  هم در سطح ملی و حامیان بین المللی داکتر عبدالله  داشته باشد .

حامیان داکتر عبدالله در پی معامله وگزینش افراد ومهره های خود در کابینه بعدی حامد کرزی می باشد واین معامله زمانی صورت خواهد گرفت  تا  یک اهرم فشارموجود باشد  .

تا هنوز که تلاش ها صورت گرفته هر دو طرف معامله را رد نموده اما واقعیت اینست که زدو بند ها به صورت جدی بحث میگردد وبیشتر تیم وحامیان داکتر عبدالله در پی معامله با کرزی می باشد .

این معامله حتی احتمال میرود از طریق ریس پارلمان افغانستان صورت گیرد  

کشورهای روسیه ایران وانگلستان در پی آنند که چگونه در حکومت پنج سال آینده افغانستان نقش خود را داشته باشند از این رو سخت میکوشند تا با فشار های سیاسی روانی تیم حامد کرزی را متقاعدنمایند که در کابینه ای بعدی آنان را در نظر داشته باشند .

شاید هم کنفرانسهای مطبوعاتی داکتر عبدالله برعلیه کمسیون مسقل انتخابات نشان ابتدائی از فشار های غیر مستقیم این کشور ها باشد  وچراغ سرخ ویا هوشدار دهنده ای بخاطر تحمیل معامله در کابینه بعدی  .

روسیه وانگلستان از شکست نظامی که در افغانستان داشته این بار در هراسند که در مسایل سیاسی افغانستان با شکست مواجه نگردد وحد اقل نقش دوره قبلی در حکومت حامد کرزی را در کابینه ای بعدی نیز  داشته باشد

 از طرفی دیگر  ایران  به خاطر مسایل هسته ای وبعضی مشکلات که  با آمریکا در مسایل متعدد دارند  همگام با روسها وانگلیسها  سیاست را در افغانستان دنبال کنند که بی خبر وبی تاثیر در احوال افغانستان نباشد .

نپذیرفتن نتایج انتخابات از طرف داکتر عبدالله بالاتر از توان داکتر عبدالله می باشد  وی با اینکه در افغانستان ازحامیان ضعیف سیاسی قومی وحزبی برخوردار است نمی تواند در این حد باشد  که کمسیون مستقل انتخابات  ویا انتخابات را در افغانستان غیر مشروع قلمداد نماید. این توانمندی زمانی برای عبدالله به وجود می آید   که کمسیون مستقل انتخابات  ویا انتخابات را غیر مشروع اعلام نماید که حامیان وی برایش دستور داده باشند

در ابتدا داکتر عبدالله خود را در انتخابات پیروز قلمداد میکرد وشکایات را به کمسیون مستقل انتخابات در مورد تقلب داده بود وحالا هم اذعان دارد که کمسیون سمع شکایات شکایات شانرا بر رسی نمایند.

 در این اظهارات تناقض به وجود می آید در یک آن واحد هم کمسیون مشروعیت دارد که شکایات را بررسی نماید وهم مشروعیت ندارد که به طرف داری  حامد کرزی کار میکند  .

   معلوم میشود حامیان داکتر عبدالله طبق برنامه وپلانهای مشخص در مورد انتخابات وکابینه ای آینده افغانستان این گزینه غیر مشروع بودن کمسیون را انتخاب نمایند  واین نوع جهت گیری ها  نشان از فشار های سیاسی برای تیم برنده خواهد بود

این تنها راهیست که از طرف شکست خورده ها دنبال گردد  زیرا  اگر واقعا انتخابات 29 سنبله ویا کمسیون مستقل انتخابات مشروعیت داشته  باشد دیگر اعتراض وجود ندارد که راهی برای معامله ای سیاسی پیدا کرد.

تمام شکایات ویا 600 مورد شکایت جدی بررسی میگردد اعلام نتایج از طرف کمسیون اعلام میشود چه جای برای اعتراضها ویا فشار سیاسی دیگر باقی خواهد ماند .

نگرانی این جاست که کرزی با تیم شان چه سیاست را در کابینه  و حکومت  بعدی خود  در نظر خواهد گرفت

آیا  با معامله گران  توافق نمایند ویک دولت اتلافی را تشکیل دهند ویا مستقلانه کابینه خود را شکل دهد.

با اینکه حکومت قبلی حامد کرزی نیز  اتلافی بود هم  در سطح اتلاف بین المللی وهم اتلاف ملی ولی یک دولت ضعیف نا کار آمد وپر از فساد زیرا در آن دولت هم مصلحت ها در نظر گرفته  شده  بود وهم استقلالیت  از خود نداشت .مداخله ای جوامع  بین المللی باعث تضعیف وفساد در حکومت  قبلی شده  بود.

حامد کرزی در کابینه قبلی خود اختیار آنرا نداشت که وزیران را بدون مشورت با کشور های حامی وزیر تبدیل ویا انتخاب نماید واین موضوع بیشتر باعث فساد در دولت قبلی شده بود زیرا هیچ نگرانی برای برداشتن ومنفک شدن وزرا وجود نداشت واز آنان حمایت های بین المللی صورت میگرفت .

حتی زمانی که اوباما علیه کرزی حرفی را به زبان می آورد کرزی با حساسیت درکابینه مطرح میکند که چطور است استقلال داشته باشیم ودیگر از هیچ یک از کشور ها ی غربی دستور نگیریم از مجموع کابینه فقط قرقین دست را بالا میزند وحرف جناب ریس جمهور را تایید میکند .

این نشان دهنده سلب قدرت ریس جمهور وسمبولیک بودن ریس جمهوررا در  ادوار قبل می رساند وبه علت متکی بودن کابینه به کشورهای خارجی وضعیت افغانستان روز بروز بد تر ووخیم ترگردید  .

من باب روشن شدن موضوع تبدیل والی هلمند را میتوان نشانه ای از دخالت جوامع بین الملل عنوان کرد وقتی والی هلمند توسط کرزی تبدیل میشود وزیر دفاع انگلیستان از موهایش میکشد وفریاد میزند که چرا این طور شد واز همان زمان روابط کرزی با انگلیسها به سوی تیرگی کشیده میشود .

در صورت که یک ریس جمهور صلاحیت تبدیل یک والی خود را نداشته باشد دیگر چه انتظار خواهد رفت که وی بتواند کاری را برای کشور انجام دهد

این نتیجه ای حکومت ائتلافی بین المللی وملی در ادوار قبلی بود

این بار کرزی با عبدالله چه خواهد کرد وکدام یک به منافع کشور خواهد بود معامله ویا خیر ؟

اگر معامله صورت گیرد دولت کرزی فرقی با دولت قبلی وی نخواهد داشت زیرا در دولت قبلی نیز قدرت به ریس جمهور نه بلکه گردانندگان اصلی آدم های بیرون از افغانستان بودند وتصمیم گیرنده های اصلی کشور های غربی بودند

حتی میتوان اذعان کرد که ضعف دولت قبلی کرزی از طرف جامعه ای بین المللی فراهم شد ه بود تصمیم گیرنده ها وقتی بالای یک موضوع تفاهم پیدا نمی کردند  اختلاف نظر به وجود آمده حتی  جامعه بین المللی را نیز  به دو دسته تقسیم می نمود که این اختلافات چندین بار مشهود بود   .

همین اختلافات جوامع ملل باعث ضعف دولت کرزی وهم  باعث قدرت گرفتن طالبان در افغانستان گردید که امروزه یکی از مفسد ترین کشورهای جهان محسوب می شود

جالب این جاست که فساد در سطح افراد رتبه پاین کمتر دیده میشود وآنچه که آنرا اوج فساد نامید در مقامات بلند رتبه دولتی  دیده میشود زیرا افراد پاین رتبه کمتر حامیان بین المللی دارند .

واگر هم معامله صورت نگیرد احتمال یک بحران وتنش دامن گیر افغانستان خواهد شد وافغانستان را به دههای قبل خواهد برگرداند .

زیرا منافع  معامله گران اصلی در نظر گرفته نمی شود واین موضوع نگران کننده خواهد بود .

داکتر عبدالله خود به تنهای  مایه ای نگرانی در بد تر شدن اوضاع سیاسی افغانستان نیست آنچه که قابل بر رسی وارزیابی میباشد حامیان وی خواهد بود که تاثیر زیادی در بحرانی کردن اوضاع منطقه خواهد داشت  .

]]>
1
کابل پرس http://www.afelection.com <![CDATA[آزمودن آزموده ها]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D381 2009-09-09T09:15:06Z 2009-09-09T09:15:06Z مردی که به یک مرکز رای گیری آمده بود، به خبرنگاری گفت: «مردم می ترسند، در هراسند، این وضعیت باید تغییر کند» و همین جمله برای اثبات ناکارآمدی دولت \"حامد کرزای\" کافیست. در سال 2004، هنگامی که سه سال پس از سقوط طالبان به دست نیروهای ائتلاف انتخابات ریاست جمهوری برای نخستین بار برگزار گردید، شور و شوق همگانی در افغانستان چنان مشهود بود که تمام دنیا را به دنبال خود می کشید. آن زمان طالبان حتا از این قدرت برخوردار نبود که رای دهندگان را تهدید لفظی کند و بیش از هفتاد و پنج درصد افغان ها انگشت خود را به جوهر دموکراسی آغشتند. نتیجه این شد که با امید به آینده ای بهتر حامد کرزای بر مسند قدرت در کابل نشست تا چون روزگار پیش از ریاست جمهوری رسمی خود، افغانستان را به سوی آرامش، پیشرفت و اتحاد بیش تری سوق دهد. افغان اما امروز از خود می پرسند که در این سال ها آیا روزگاری بهتری داشتیم؟

به روشنی پاسخ این پرسش منفی است. برای ناامیدی شاید همین کفایت کند که در بیست و نهم اسد، بسیاری از پانزده میلیون نفری که کارت شرکت در انتخابات را دریافت کرده بودند، با وجود تمایل قلبی خود نتوانستند از خانه خارج شوند و رای خود را به صندوق ها بریزند، آن ها از «طالبان قدرت بافته» می ترسند هم چو آن هایی که رای داده بودند و انگشت جوهرین خود را از دیدگان مخفی می ساختند چرا که طالبان تهدید کرده بود؛ این انگشت های آغشته به جوهر «انتخابات آمریکایی» را قطع می کند.

چنین به نظر می آید که در پنج سال گذشته، قطار افغان ها به شکلی معکوس روی ریل حرکت کرده است. برخلاف سال های امیدوارکننده پس از سقوط طالبان، رضایت مردمی به شکلی آشکار کاهش داشته، فساد والیان و دولت مردان کرزای صدای همه را درآورده، تجارت مواد مخدر فزونی یافته، صدای انفجار به مکالمه ای روزمره در جنوب و شرق افغانستان بدل شده و در چنین شرایط دشواری آوارگان بازگشته به کشور بار دیگر می کوشند با مشقت بسیار به کشورهای همسایه بازگردند. هنگامی که با این آوارگان و مهاجران درباره ی شرایط کشور سخن می گویید، بیش ترشان سبب اساسی همه ی بدبختی های افغانستان را «کرزای دزد» می دانند. این اتهام در تمامی پنج سال گذشته، چنان رشد و نمو داشت که به باوری بنیادین در نزد افغان ها تبدیل شده است. آن ها می گویند که خانواده ی کرزای فساد را گسترش می دهد و برای نمونه از \"احد ولی کرزای\" و \"محمود کرزای\"، برادران رییس جمهور یاد می کنند که اولی به «پادشاه هرویین در جنوب» شهرت و دیگری «رهبری مافیای اقتصادی» را در دست دارد. این اتهام ها هرگز به اثبات نرسیده اما رشد فزاینده ی دارایی های خانواده ی کرزای بیان گر آن است که این گمانه ها پربیراه نیست. مردم افغانستان وقتی از خود می پرسند که چرا طالبان هرگز خانواده ی کرزای را هدف نمی گیرد، حتا پا را از این هم فراتر می گذارند و به خود پاسخ می دهند که «غنی کرزی حلقه ی ارتباط حکومت کرزای با تروریست های عرب و طالب ها است».

آیا حامد کرزای امپراتوری خودکامه ای بنا کرده است؟ ایجاد دولتی فاسد و ناکارآمد، برخورد با روزنامه نگاران منتقدی چون پرویز کامبخش، بستن چندین رسانه ی آزاد، فیلتر کردن سایت های مخالف دولت، ترور شخصیت نمایندگان مخالف در لویه جرگه، پشتیبانی از ناقضان حقوق بشر، بی تفاوتی در قبال آرای ضدبشری دادگاه های موسوم به «شریعت» و اکنون فشردن دست مرتکبان جنایت های جنگی می تواند پاسخ این پرسش را \"آری\" سازد اما این اتهام ها و بی لیاقتی ها و خودکامگی ها همه ی \"حقیقت\" نیست. این همان دریافتی است که سبب می شود مردم افغانستان، آمریکا، ناتو، سازمان ملل، روسیه، ایران و دیگر نقش های کلیدی سپهر سیاسی کشور چند تخم مرغ دانه درشت خود را برای سبد حامد کرزای به کناری نهند.

افغانستانی که کرزای ساخت

مرد رای دهنده به درستی به بی بی سی می گفت: «این وضعیت باید تغییر کند». بی تردید اگر قرار باشد، افغانستان پنج سال آینده را هم به همین حرکت معکوس ادامه دهد، نمی توان از بیخ و بن امید داشت که دوره سومی هم برای انتخابات ریاست جمهوری در کار باشد. در آمریکا \"باراک اوباما\" نخستین کسی بود که پی برد؛ «اکنون وقت انجام دادن کاری است» و در تمام روزگار مبارزه انتخاباتی و پس از پیروزی بر این نکته تاکید ورزید که «باید افغانستان را به هر بهایی نجات داد» و «ماموریت آمریکا در این کشور را با پیروزی به پایان بُرد». پیش از اوباما، سازمان ملل متحد در گزارش های سالانه ی خود بر «بدتر شدن» شرایط سیاسی و اجتماعی افغانستان تاکید می کرد و این گزارش ها مستند به آمار و ارقام فساد دولتی، تجارت مواد مخدر، فقدان زیرساخت های شهری و رفاهی، کمبود بهداشت، نرخ بالای بیکاری و سرانجام فقر بود و برآیند آن ها نشان می داد که «رشد» در افغانستان متوقف شده است. در درون این اجتماع ویران، سیاست مداران نیز به آرامی دریافته اند که «این وضعیت باید تغییر کند».

ظهور پدیده ی \"عبدالله عبدالله\" مرهون همین درک است. مجاهد سابق کابل البته به خودی خود در 58 سالگی پدیده تلقی نمی شود اما انتخابات ریاست جمهوری، این سیاست مدار کهنه کار افغان را بر پیشانی جریانی قرار داد که بیش از هر چیز به «تغییر» می اندیشند و مجاهد سابق به این ترتیب با نمادی تازه و آبی رنگ در برابر مجاهدینی قرار گرفت که هنوز به جد خواستار ایفای نقش در افغانستان هستند و می توان از آن ها با نام «جنگ سالاران» یاد کرد. شاید \"رمضان بشردوست\" با سابقه ی کم حاشیه تری نسبت به عبدالله عبدالله و بهره مندی از شان نمایندگی ملت در پارلمان می توانست رهبری صادق تر برای جریانی باشد که علیه حامد کرزای و دیوان او شکل گرفت و از «تغییر» سخن راند اما در سپهر سیاسی افغانستان هنوز مجاهدت در راه آزادسازی کابل و رفاقت با \"احمد شاه مسعود\"، برگی برنده است و نقش های سیاسی را نه در «خیمه ی ملت» که در سنگر قومی-گروهی تقسیم می کنند. همین ها اسبابی شد که وزیر خارجه ی سابق دولت کرزای که خود نیز در زد و بندهای سیاسی و اقتصادی مورد اتهام است، بر موج مخالفت خوانی با کرزای سوار شود و رییس جمهور را در کارزاری سخت به دردسر بی اندازد.

این چنین به نظر می آید که در چهار سال انزوای سیاسی، عبدالله عبدالله توانسته به بازسازی خود روی آورد و برخلاف دیگر دوستانش راهی تازه را در پیش بگیرد. کرزای و جنگ سالاران هوادار او در این ایام، هر چه بیش تر به باتلاق روابط پنهانی با اعراب و طالب ها فرو رفتند و این راه هر چه بیش تر دولت افغانستان را از پاسدار امنیت و سلامت و حیاتش، آمریکا دور ساخت. گویا مجاهدیدن که تکنیک های زد و بندهای پشت پرده را از دوران جنگ با استبداد سرخ فرا گرفته اند، به جای ایستادن بر سر آرمان هایی چون «نابودی طالبان» تصمیم گرفتند تا از در مسالمت جویی برآیند و کشور را زیر نظر دولت حامد کرزای «تقسیم» کنند. پشتیبانی امروز افراد بدنامی چون اسماعیل خان و مارشال فهیم و عبدالرستم دوستم از کرزای چندان بی مناسبت و بی مقدار و بی پاداش نبوده است. او در سال های زمام داری خود به جای برقراری امنیت و اعاده ی دموکراسی در ولایت های افغانستان، آن ها را به دوستان مجاهدش سپرد تا حکومت های محلی خود را سامان بخشند و بدتر از این هم وجود دارد؛ کرزای با طالبان نیز چون جنگ سالاران رفتار کرد. پیامد این رفتار در حقایق امروز افغانستان تبلور می یابد.

تغییر به رنگ آبی

در برابر این کارتل سیاسی، اقتصادی اما عبدالله عبدالله که از دولت کرزای کنار رفته بود، با پشتیبانی نخبگان به میدان آمد. او از دیرباز سر جنگ با جنگ سالارانی را داشت که روزگاری در یک صف، کابل را آزاد ساخته بودند و به همین سبب مهم ترین برنامه ی خود را «پارلمانی ساختن شیوه ی اداره ی کشور» و «انتخاب مردمی والیان و مقام های محلی به جای انتصاب آن ها از سوی رییس جمهور» قرار داده بود. جبهه ی تغییر در پشت پرده از پشتیبانی گسترده ی ناتو و آمریکا نیز بهره می برد که دل خوشی از سیاست ها و زد و بندهای دولت کرزای نداشتند. عبدالله عبدالله در دکترینی که برای سیاست خارجی افغانستان تبیین می ساخت، نقش بارزی برای حضور نظامی آمریکا و ناتو در نظر گرفت و از این دکترین دو هدف را دنبال می کرد؛ هدف نخست، سلب قدرت طالبانی بود که می جنگید و هدف دوم همسایگان افغانستان به ویژه ایران و پاکستان و حتا روسیه را نشانه می رفت.

به گمان بسیاری سازمان اطلاعاتی پاکستان، در تربیت و آموزش طالبان نقش دارد حتا امروز که دولت پاکستان در حال پاک سازی دره ی سوات است. این تحلیل بر این ایده استوار است که دولت پاکستان همآره بهترین راه مساله طالبان را «فرار از دست آن» و «انداختن مشکل به دوش دولت افغانستان» می داند. در حقیقت آن ها می خواهند تا طالبان مشکلی بیرونی باشد نه درونی. در کنار پاکستان نمی توان برای پشتیبانی ایران و روسیه از طالبان و القاعده هیچ برهانی پیدا کرد. روسیه سال ها به مجاهدین برای سرنگونی طالبان کمک می کرد چرا که از ایجاد زنجیره ی ستیزه جویان اسلامی از کابل تا چچن هراس داشت و جمهوری اسلامی نیز به سبب تفاوت ایدئولوژیک دینی نه تنها از سرنگونی طالبان به دست آمریکا ناخشنود نشد که براساس توافق هایی این امر را تسهیل کرد. با وجود در دست داشتن چنین استنادهایی، نمی توان باور داشت که روسیه و ایران در برابر آمریکایی شدن تمام و کمال افغانستان بیکار بنشینند و به همین دلیل هم بسیاری از ژنرال های ناتو، همواره سرنخ برخی از ناآرامی های افغانستان به خارج از مرزهای این کشور ارتباط می دهند. بازی دیپلماتیک ایران یا روسیه در افغانستان، روی کردی چند زاویه ای و بسیار پیچیده دارد. آن ها نه تمایل دارند که طالبان به قدرت بازگردد و نه می خواهند که به شکل کاملی نابود شود، نه افغانستان پر هرج و مرج را می پسندند و نه کشوری دارای امنیت پیشرفته و به همین ترتیب برای ایران و روسیه دولت حامد کرزای نه دوست بوده و نه دشمن. در یک سال اخیر البته روابط تهران-کابل آشکارا فزونی یافت درست در زمانی که واشنگتن روزانه چندین نوبت خود را به سبب چهره سازی از حامد کرزای، کارگر یک رستوران در آلمان سرزنش می کرد.

مرور این هژمونی نشان می دهد که چرا پرچم آبی رنگ عبدالله عبدالله گویا قلب کشورهای همسایه افغانستان را نشانه رفته و در جریان رقابت ریاست جمهوری هیچ یک از سفرای کشورهای همسایه نشستنی با این مجاهد سابق نداشتند، او بدترین انتخاب برای همسایگان افغانستان و بهترین انتخاب برای آمریکا و ناتو بود. دولتی که او تشکیل می داد، دو گزینه را روی میز طالبان می گذاشت؛ یا جنگ یا صلح. انتخاب نخست، باز گذاردن دست ژنرال های ناتو برای سرکوب تمام و کمال جوخه های ترور بود و انتخاب دوم، ستیزه جویان را به روند سیاسی افغانستان فرا می خواند که با انتخابی شدن مقام های محلی و ولایتی، پایه گذاری می شد. بیم و هراس همسایگان افغانستان را به آسانی می توان درک کرد؛ بخشی مهمی از طالبان به راه نخست می رفت و ناتو و آمریکا این بهانه را پیدا می کرد که زیر سایه مجوز دولت ملی افغانستان، این کشور را پا کسازی و به خانه ی نظامی خود تبدیل سازد.

تغییر به سبک کرزای

تغییر جسارت می خواهد اما جسارت تنها به کار نمی آید. چنین دکترین جسورانه ای که عبدالله و نخبگان افغانستان به دنبال آن بودند، نیازمند زیرساخت ها و بنیان هایی قوی است تا در توفان تغییر، جنگ قابل پیش بینی با طالبان و در برابر دست های همسایگانی که قصد دفاع از منافع خود را دارند، آن چه تا به امروز و در هشت سال گذشته به تدریج شکل گرفته نیز از میان نرود. آیا افغانستان امروز چنین پتانسیلی را داراست؟ این همان دریافتی است که پیش از این سخن از آن رفت و اجازه می داد تا «مردم افغانستان، آمریکا، ناتو، سازمان ملل، روسیه، ایران و دیگر نقش های کلیدی سپهر سیاسی کشور چند تخم مرغ دانه درشت خود را برای سبد حامد کرزای به کناری نهند». برای بخش گسترده ای از مردم افغانستان که از دست کرزای به ستوه آمده اند، در کنار آمریکا و ناتو و حتا بخش های روشنفکرتری در شورای امنیت سازمان ملل بسیار جای خوش وقتی خواهد بود که در ۳۰ سنبله، نام عبدالله عبدالله از سوی کمسیون مستقل انتخابات به عنوان رییس جمهور آینده ی افغانستان یاد شود اما آن چنان که نتایج نخستین آرا نشان می دهد، حامد کرزای بیش ترین شانس و قریب به یقین تنها شانس پیروزی را داراست و این پرده از راز افغانستان بر می دارد.

کرزای در افغانستان و خارج از افغانستان، ایده آل هیچ عقل سلیمی نیست اما گویی توافقی جمعی برای ماندن وی در قدرت وجود دارد. حامد کرزای در یک سال گذشته البته خود در راه شکل گرفتن این توافق دسته جمعی پا پیش گذارد و کوشش بسیاری کرد. او روابطش با همسایگان به ویژه ایران را بهبود بخشید و با وجود تنش و تیرگی رابطه با ایالت های متحد به باراک اوباما به شکلی تلویحی قول «تقسیم قدرت» را با ایجاد پست نخست وزیری داده است، پستی که شاید به یار افغان آمریکا، زلمای خلیل زاد برسد. از سوی دیگری کرزای در پشت پرده به تقویت طالبان خواستار قدرت سیاسی پرداخته و برای کنترل امنیت کشور نیز دست یاری به سوی دوستان مجاهد خود دراز کرده است.

این چنین می توان از «تغییر» تفسیری ارایه کرد که مبتنی بر روش حامد کرزای است. او با درس گرفتن از نفرت همگانی پدید آمده علیه دولت ناکارآمد خود، کوشیده اگر برای بار دوم به کرسی ریاست جمهوری رسید، دولتی را تشکیل دهد که بتواند اگر نه همه ی چالش ها را تدبیر کند که دست کم قطار افغانستان را به مسیر درست خود در ریل بازگرداند. یک مثل پارسی می گوید که «آزموده را آموزدن خطاست» اما در افغانستانی که اکنون به هیچ کجای دیگر جهان شباهت ندارد، شاید بتوان این پندار قدیمی را برای مدتی کنار نهاد. بسیاری البته باور دارند تا جنگ سالاران، ناقضان حقوق بشر و مرتکبان جنایت های جنگی هم چون دوستم در کشور نقش سیاسی تعیین کننده دارند، افغانستان نه روی آرامش خواهد دید و نه می تواند روی ماه دموکراسی را ببوسد، شاید باید به درستی این باور بیش از گذشته ایمان آورد اما هر روز بامداد که خورشید بر فراز کابل طلوع می کند، این حقیقت را یادآور می شود که جنگ سالاران هنوز بزرگ ترین قدرت سیاسی افغانستان هستند و راه امنیت که پایه ی دموکراسی است، گویا این بار هم از گلوله ی تفنگ آن ها می گذرد.

ساسان آقایی

]]>
0
افغان پیپر http://www.afelection.com <![CDATA[در 100 روز اول کاری خود با طالبان مذاکره خواهم کرد]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D380 2009-09-08T03:05:37Z 2009-09-08T03:05:37Z 1 افغان پیپر http://www.afelection.com <![CDATA[ایران زیرکانه پشت پرده انتخابات افغانستان نشسته است]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D379 2009-09-08T02:59:57Z 2009-09-08T02:59:57Z هرچند حق طبیعی یک کشور همسایه با پشتوانه های اشتراکات تاریخی است که نگران روند انتخابات در کشور همجوار خود باشد اما این نگرانی نباید بسرحد دخالت برسد.

بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان ( afghanpaper ): انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی در افغانستان زمینه هرچه بیشتر حساسیت کشورهای همسایه بخصوص ایران و پاکستان را برانگیخته است.
این دوکشور همسایه با دو دید متفاوت انتخابات افغانستان را با جدیدت هرچه تمام پیگیری نموده هرکدام به طریق خود سهم خود را از این حادثه دموکراتیک در افعانستان به مطالبه گرفته اند.

پاکستان مانند همیشه ظاهر امر را حفظ کرده اوضاع را بگونه چیده است که هیچ حرف و سخنی بابت دخالت مستقیم این کشور در امور انتخابات در افغانستان بمیان نیاید. در صورتی که با جابجا نمودن نیروهای ویژه خود در مراتب مختلف کار خود را بصورت کاملا سری به پیش می برد.
پاکستان در کنار این سیاست شیطانی خود به بزرگ نمایی حضور و قدرتمداری طالبان تاکید داشته آنان را سپر نیات پلید خود ساخته است.

و اما ایران !

عملکرد زیرکانه ایران در قسمت افغانستان همیشه در یکجای کار لنگیده و سیاست های این کشور همسایه را نقش براب کرده است.

سیاست ایران در تصامیم متخذه اش در برابر افغانستان، سیاست فریب نبوده بل همیشه سعی نموده است تا از زوایایی به منفعت های حاضر خود در افغانستان بیندیشد.
منفعت هایی که گاها به ضرر افغانستان انجامیده است.
در این میان دولت های اقای کرزی و احمدی نژاد با تعارفات معمول کوشیده اند تا سطح روابط میان دوکشور را عادی و خوب توصیف کنند اما برهمگان واضح است که اختلافاتی نیز در این بین وجود داشته که بیشتر دوستان خارجی بخصوص امریکایی ها مسبب ان ها بوده اند.

از این ها که بگذریم به مناسبات روزمره روابط دوکشور همسایه ایران و افغانستان می رسیم که بنابر تعاملات منفعتی که میان دوکشور از رایزنی به عمل رسیده است، نمی توان به همه آن موارد اشاره داشت اما می شود قسمتی از آن را به بررسی گرفت.

مسولان دولتی ایران در سخنان خود همیشه از دخالت در امور داخلی افغانستان پرهیز کرده خود را حامی دولت حاکم در کشور قلمداد کرده اند.
اما واقعیت های موجود به نتایج دیگری ختم می شود. نتایجی که نمی شود به سادگی از کنار ان عبور کرد.

هرچند حق طبیعی یک کشور همسایه با پشتوانه های اشتراکات تاریخی است که نگران روند انتخابات در کشور همجوار خود باشد اما این نگرانی نباید بسرحد دخالت برسد.
بگذریم !
این روزها شنیده می شود که ایرانی ها در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان از کاندید مشخصی یعنی داکتر عبدالله حمایت کرده اند.
کسی که در گذشته نیز روابط خوبی با ایرانی ها داشته و از کمک های این کشور همسایه سودها برده است.
هرچند داکتر عبدالله در مقاطعی این وابستگی به ایران را رد کرده است اما ظواهر امور از چیز دیگری حکایت می کند.

از مواردی که بسیار روشن و به شکل چشمگیری در روزهای تبلیغات انتخابات به مشاهده می رسید، استفاده از روش هایی بود که طرفداران داکتر عبدالله از انتخابات ایران کپی برداری کرده بودند. مانند استفاده از تی شرت هایی برنگ آبی و پیشانی بندهایی که ببیشتر در ایران رواج دارد و در انتخابات ریاست جمهوری ایران مورد استفاده قرار گرفته است. حتی گفته شده است که این تی شرت ها در ایران نیز بچاپ رسیده و به داخل افغانستان منتقل گردیده است.

مورد دیگر، حمایت شخصیت هایی که بگونه ای به وابستگی و یا تمایل به ایران شهرت دارند از داکتر عبدالله در روند تبلیغات انتخاباتی در کشور بوده است. که این مورد بیشترین سوء طن ها را نسبت به دخالت ایرانی ها در امور داخلی انتخابات افغانستان به منصه ظهور رسانید.

مورد دیگر، حمایت برخی از مجموعه ها و مدرسه های دینی اهل تشیع که بگونه ای از جانب ایران تامین می شوند در حمایت از نامزدی داکتر عبدالله در انتخابات ریاست جمهوری است.

هرچند به نشانه های دیگری نیز می شود اشاره نمود اما بیایید که بازهم بگذریم !

در هر صورت به نفع کشورهای همسایه بخصوص ایران و پاکستان نیست که در این مقطع حساس دست به تحرکاتی بزنند که گمان برده شود در امور داخلی افغانستان دخالت می کنند.
هرچند شاید مسولین نظام در ایران هرگز بفکر حمایت از یک نامزد خاص در انتخابات افغانستان نبوده اند اما چیدمان ظواهر امور بگونه بوده است که براحتی می شود به این برداشت عامیانه رسید.
لازم به ذکر است که جمهوری اسلامی ایران چندین طرح اساسی بازسازی در افغانستان را در دست اجرا دارد و تنها کشور همسایه ای بوده است که تا کنون بدون منظور خاصی چندین طرح بازسازی دیگر را در افغانستان با موفقیت بپایان رسانیده است که جای تشکر دارد.

]]>
0
سایت جبهه ملی http://www.afelection.com <![CDATA[در برخی مراکز رأی دهی، کرزی همه ی رأی ها را به خود اختصاص داده است]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D378 2009-09-08T02:52:08Z 2009-09-08T02:52:08Z نتایج نشرشده ی کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان نشان میدهد که تعدادی از مراکز رأی دهی در ولایت کندهار تمام رأی ها به جناب کرزی تعلق گرفته است.

این گزارش، قضیه ی پر کردن صندوق ها در انتخابات 20 آگست برای انتخاب ريیس جمهور جدید در افغانستان را جدیتر می سازد. این درحالی است که افغانستان هم اکنون در حال جنگ با شورشیان طالب است که به طور فزاینده قدرتمند شده اند.

در ولایت کندهار در جنوب افغانستان، نتایج 66 سایت رأی دهی که به نشر رسیده، در نه مرکز آن، کرزی 100 فیصد آراء را بدست آورده است.

همچنین در یک منطقه از کندهار که هدف حملات شورشیان قرار داشت تا انتخابات برگزار نشود، شش مرکز رأیدهی وجود داشت که حتي تعداد رأی ها بیش از 100 درصد تعداد ثبت نام کنندگان رأی دهی بوده است. در یک منطقه تقریباً یک سوم بیشتر از تعداد ثبت نام شدگان رأی دهی بوده است.

عبدالله عبدالله، عمده ترین رقیب کرزی می گوید: \"این یک تقلب سازمان یافته توسط دولت است.\" از زمان انتخبات تا کنون، عبدالله چندین کنفرانس خبری برگزار کرده و تقلب ها و نواقص و کمبودیهای انتخابات را زیر سوال برده است. وی روز یکشنبه تقلب های گسترده  و نتایج سوال برانگیز برخی مراکز رأی دهی را با استفاده از یک کامپیوتر بزرگ که به انترنت و گزارشات انترنتی وصل بود، در خانه اش به گزارشگران نشان داد.

این درحالی است که مقامات کمپاین کرزی هر گونه ادعا در مورد تقلب از جانب خودشان را رد می کنند.

عبدالله همچنین کمیسیون انتخابات را مورد سوال قرار داد که برخی از مناطقی که تقلب در آنها محرز بوده است، رأی ها شمرده شده و کنار نگذاشته شده اند. عبدالله می گویند: \"آنها می بایست نتایج خالص و شفاف را اعلام می کردند. این نتایج به هیچ وجه شفاف نیست.\"

اما کمیسیون انتخابات و سخنگوی آن، نور محمد نور، می گوید: \"ادعاهای داکتر عبدالله صحیح نیست. آنها با دقت نتایج را بررسی کرده و مناطقی که امکان داشت در آنجا بی نظمی هایی صورت پذیرفته باشد را از پروسه ی شمارش خارج کرده اند.\"

با این حال، عبدالله به موارد متعددی از تقلب اشاره کرده می گوید به عنوان مثال در ژیره اول، تعداد رأی دهندگان 2100 نفر تخمین شده و روز انتخابات 2300 نفر شرکت کرده که همه نیز به کرزی رأی داده اند. در سه مرکز رأی دهی در ولسوالی شورابک کندهار، 11210 رأی شمارش شده که 99 فیصد آن متعلق به کرزی است.

]]>
0
سایت جبهه ملی http://www.afelection.com <![CDATA[انتخابات افغانستان: نتایج نشان می دهد که به هشدارهای تقلب رسیدگی نشده است]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D377 2009-09-08T02:45:39Z 2009-09-08T02:45:39Z نتایج از ولسوالی نوزاد ولایت هلمند نشان می دهد که ادعاهای دستکاری در انتخابات وقوع یافته است. نتنها تمام رأی ها برای کرزی اخذ شده بکله مشابه اين نتایج در دیگر مراکز هم وجود دارد که گمان پر کردن صندوق ها به طور سیستماتیک را افزایش می دهد.

ولسوالی نوزاد یک از مخوف ترین صحنه های نبرد در ولایت هلمند است. یکی از مقامات غربی می گوید که این نشانه هایی است بر اینکه مقامات ذیصلاح، تقلب انتخاباتی را دقت نکرده و آن را به سادگی نادیده گرفته اند.

این مقام می افزاید که کمیسیون مستقل انتخابات می بایست تمام مراکز رأی دهی را بررسی کرده و صندوق هایی که پر یا 90 درصد به نفع کاندیدای خاصی بوده است را با دقت بررسی می کرد. بیشتر این صندوق ها در حدود 600 رأی دارند.

در حقیقت، ارقامی که اعلان شده – 550، 560، 570، 570 و 500 نشان می دهد که یک تقلب سازمان یافته انجام پذیرفته است.

به نوشته ی این روزنامه ادعاهایی که نشان می دهد نتایج، شفاف و خالص نبوده و شکایات در آن بررسی نشده می تواند به اعتماد نسبت به انتخابات خدشه وارد سازد. کمیسیون تا کنون بیش از 2500 شکایت از تقلب ها و تهدیدها دریافت داشته است. نتایج نهایی روز 17 سپتمبر اعلام می شود اما گفته می شود تا به تمام شکایات رسیدگی نشود این امر امکان پذیر به نظر نمی رسد.

]]>
0
وب سایت خاوران http://www.afelection.com <![CDATA[غـــرب و بحـــران انتخـــابـــات افغــــانســـتان ]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D375 2009-09-07T06:19:09Z 2009-09-07T06:19:09Z هارون امیرزاده:

افغانستان دومین انتخابات ریاست جمهوری خویش را در شرایط خیلی پیچیده امنیتی، فقر شدید، بیسوادی گسترده، قطب بندی های قومی و سیاسی در تحت حمایت قوت های خارجی مستقر درین کشور برگزار کرد. ازینروهیچ کسی نه در افغانستان و نه درخارج انتظار نداشت که انتخابات اخیر افغانستان باید بی عیب و یا مطابق به معیار های دموکراسی و فرهنگ سیاسی غرب برگزار شود. اما در عین حال هیچ کسی هم انتظار رسوایی نا شی از دست کاری گسترده در آرای مردم، سوء استفاده از قدرت دولتی و زورگویی به این پیمانه را نداشت که شاید در تاریخ تقلبات جهانی رکورد شکن باشد.

 

واقعیت اینست انتخابات افغانستان بجای کمک به ثبات، مشروعیت، اتحاد و اعتماد اجتماعی و سیاسی برای کشور بحران زده نظیر افغانستان در تحت حمایت جامعه جهانی، برخلاف بر ضد خود تبدیل شده و نزدیک است به بحران بزرگ سیاسی و اجتماعی مبدل شود. در حدود دو هفته است که انتخابات به پایان رسیده، اما مهندسی تقلب توسط کمیسیون انتخابات وابسته به گروه کرزی تا کنون ادامه دارد. چنانچه کمیسیون مذکور تا حال شصت فیصد آرای حساب شده را که کرزی را نزدیک به برنده شدن معرفی می کند اعلام نموده تا جامعه را به پزیرش تقلبات از لحاظ روانی آماده سازد. گروه کرزی از انتشار آمار مذکور با خوشنودی استقبال می کنند اما رقبای پیشروی کرزی آنرا غیر قانونی، پیش از رسیدگی به شکایات و تخلفات می شمارند.

 

این در حالیست که با گذشت هر روز دامنه شکایات در مورد انواع دست برد به آرای مردم توسط تیم کرزی و کمیسیون مستقل انتخابات افزایش یافته است و باعث یک نوع جنگ سرد میان نامزدان پیشرو قبل از همه میان حامد کرزی و داکتر عبدالله عبدالله شده و سبب قطبندی های شدید سیاسی و اجتماعی گسترده شده است.

 

 بحران و تنش های ناشی از اتهام تقلبات و بی اعتمادی نه تنها جامعه افغانستان را در خود غرق نموده است، بلکه حامیان خارجی دولت افغانستان را نیز دست و پاچه ساخته در جستجوی بیرون رفت از حالت کنونی هستند. تا حال آقای هالبروک نماینده خاص رییس حمهور بارک اوباما در امور افغانستان و پاکستان، گوردون براون نخست وزیر بریتانیا و وزیر خارجه سویدن که کشورش ریاست دوره یی اتحادیه اروپا را بدوش دارد به نمایندگی اتحادیه اروپا برخی تلاشهای نموده اند که تا حال ثمره آن معلوم نیست. در همین سلسله در یک اقدام بی سابقه در سطح بین المللی نمایندگان 27 کشور در پاریس جمع شدند تا راه های بیرون رفت از بحران کنونی را به شکل دسته جمعی جستجو نمایند. اما دولت افغانستان مخالفت خود را بحث روی اتهام تقلبات در انتخابات افغانستان در اجلاس پاریس ابراز نمود.

اجلاس پاریس خاتمه یافت ولی کدام راهکاری سازنده ای راکه افغانستان را از بن بست کنونی بیرون بکشد، انتشار نداده است. برعکس در اجلاس پاریس به قول ریچارد هولبروک تقلبات یک پدیده عادی در هر انتخابات بویژه در کشور های روبه انکشاف معرفی شده است. اما پرسشی اساسی اینست که اگر انتخاباتی با چنین دست کاری، تهدید و غضب حقوق دیگران که ثبات یک کشور را به خطر به اندازد و باعث کشمکش اجتماعی شود یک پدیده معمولی تلقی شود، پس چه نیازی به برگزاری انتخابات است؟ افزون بر آن اگر در نتیجه انتخابات یک حکومت مشروع و رهبری قابل قبول برای کشور بوجود نه آید، منظور از برگزاری انتخابات چیست؟ و دموکراسی یعنی چه؟ آیا میان دموکراسی و دست برد به حقوق دیگران، غارت، چپاول، دروغ و نیرنگ چه تفاوتی وجود دارد؟

بسیاری ها فکر می کنند که هنوز فرصت کوتاهی وجود دارد تا افغانستان را از بحران کنونی ناشی از تنش های پس از انتخابات از راه گفتگوهای سیاسی نجات داد و نگذاشت که کشمکش قدرت منجر به بی ثباتی بیشتر به نفع طالبان شود.

 

تقلبات و اعتبار غرب

به نظر برخی آگاهان سیاسی غربی ها به دو دلیل نمی خواهند و یا نمی توانند به تقلبات گسترده در انتخابات افغانستان اعتراف کنند: یکی اینکه به دلایل اعتبار سیاسی خود شان که هم خون دادند و هم پول و بد تر از همه اوبا ما با شتاب زدگی انتخابات افغانستان را \" به جلو\" توصیف نمود که ممکنست حالا از حرف خویش پشیمان شده باشد. آنها از مدتها قبل بر سر این انتخابات سرما یگذاری نموده بودند. اما حالا به نظر می رسد نه تنها برای مردم خویش، بلکه برای جهانیان چیزی به گفتن نخواهند داشت.

 

به نظر برخی ها عامل اساسی اشتباه غرب بویژه امریکا این بود که از همان آغاز فرایند برگزاری انتخابات موقف اصولی و روشن نگرفتند. آنها نه تنها از تمدید عمر حکومت کرزی برخلاف قانون اساسی افغانستان که در اوایل ماه جوزای سال جاری پایان یافته بود، حمایت نمودند، بلکه احتمال سوء استفاده از امکانات دولتی توسط وی را نادیده گرفتند. افزون بر آن از ائتلاف های کرزی با بسیاری افراد نا محبوب چشم پوشی نموده و در نتیجه زمینه سازی شرایط مناسب به تقلبات گسترده را بوجود آوردند. این در حالی بود که مقامات امریکایی همواره حرف از حمایت از انتخابات آزاد، شفاف و دموکراتیک می زدند و حالا با این واقعیت تلخ مواجه شده اند که نه انتخابات آزاد بود و نه عادلانه، بلکه سرشار از تقلب به نفع رییس جمهور کرزی. ازینرو غرب در موقعیت خیلی دشوار قرار گرفته نه می توانند نتایج انتخابات افغانستان را شفاف و عادلانه اعلام کنند و نه هم می توانند آنرا باطل نمایند.

 

دومین دلیلیکه غرب از بحران ناشی از انتخابات افغانستان ترس دارند وخیم تر شدن وضعیت امنیتی و تقابل اجتماعی در افغانستان است. تجارب سیاست های غرب در هشت سال اخیر نشان داد که غرب در جستجوی تطبیق معیار های دموکراتیک و یا ایجاد حکومت مشروع ملی نیستند. چنانچه در انتخابات 2004 نیز ما شاهد تقلبات گسترده بودیم ولی حامیان خارجی حکومت افغانستان تمام سرمایگذاری های خویش را در وجود یک کاندید مورد نظرش شان نمودند و پروای مشروعیت و نامشروعیت نظام را نکردند. امروز نیز وضعیت بدتر از گذشته است و شاید آنها بیشتر در جستجوی یافتن راهای سیاسی از جمله ائتلافها و یا فشار های سیاسی و یا قربانی ساختن یکی از طرفین از کاندیدان پیشرو به سود منافع خود باشند.

 

برخی ها معتد هستند که تقلبات تا آن حدی گسترده و انکار ناپزیر است که به هیچ معیاری نمی توان مجرای کوچکی برای مشروع نشان دادن انتخابات پیدا نمود. با آنکه غرب طرفدار ثبات در افغانستان است، اما ثبات را نمی تواند از راه پوشش تقلبات گسترده و انکار ناپزیر که به همه جهانیان آشکار شده است بدست بیاورد. بدون شک ثبات و مشروعیت دو رخ یک سکه هستند. با مشروعیت کاذب نمی توان به ثبات رسید. ازینرو با دست برد عیان و انکار ناپزیر بر آرای مردم هر گز نمی توان ثبات و مشروعیت ایجاد نمود.

 

 شاید جامعه جهانی با تلاش ها و یا فشار های سیاسی راه حل سیاسی میان داکتر عبدالله و حامد کرزی در چهارچوب یک ائتلاف سیاسی پیدا کنند تا جلو تنش های بعدی را بگیرند. آما جامعه جهانی نمی توانند مشروعیت انتخابات کنونی را که خیلی نزد مردم و جامعه جهانی صدمه دیده است، از طریق ائتلاف های آسیب پزیر و موقتی توجییه قانونی نمایند.

 

 چشم امید به کمیسیون رسیدگی به شکایات

تا حال چشم امید اکثریت مردم افغانستان به کمیسیون رسیدگی به شکایات و تخلفات انتخابات دوخته شده است. اما کمیسیون مذکور چنان در زیربار شکایات گسترده مورد فشار قرار د ارد که نمی تواند به آسانی خواستهای مشروع مردم و کاندیدان پیشرو را نادیده بگیرد. اما اگر کمیسیون مذکور که گفته میشود در راس آن یک نماینده غربی از کشور کانادا است در نتیجه فشار جامعه جهانی و یا اجلاس پاریس چشم پوشی از غارت و دست برد به حقوق مردم نماید، در آنصورت افغانستان بسوی تنش و بحران پیش خواهد رفت و هرگونه سرکوب مردم حق طلب و معترض توسط دولت و یا قوت های ناتو پیامد های خیلی خطر ناک خواهد داشت.

 

راهکار ها و گزینه ها

 به عقیده بسیاری آگاهان معقول خواهد بود که انتخابات بدور دوم کشانیده شده و کوشش شود اشتباهات دور اول در دور دوم تکرار نشود. در غیر آن بحران کنونی می تواند در دور دوم شدید تر شود و وضعیت از کنترول خارج شود.این در حالیست که برخی دیگری طرفدار ابطال نتایج انتخابات هستند که هم نظام از بحران مشروعیت نجات پیدا کند و هم از تشنج سیاسی و اجتماعی جلوگیری شود.

 برخی ها برای تضمین و جلوگیری از تقلبات مجدد دو اقدام را در دور دوم احتمالی انتخابات پیشنهاد می کنند: یکی اینکه زمان تمدید حکومت کرزی بار دیگر به پایان رسیده است و جلو دست رسی وی از امکانات دولتی گرفته شود و دوم اینکه بجای کمیسیون وابسته به حکومت فعلی افغانستان که متهم به دست داشتن در تقلبات گسترده اخیر است، یک کمیسیون جدید برگزاری از شخصیت مستقل و عادل در تحت نظارت ملل متحد تشکیل شود.

 

باید یاد آور شد غرب چند ماه قبل در ماجرای میان آقایانی احمدی نژاد و میر حسین موسوی بر سر تقلبات در انتخابات به بحران میان غرب و ایران مبدل شده و خود را مدافع حقوق مردم معترض ایران نشان می دادند.اما حالا انتخابات در افغانستان یک آزمون بزرگ در مورد اعتبار سیاسی آنان مبدل شده است. پرسشی اساسی اینست که آیا غرب در راس امریکا در افغانستان از حقوق و رای مردمی که به قیمت به خطر انداختن جان، بریدن گوش و بینی و کلک شان توسط طالبان به پای صندوقهای رای رفتند حمایت می کنند و یا از تقلب سالاران حکومت کرزی؟

 

 به هر صورت آینده نزدیک نشان خواهد داد که سر نوشت افغانستان در گرو مشروعیت و حمایت مردم در وجود نظام سیاسی و رهبری سالم جدید جستجو خواهد شد و یا از طریق مشروعیت کاذب، ائتلافهای سیاسی اجباری و یا در تداوم حکومت فعلی.

 

 هارون امیرزاده

]]>
0
گزارش http://www.afelection.com <![CDATA[کرزای سرمست از شمارش آرا]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D374 2009-09-07T02:35:47Z 2009-09-07T02:35:47Z مرحله دیگری از شمارش آرا به پایان رسید و تا کنون مجموع  آرای شمارش شده توسط کمیسیون مستقل انتخابات به 75% رسید. میزان آرای شمارش شده برابر با ٤,٥١٩,١٦٦رای می باشد که از این مجموع ١٥٣,٤٨١ رای باطل اعلام شده است.

در این مرحله نوید خوشی به آقای کرزای داده شد که میزان رای ایشان برای برنده شدن در این انتخابات توانسته به مرحله ای برسد که چند قدمی برایش تا رئیس جمهور شدن، باقی نمانده باشد. ایشان توانسته با کسب 48.6% برابر با ٢,٠٨٩,١٧٩ رای بسیار پیشتر از دیگرکاندیدان قرار بگیرد و عبدالله عبدالله که فاصله اش با کرازی همچنان زیاد هست و روز به روز زیادتر هم می شود با کسب 31.7% آرا برابر با ١,٣٦١,٢٤٧ رای همچنان در جایگاه دوم قرار دارد. داکتررمضان بشردوست که از دو کاندید اول بسیار فاصله دارد، توانسته با کسب 10.7% آرا برابر با ٤٥٧,٩٠٩ رای جایگاه خود را در رده سوم حفظ نماید.

اما مسئله که این روزها بسیار مورد بحث قرار می گیرد  و بسیار هم جنجال بر انگیز شده، ادعاهای تقلب گسترده از سوی چند تن از کاندیدان علیه آقای کرزای می باشد. از طرفی هم بعضی از رسانه ها به نقل از یکی یا دو کاندید، مدارکی  را ارائه داده اند که نشان می دهد به نفع آقای کرزای تقلب صورت گرفته است.

کمیسیون در جواب سوالات خبرنگاران برای رسیدیگی به شکایات تقلب و تخلف هم پاسخ داد که شدیدا به این مسئله رسیدیگی می کنند و تمامی شکایاتی که از سوی دیگر کاندیدان به ثبت کمیسیون رسیدیگی به شکایات انتخاباتی رسیده است را تحت بررسی قرار داده اند.

لیست 5 تن از برترین کاندیدان را بر اساس نتیجه شمارش آرا تا به حال را در ادامه می بینید.

ترتيب نامزدها       نام                                آراء           درصدی

1-                     حامد کرزای                             ٢,٠٨٩,١٧٩        48.6%

2-                     داکتر عبدالله عبدالله                      ١,٣٦١,٢٤٧             31.7%

3-                             داکتر رمضان بشر دوست                                   ٤٥٧,٩٠٩         10.7%

4-                             اشرف غنی احمدزی                                        ١١٥,٥٣٥              ٢٫٧%

5-                             میرویس یاسینی                                             ٤٢,٣٠٦                   ١٫0%

]]>
1
خبرگزاری صدای افغان http://www.afelection.com <![CDATA[از حق مردم افغانستان دفاع خواهیم کرد]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D373 2009-09-07T02:30:31Z 2009-09-07T02:30:31Z اين اعتراضات در پي تقلب در دومين دور انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي كشور صورت مي گيرد.
بسياري از نامزدان انتخاباتي و مردم سراسر كشور به نحوه برگزاري انتخابات و تقلب گسترده اعتراض دارند و تاكنون بيش از 2 هزار شكايت به كميسيون بررسي شكايات انتخاباتي رسيده است.
آن ها يكي از دلايل تقلب را پرشدن صندوق هاي راي دهي در مراكزي ذكر مي كنند كه به دليل ناامني در روز انتخابات باز نشده اند يا مردم آن مناطق در رای گيري شركت نكرده اند.
به گفته داكتر عبدالله، حكومتي كه قانون اساسي را پايمال كند، مشروعيت خود را از دست خواهد داد.
او خاطر نشان كرد: تقلب تنها در حال نبوده بلكه تيم آقاي كرزي از يك سال قبل به فكر تقلب بوده و آمادگي گرفته اند.
داكتر عبدالله، با تاكيد بر اين گفته آقاي كرزي، كه حتي بيش از يكساعت از زمان ختم رياست جمهوري اش در اين پست نخواهد ماند اظهار داشت: دليل حضور كم رنگ مردم در انتخابات، بي اعتمادي و بي اعتباري آنان نسبت به عملكرد آقاي كرزي و حكومت وي است.
عبدالله تصريح كرد: تقلب در انتخابات باعث تلف شدن حقوق ميليون ها نفر خواهد شد.
او گفت: هرگز سرنوشت خود را به دست تقلب كارها نمي دهيم.
وي اظهار داشت: تقلب كارهاي بزرگ افغانستان، بدانند كه جنايت و خيانت شان بي جواب نمي ماند.
عبداالله خيانت كاران را كساني دانست كه خون شهداء كشور را پايمال كرده و به آرمان مردم افغانستان توهين نموده اند.
اين نامزد انتخابات رياست جمهوري، اظهار داشت: پيام من به اين خيانت كاران اين است كه مردم آرام نمي نشينند، ما خواهان تشنج و خشونت نيستيم اما مسئوليت هر آنچه كه واقع مي شود به دوش خائنين خواهد بود.
او از مجامع جهاني خواست كه به بهانه تثبيت حاكميت و امنيت از حكومتي كه با تقلب به وجود آمده حمايت نكنند.
عبدالله گفت: در صورتي كه به تقلب و تخطي هاي انتخاباتي رسيدگي نشود، يك قدم عقب نخواهيم نشست و صلح آميز  و به دور از خشونت، از راه هاي قانوني، تا آخرين رمق از حق مردم افغانستان دفاع خواهيم كرد و هيچ وقت قبول نخواهيم كرد كه يك حكومت نامشروع، بر گرده مردم سوار شود.
وي خطاب به كساني كه گفته بودند، اگر مردم تظاهرات كنند با آن ها برخورد شديد خواهند كرد گفت: آنها بدانند كه اين مردم براي رسيدن به هدف 30 سال خون داده اند و آنها هيچ كاري نخواهند توانست. 

عبدالله تصريح كرد: روس ها براي مقاصدشان با تانك از روي بدن هاي مردم افغانستان گذشتند، اما به هدف خود نرسيدند.
عبدالله گفت: اردو، پليس ملي و نيروهاي امنيتي كشور حاضر نخواهند شد كه در سركوب مردم، از آنها استفاده شود.
سردار رحمان اوغلي نماينده مردم فارياب در پارلمان كه در اين همايش شركت كرده بود، مردم افغانستان را قهرمان خواند.
او گفت: مردم كشور در شرايط بد امنيتي با درك سرنوشت كشور خويش به پاي صندوق هاي راي رفته و به نامزد مورد نظرشان راي دادند.
به گفته اوغلي، آقاي كرزي در دوره قبل انتخابات رياست جمهوري كه كشور از امنيت نسبي برخوردار بود، در ولاياتي مثل ارزگان بيش از 50 فيصد راي نياورد، چطور مي شود كه در اوضاع بد امنيتي فعلي كه مردم اين مناطق به پاي صندوق هاي راي نرفته اند، بيش از 90 درصد راي مي آورد.
او تاكيد كرد: دموكراسي كه در آن تقلب صورت گيرد را بايد دفن كرد.
به باور وي، دولتي كه با تقلب به وجود بيايد مشروعيت نخواهد داشت و اطاعت از آن واجب نيست.
مولوي عبدالواحد از بزرگان ولايت سمنگان، نيز كميسيون مستقل انتخابات را خاين دانست و خواستار محاكمه مسئولين آن شد.
شيخ سلمان خليلي از متنفذين ولايت بلخ،‌ گفت: عدم رسيدگي به تخطي هاي انتخاباتي، سبب بي اعتمادي مردم به حكومت مي شود.
مولوي شيخ احمد فاريابي ضمن حمايت از داكتر عبدالله عبدالله، خواستار حكومت اسلامي بر پايه عدل و استقلال شد.
مولوي حنيف از ولايت سرپل، خاطرنشان كرد: حكومتي كه بر اساس جعل و تقلب روي كار بيايد، باعث بي آبرويي افغانستان نزد مجامع جهاني بوده و پيوندي با مردم هم ندارد، و مردم نيز علاقه اي به حمايت از آن دولت نخواهند داشت. 

در قطعنامه پاياني اين همايش كه حدود يك هزار تن از نمايندگان مردمي 5 ولايت بلخ، سمنگان، سرپل، جوزجان و فارياب شركت داشتند بر حمايت گسترده مردم شمال از داكتر عبدالله عبدالله تاكيد شده است. 

در قطعنامه آمده است: مردم ولايات شمال با برخورداري از حقوق شهروندي، راه پيش گرفته به سوي يك حكومت اسلامي و خدمتگزار را ادامه داده و تسليم تهديد و تطميع انحصارگران قدرت و جعل كاران نخواهند شد و به هيچ شخص، مرجع و نهادي اجازه نخواهند داد كه با آراي قانوني و برحق ملت مسلمان افغانستان بازي كنند. 

قطعنامه بر اساس شواهد و مدارك خواستار رسيدگي به شكايات انتخاباتي و تخلفات اجرايي و كاركردهاي غير مسئولانه كميسيون وابسته انتخابات از سوي مراجع قانوني شده است.
آنها از سازمان ملل، ناظرين بين المللي و مجامع جهاني خواسته اند تا به طور شفاف و با پايبندي به معيارهاي قانون و كاملا بي طرفانه با جعل و تقلب صورت گرفته از سوي حكومت كرزي برخورد نمايند. 

شركت كنندگان اين همايش يادآور شده اند كه مردم افغانستان از جنگ و زورگويي به ستوه آمده اند و براي حكومت واقعي بر پايه عدل، آن ها را در مبارزه با فساد اداري مدد و ياري رسانند.‌
]]>
0
خبرگزاری صدای افغان http://www.afelection.com <![CDATA[كميسيون مستقل انتخابات در وظايف خود كوتاهي كرده است]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D372 2009-09-07T02:25:53Z 2009-09-07T02:25:53Z شاید دیروز اکثر آنها با یکدیگر دوست و همراه بودند اما امروز به رقیبانی سرسخت برای هم بدل شده اند که حتی از دادن بدترین نسبت ها به یکدیگر ابایی ندارند و از هر فرصتی برای زدن اتهام به رقیبان استفاده می کنند، از تقلب های گسترده در انتخابات ریاست جمهوری خبر می دهند و از استقاده از اموال بیت المال و دولتی برای رسیدن به هدف می گویند و از تطمیع های افراد بوسیله پول و پست و مقام، پرده برمی دارند.
با این حال همه آنها در یک هدف مشترکند و آن اینکه می خواهند رئیس جمهور افغانستان شوند.
اما چگونه شد که این خیل عظیم جواز حضور در رقابت های انتخاباتی را کسب کردند و افغانستان را به کشوری بدل نمودند که از لحاظ تعداد واجدین شرایط کاندیداتوری ریاست جهموری، در جهان اول شد.
مشکل از قانون انتخابات ریاست جمهوری بود، یا از شرایط سهل و آسان کاندید شدن، یا شرایط حاکم بر افغانستان، هنوز معلوم نیست، اما انتخابات برگزارشد و جز تعداد اندکی از آنها که به نفع سایر رقیبان کناره گیری کردند همه آنها در این رقابت تاریخی حضور داشتند. 

اما اکنون بيشتر از دو هفته از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در افغانستان مي گذرد، حرف و حديث‌هاي زيادي در اين مدت بوجود آمده و برخي از نامزدهاي انتخاباتي و نهادهاي نظارتي بين‌المللي بر وجود برخي تقلب‌ها در انتخابات اذعان نموده‌اند.
از سوي ديگر نيز دو هزار و دوصد شكايت به كميسيون رسيدگي به تخلفات انتخاتي رسيده كه تاكنون حتي نتيجه رسيدگي به يك مورد از آنها نيز ا علام نشده است.
اين درحالي است كه بر طبق قانون انتخابات افغانستان، نتيجه انتخابات بايد پس از رسيدگي دقيق به شكايات مطرح شده، اعلام شود .
با آنكه كميسون مستقل انتخابات در روزهاي قبل از برگزاري انتخابات همواره بر آمادگي اين نهاد بر انجام درست انتخابات و نظارت دقيق بر نحوه‌ي برگزاري آن تاكيد مي نمود، اما اكنون اين سوال پيش مي آيد که عملكرد اين كميسيون در نحوه برگزاري، نظارت، و رسيدگي به تخلفات انتخاباتي چگونه بوده است؟
آقاي سيد حسين حسيني مدني مسئول همبستگي رسانه‌ها (مهر) در افغانستان مي گويد: به باور من، به رغم ادعای این کمیسیون، آنها اصلا آمادگی برگزاری انتخابات شفاف ، عادلانه و اصولی را نداشتند.
وي تصريح كرد: اين كميسيون از يك طرف به بهانه اینکه امنیت در افغانستان برقرار نیست، راهها خراب و هوا سرد است، انتخابات را چندین ماه به تاخیر انداخت و قانون اساسی افغانستان را زیر پا نمود و ازسوي ديگر بعد از استمهال چند ماهه، فضای امنیتی انتخابات به درستی تامين نشد و در بسیاری از مناطق و ولسوالی ها نيز انتخابات صورت نگرفت. 

او گفت: از طرف ديگر اعضای ارشد کمیسیون عمدتاً تحت تاثیر تیم بر سر اقتدار بودند و به همين دليل هم تاكنون استقلال عمل آنها همواره مورد سئوال بوده است و اگر ناظرین خارجی انتخابات وجود نداشتند، معلوم نبود که کارکرد ها و زد و بند ها در درون این کمیسیون به کجا می رسید؟.
آقاي مدني تصريح كرد: وظیفه کمیسیون انتخابات علاوه بر برگزاری انتخابات شفاف، تامین زمینه های مشارکت مردم در انتخابات بود و اكنون بايد از آنها پرسيد كه چرا تا به این حد مشارکت مردم در انتخابات تنزل پیدا کرد؟ چرا كه سطح استقبال مردم از انتخابات، شکست مسئولین امور و ضعف کمیسیون انتخابات را می رساند.
وي همچنين در خصوص وظیفه نظارتی کمیسیون انتخابات هم گفت: در اين باره نيز مشکلات زیادی وجود داشته و به دفعات مشاهده شده است که ناظرین حوزه های رای دهی توسط افراد زورمند از حوزه اخراج شده اند و يا بسیاری از ناظرین نيز به نفع نامزدان خاصی عملا مداخله کرده اند و اين درحالي است كه در مناطق نا امن اصلا نظارتی وجود نداشته است. 

اين درحالي است كه براساس بند سه ماده پنجاه و هشتم قانوني اساسي درصورتی که کميسيون مستقل انتخابات تشخيص دهد که تخطی از احکام اين قانون صورت گرفته ، بايد صورت تخطی را با دلايل موجه به مراجع ذيربط قانونی و يا دادستانی ارجاع دهد. 

با اين حال مسئول همبستگي رسانه‌ها اضافه كرد: اين سطح بسیار بالای شکایات نشان دهنده ضعف و ناکامی کمیسیون انتخابات و نحوه‌ي رسیدگی به شکایات هم، از جمله ابهامات موجود و یک آزمون بزرگ و حیاتی برای کمیسیون انتخابات و ناظرین خارجی است تا ثابت کنند که بی طرف هستند و به آراء مردم افغانستان احترام مي گذارند.
وي تصريح كرد: در این جا دو ابهام مطرح می شود، اول اینکه اعضای ارشد کمیسیون بسیار متاثر از آقای کرزی می باشند چرا که تا بحال به بهانه مشوره، بارها از ایشان فرمان گرفته اند و دوم نحوه تعامل کشورها و ناظرین انتخاباتی آنان است چرا كه برخی از مقامات غربی این روزها بسیار آشفته و دستپاچه به هر طرف می دوند و با وجود آنکه سطح گسترده تخلفات را می بینند اما علاقمندی‌ها و نگرانی هایی هم دارند. 

آقاي مدني خاطر نشان كرد: برخی از مقامات غربی کوشش می کنند که نتیجه انتخابات هرچه باشد در همین دور اول به نحوی، قضیه را تمام کنند؛ ولو اینکه هزاران مورد تخلف را هم دیده باشند. 

وي تصريح كرد: آنها از فضای امنیتی بعد از اعلام نتایج نهایی و همچنين آقای کرزی به شدت می ترسند زيرا او تمام قدرت و امکانات و اهرمهای فشار را در اختیار دارد و رفتن انتخابات به دور دوم علاوه براين كه مشکلات و جنجالهای خاص خود را دارد، مساله تامين امنیت و بودجه را مطرح مي كند و اين در حالي است كه احتمال بروز تخلفات به قوت خود باقی است. 

مسئول همسبتگي رسانه‌ها تاكيد كرد: من گمان می کنم یکی از دلایل تعلل در اعلام نتيجه انتخابات و رسيدگي به شكايات انتخاباتي می تواند ترس از ایجاد بحران و بازی با زمان و ایجاد زمينه‌ي نوعی معامله باشد چرا كه حجم فراوان تخلفات می‌تواند به معنای شکست دموکراسی غربی و شکست هشت سال سرمایه گذاری غرب بر روی سیستم موجود باشد، مساله‌اي كه باعث نگراني غربی ها شده است.
]]>
1
افغان پیپر http://www.afelection.com <![CDATA[انتخابات به دور دوم کشیده نخواهد شد]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D370 2009-09-06T02:03:51Z 2009-09-06T02:03:51Z
وی مقاله خود را اینچنین ادامه میدهد:
حامد کرزی آمادگی آن را ندارد که بار دیگر با عبدالله عبدالله رقابت کند.

انتخابات در افغانستان، این کشور را به صلح و ثبات نزدیک نکرده است. طالبان انتخابات را قبول ندارد و حتی کلیه شرکت کنندگان انتخابات را دشمنان اسلام نامیده است.

طبق گزارش ریانووستی، با این حال آندرس فوگ راسموسن، دبیر کل ناتو انتخابات افغانستان را موفق و موثر نامید.

مولف به این موضوع اشاره می کند که اگر کمیسیون مرکزی انتخابات افغانستان پیروزی کرزی را اعلام کند، به احتمال زیاد در آینده نزدیک در افغانستان احتمال وقوع درگیری هایی بعد از انتخابات وجود دارد که کشور را به جنگ داخلی جدید تهدید می کند.

وی در نهایت مقاله خود را چنین به پایان می رساند که غرب تمایل دارد که هر چه سریعتر نتایج نهایی انتخابات افغانستان بدون دور دوم اعلام شوند، در آن زمان می تواند گفت که رییس جمهور منتخب و دولت نیاز به دفاع دارند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، مسئله دیگر آن است که اگر کرزی به دور دوم تن ندهد، این مسئله روحیات ضد غربی را تشدید کرده و اتهام رییس جمهور به آنکه وی عروسکی در دستان آمریکاست و حکومت را با سرنیزه نگه داشته است، افزایش خواهد یافت.]]>
0
آرمان ملی http://www.afelection.com <![CDATA[انتخابات رياست جمهوري درکشورما، نگراني در قصر سفيدامريکا]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D369 2009-09-06T01:35:37Z 2009-09-06T01:35:37Z نويسنده: ميرنجيب الله شمس:

دومين انتخابات رياست جمهوري که به اهتمام وتلاش خود افغان ها به تاريخ 29 اسد سالجاري مؤفقانه برگزار گرديد، اين پيام روشن و افتخار آميز را به جامعۀ بين المللي، کشورهاي غربي و اذهان مترقي جهان رساند، که ملت با شهامت افغانستان واقعاً خواهان دموکراسي، نظام مبتني برعدالت اجتماعي ونوآوري درساختار رژيم سياسي کشور شان با تعديلات درقانون اساسي مي باشد و از قوماندان سالاري، وجدان فروشي وتجارت قومي بيزار هستند.

دراين هيچ شکي وجود ندارد که بدبختانه سرزمين مان از ديرزمان به ماده قابل اشتعـال درسياست هاي جهاني، به لابراتوار آزمايشات سلاح هاي جديد عصري وبه پوليگون انداخت، جهت تمرين نظاميان کشور هاي پيمان نظامي اتلانتيک شمـالي مبدل شده است.

اما بعد از راه اندازي هلهله ها وهنگامه ها که گويا حامد کرزي برنده انتخابات رياست جمهوري مي باشد، يک نوع دلسردي ونگراني چه درقصر سفيد امريکا وچه در حلقات معين ملل متحد پديدار گرديد، بدين معنا که: بلند پايگان پنتاگون در واشنگتن و دفتر يوناما درکابل به صورت غير منتظره يک سلسله اظهارات و ابراز نظرات پيرامون وضعيت امنيت وچگونگي ساختار حکومت افغانستان نموده اند، که از لابلاي اظهارات آنها مي توان پاليسي هاي بعدي قصر سفيد وپروژه هاي سياسي جامعۀ بين المللي واقدامات دفتر يوناما ارزيابي کرد.

زيرا اين پلان هاي امريکا ويوناما به قوماندان سالاري نقطه پايان گذاشته وسيماي دولت آينده را به تصوير مي کشد.

1- مايک مولن رئيس لوي درستيز هاي امريکا طي کنفرانس مطبوعاتي به صراحت اعلام کرد که وضع امنيتي درکشور افغانستان رو به وخامت است طالبان تاکتيک هاي جنگي شان را تعويض کرده اند اما اين ادعاي نظاميان امريکايي صحت دارد که ماه هاي جولاي و اگست سال جاري 2009 ميلادي خونين ترين، مرگبار ترين وپرتلفات ترين ماه ها براي نظاميان امريکايي وانگليسي درافغانستان بوده است که از سال 2002 تا اکنون در جنگ هاي عراق وافغانستان سابقه نداشته است.

اما يک سوال ابهام آميز در جنگ ها ودرگيري هاي کجدار ومريز افغانستان لاجواب و درپرده اسرار باقي مانده است وآن اين که (62) هزار تن افراد نظامي امريکا مجهز به عصري ترين ومخرب ترين سلاح هاي ثقيله وپيشرفته ترين چرخ بـال ها وهواپيما هاي جنگي، با اکمـالات فوق العاده وسيع لوژستيکي، همراه با (40) هزار تن نيروهاي اردوهاي قدرتمند ترين کشورهاي غربي عضو ناتو وائتلاف بين المللي وبا تشريک مساعي (170) هزار تن افراد قواي مسلح افغانستان تحت امر وقومانده مستقيم صد ها تن جنـرال هاي چندين ستاره يي افغاني،امريکايي، کانادايي، انگليسي، استراليايي،آلماني وفرانسوي، آيا واقعاً قدرت مقابله وتوانايي رزمي و قلع وقمع حدود (17) هزار تن طالبان فاقد طياره واسلحه ثقيله را ندارند؟ آيا قدرت عقيده مؤثر تر ومخرب تر از قدرت آتش، اسلحه ثقيله مي باشد؟ يا در زيرکاسه نيم کاسه قراردارد؟ که ملت خواب برده افغانستان اصلاً از آن خبر ندارد.

يک واقعيت ديگر را نبايد کتمان کرد و آن اين که: دراين روز ها رسانه هاي گروهي دولتي امريکا مطالبي را پخش ونشر مي کند که برخي از حلقات امريکا درفکر تعيين جدول زماني براي خروج عساکر امريکايي از افغانستان مي باشد. به عبارت واضح تر شماري از مردم وکانگرس امريکا، درگيري هاي بي نتيجه طولاني، افزايش تلفات بي سابقه جاني و مصارف گزاف بودجه هاي نظامي جنگي پنتاگون وسازمان( سيا) را درافغانستان زيرسوال برده اند.

اين بدان معنا است که در طول(8) سال گذشته مداخله و درگيري امريکا با گروه طالبان درافغانستان به کدام پيروزي نظامي ونتايج قطعي منجر نشده است.

عطف توجه به اين موضوع کاسه صبر ملت، حکومت وکانگرس امريکا لبريز شده، ماليه دهنده گان امريکا که بحران عظيم مالي ونرخ بلند بيکاري کمر شان رامثل کمـان خم کرده است، از استراتيژي نظامي وپاليسي هاي اقتصادي دولت امريکا در قبـال بحران افغانستان ناراض ومأيوس گشته اند. مضاف بر آن ملت و دولت امريکا به اين واقعيت انکار ناپذير پي برده اند که ترک مخاصمه ومقابله به خاطر مصالحه با طالبان افغان يک تفکر باطله و از محـالات عقليه مي باشد.

2- رونالد نيومن سفير سابق امريکا درکابل ضمن يک مصاحبه با آسوشيتد پرس درحـالي که تنش بين قصرسفيد وحکومت افغانستان به نقطه انفجار و بحراني رسيده است وفضاي سياسي درکشور را ظلماني ساخته، به حکومت بارک اوباما چنين توصيه کرده است که: روابط حکومت امريکا با حکومت افغانستان بسيار سرد ومنجمد است، اين امر مستلزم آنست تا نظر به اهميت موضوع، دولت امريکا روابط خود را ازطريق سياستمداران ريفورميست افغان که مجبور اند با حامد کرزي ائتلاف نمايند، قايم کند.

شايد منظور رونالد نيومن از سياستمداران اصلاح طلب افغان همانا(داکتر اشرف غني احمدزي، داکتر عبدالله عبدالله، داکتر علي احمد جـلالي، داکتر رمضان بشردوست، داکتر انوارالحق احدي وداکتر فروزان فنا) باشد که محراق ومحور اساسي اين ائتلاف را تشکيل مي دهند و مي توانند مناسبات بحراني حکومات امريکا و حامد کرزي راعادي وحسنه بسازند.

3- کاي آيدي نماينده خاص بان کي مون سرمنشي ملل متحد درافغانستان درجلسات متعدد نکات نظر جامعه جهاني را اين چنين ابراز، منعکس وبرجسته ساخته است:

الف: ازطريق دعوت وتدوير لويه جرگه اضطراري وارد کردن تعديلات، لازمي وضروري در مواد مندرجه قانون اساسي افغانستان.

ب: درتعيين، انتخاب وانتصاب اشخاص درچوکي هاي کليدي ومشاغل حساس محوري قدرت دولتي افغانستان دفتر يوناما درکابل وجامعه بين المللي بي تفاوت باقي نمي ماند قرار است که قصر سفيد امريکا(هالبروک) و دفتر يوناما (کاي آيده) و رئيس جمهور آينده افغانستان با دعوت وتدوير لويه جرگه اضطراري ملاحظات متعددي از قبل طراحي شده و فورمولبندي شده شان را در موارد ذيل عملي ساخته و تحقق ببخشند.

1- قانوني ساختن سيستم صدارتي به خاطر تقليل اختيارات وصلاحيت هاي رئيس جمهور افغانستان.

2- اعطاي صلاحيت به رئيس جمهور افغانستان مبني برعزل وسبکدوش ساختن معاونان رياست جمهوري از وظيفه.

3- وضع کردن شرايط سخت و مشکل براي کانديداهاي ( رياست جمهوري، شوراي ملي، شهرداري ها، شوارهاي ولايتي وولسوالي ).

4- رفع ابهامات، تضاد ها وتناقضات موجوده در متون مواد مسجله قانون اساسي نافذه ....

5- قانوني ساختن استقرار قواي خارجي وتعيين صلاحيت هاي آنها مبني برعمليات هاي محاربوي، ساحه عملکرد ها ومکلفيت هاي آنان در قلمرو افغانستان.

بارک اوباما، گوردن براون، بان کي مون و رئيس جمهور آينده افغانستان اين نکته حساس وحياتي را ناديده نبايد بگيريد:

اگر اعضاي لويه جرگه بر مبنا و دراتکا به احکام مندرجه ماده(110) قانون اساسي افغانستان انتصاب ودعوت شوند، اين لويه جرگه از هيچ گونه قانونيت، مشروعيت وحقانيت برخوردار نمي باشد، بدين معنا که: متکي به فقره(2) ماده(84) قانون اساسي(34) تن اعضاي مشرانو جرگه را اعضاي شوراهاي ولسوالي تشکيل مي دهند.

به همين منـوال مطابق به فقره(2)ماده(110) قانون اساسي(365) تن رؤساي شوراهاي ولايتي اعضاي لويه جرگه افغانستان را تشکيل مي دهند. به طور خلاصه جمعاً (399) تن رؤسا واعضاي شوراهاي ولسوالي ها ومشرانو جرگه که (73) فيصد اعضاي کل لويه جرگه را تشکيل مي دهند، نسبت عدم انتخابات شوراهاي ولسوالي ها موجوديت فزيکي ندارند تا به مثابه نماينده گان انتخابي(25) ميليون نفوس افغانستان در لويه جرگه افغانستان اشتراک مي نمودند وبه لويه جرگه صبغه قانونيت، جنبه مشروعيت وانگيزه حقانيت بدهند.

اگر بارک اوباما، بان کي مون و رئيس جمهور آينده افغانستان مثل لويه جرگه هاي گذشته زيرنام علما و تکنوکرات ها و دانشمندان(ملا ها، آيت الله ها، اخند ها، لومپن ها، بي سواد ها، مداري ها، اختلاسگرها، قاچاقبرها، جنايتکار ها، آدمکش ها، غارتگر ها، اجنت ها وعوامل بيگانه ها) را در اين لويه جرگه به خاطر منابع شخصي وگروهي وطرد منافع ملي انتصاب و دعوت نمايند و آنها با فقر فکري وعدم بلوغ سياسي سرنوشت ملت گرسنه و مقدرات مملکت ويران شده را رقم بزنند وچهار کلاه ها بر محور گرايشات تنظيمي وبر بستر تمايلات قومي درلويه جرگه يک جانبه عمل نمايند.

بزرگترين خيانت ملي تاريخي را مرتکب شده و خسره الدنيا والاخرت خواهند شد وآن وقت است که ملت زجر کشيده وگرسنه افغانستان از فرط گرسنه گي، شدت ضربات کيبل هاي طالباني و تازيانه هاي مناديان دموکراسي قلابي مظلومانه جان خواهند داد و فجايع مرگبار با بوي خون وشرارت دهه(1990) درافغانستان يک بار ديگر تکرار خواهد شد.

]]>
0
8 صبح http://www.afelection.com <![CDATA[اصرار بر دور اول؛ واهمه از دور دوم]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D368 2009-09-06T01:19:05Z 2009-09-06T01:19:05Z حامد:

شمارش 60 درصد آرا نشان داده است كه هيچ يك از نامزدان نتوانسته است به 50 جمع يك درصد آرا دست يابد. هر چند قرار بود روز گذشته بخش ديگري از نتايج شمارش آرا اعلام شود، اما بنا بر دلايلي، اعلام نتايج به تعويق افتاد. اعلان تدريجي با رويكرد سياسي:
به نظر مي رسد كه  كميسيون مستقل انتخابات با اعلان  تدريجي و گاهي هم با تاخير و تعويق از زمان اعلام شده، وارد يك بازي سياسي شده است. كميسيون انتخابات به خوبي دريافته بود كه مردم افغانستان با همان شور و نشاطي كه در جريان كمپاين نامزدان داشتند، توقع دارند كه نتايج حضور در پاي صندوق هاي راي و آراي خود را به دست آورند. اكنون كميسيون با تاخيرهايي كه ايجاد مي كند، عملا از هيجان و احساسات ناشي از جريان انتخابات كاسته و با برنامه هاي جانبي كه هر روز خلق مي شود، اذهان عمومي را عملا به سوي مسايل  حا شيه اي سوق مي دهد. براي نمونه مساله ي تنش ميان كرزي و هالبروك بيش از آن كه واقعيت داشته باشد، بيشتر به عنوان يك حركت فرعي به منظور جلب افكار عمومي از مسايل انتخابات به مسايل حاشيه اي تبارز يافت. اكنون با گذشت 17 روز از انتخابات، مردم كم كم از احساسات ناشي از رقابت هاي نامزدان، به نحوي مردم از اين فضا فاصله مي گيرند.
فاصله گرفتن مردم از فضاي انتخابات و يا  ايجاد فضاي بي تفاوتي از اهداف سياسي اي است كه مي تواند در عقب تعلل ها و تاخير در اعلام نتايج تحقق يابد. به نظر مي رسد با برنامه هايي كه چيده شده، نتايج انتخابات به گونه اي اعلام شود كه ديگر هيچ هيجان و احساساتي را به همراه نداشته باشد و اين دقيقا همان چيزي است كه برخي حلقات از اين پروسه انتظار دارند.
با اين همه اكنون اين سوال مطرح است كه چرا برخي از نامزدان اصرار بر نهايي شدن انتخابات به دور اول دارند و برخي هم علاقه مند كشيده شدن به دور دوم مي باشند. به نظر مي رسد كه تيم آقاي كرزي بيش از هر نامزدي مايل است كه نتايج در دور اول خاتمه يابد. آقاي كرزي با نتايجي كه به دست آورده، دريافته كه در دوم اقبال چنداني براي پيروزي نخواهد داشت. براي نمونه آقاي كرزي در دور  نخست سعي كرد كه با معامله با برخي چهره هاي قومي آراي آنان را به دست آورد. اكنون ثابت شد كه نه هزاره ها و نه ازبك ها آن چنان كه آقاي كرزي توقع داشت، به رهبران قومي شان راي ندادند. گذشته از اين يكي از متحدين آقاي كرزي كه وعده 12 درصد آرا را داده بود با كمترين درصدي آرا مواجه شده و معلوم نيست كه در نبود دوستم در دور دوم اين آرا نصيب آقاي كرزي خواهد شد يا خير؟ گذشته از اين آقاي كرزي به خوبي مي داند كه در دور دوم احتمالا  حمايت ساير نامزدهايي كه در رديف سوم به بعد قرار دارند، با خود نخواهد داشت. از اين رو آقاي كرزي همان طوري كه اعضاي ستاد انتخاباتي اش بارها به رسانه ها گفته اند كه انتخابات بايد در دور اول ختم شود، مايل است كه سرنوشت اش در همين دور با پيروزي رقم خورد. در مقابل تيم داكتر عبدالله از كشيدن شدن انتخابات به دور دوم نفع مي برد. نخست اين كه انتخابات دور دوم فشرده تر مي شود و احتمال زياد وجود دارد  كه بيشتر نامزدهاي ديگر با وي همسويي نشان دهند. داكتر عبدالله در تلاش است كه حداقل قسمتي از آراي رمضان بشردوست و دوستم را در پي بي اعتمادي اي كه از تبعيد دوباره دوستم نسبت به كرزي ايجاد شده است، نيز به طور نسبي به دست آورد. گذشته از اين دور دوم با يك رقابت فشرده و جدي ميان مناطقي كه بيشترين امنيت و علاقمندي به انتخابات را دارند و مناطقي كه ناامن و انگيزه هاي مشاركت به خصوص براي زنان در آن جا اندك بوده، قرار دارد. اين رقابت يافته هاي دور اول نشان داده است كه شانس داكتر عبدالله بيشتر است. آقاي عبدالله در دور اول از مناطقي كه انتظار داشت حمايت شود بالاترين راي را به دست آورد و در ديگر مناطق نيز در رديف دوم وسوم قرار داشت. گذشته از اين  نقاطي كه در دور اول بيشترين تقلب را به نفع آقاي كرزي به همراه داشتند، شناسايي كرده و اين بار مي شود از اين مناطق نظارت بهتر و خوب تر انجام داد. با اين وصف داكتر عبدالله از تجارب دور اول براي پيروزي در دور دوم نهايت استفاده را خواهد كرد. از اين رو طرفداران داكتر عبدالله بيشترين علاقمندي براي يك رقابت جدي در دور دوم انتخابات را دارند.
اكنون همه چيز در گرو تصميم، جسارت و شهامت كميسيون سمع شكايات انتخاباتي است. اگر اين كميسيون مسوولانه به تقلب هاي انتخاباتي رسيدگي نمايد احتمالا با وضعيتي كه در آراي بغلان، كابل، قندهار، غزني و برخي ولايات ديگر دارد، سرنوشت انتخابات به دور دوم كشيده خواهد شد. به هر حال اكنون انتظار همگاني اين است كه كميسيون سمع شكايات و كميسيون انتخابات بتوانند ذهنيت جامعه را اقناع و نامزدان ناراضي را از روند موجود راضي سازند. در غير آن اين پروسه هميشه در ذهن عمومي مغشوش و غير شفاف باقي خواهد ماند.

]]>
0
آریایی http://www.afelection.com <![CDATA[سوگنامه یی بر پیامد انتخابات افغانستان]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D367 2009-09-06T12:07:17Z 2009-09-06T12:07:17Z انتخاب چه کلمۀ زیبا و دل نشینی است . بویژه زمانیکه انسان خودش قادر به انتخاب شود و برایش اجازۀ انتخاب داده شود . چه بهتر این که این انتخاب در فضای آزاد و عاری از هرگونه مداخلۀ خارجی ها  صورت بگیرد و انسان بداند که بصورت واقعی در سکوی عظیم انتخاب تکیه زده  است  و  توانایی نه گفتن و آری گفتن را برای تعیین سرنوشت خود دریافته ا ست  .  از همه مهتر این که بداند با نه گفتن و یا آری گفتن او  سرنوشت ملتی تغییر مینماید و با انتخاب او چرخش بزرگی در نظام اجتماعی اش هویدا میگردد .بخصوص زمانیکه مطین شود که این انتخاب گذشتۀ دردبار او را با آیندۀ امید وار ش رقم میزند . حقا که چنین انتخابی وقار آفرین بوده و سر هر انتخاب کننده ییرا بر آسمان غرور می ساید . بویژه زمانیکه انتخاب کننده خویش را در اوجی از استغنای مادی و احساسات ناب  انسانی بر سریر امواج مست توفندۀ ارادۀ آهنین می یابد . اراده ییکه  او را به شکل سیل در دریای خروشان انتخاب غوطه ور ساخته و در نتیجه او را قادر به تصمیم گیری مهمی می گرداند . تصمیمی که سرنوشت خودش و سرنوشت مردمش را رقم میزند  . سرنوشتی که از سالهای دوری بدینسو در گرو معامله گران سیاسی و دلالان زر و زور بوده و هنوز هم در چنبرۀ آهنین نیرو های خارجی بویژه نیرو های امریکایی سخت ضجه می کشد . 

آری این انتخاب زمانی معنای واقعی می یابد که انسان بداند که او محکوم آزادی است . آزادی هم محکوم تلاش های آگاهانۀ انسان است ، برای رهایی و رستگاری تا رسیدن به رفاۀ مادی و معنوی و  استقرار نظم ، امنیت ، قانونیت و عدالت . بیشتر از همه این که انتخاب کننده بداند انتخابش سرنوشتش را دگرگون میسازد ؛ ولی از این فاجعه بار تر نخواهد بود که این انتخابش نه تنها برسرنوشتش تاثیر گذار نخواهد بود ؛ بلکه بازی بدفرجامتری باشد ، با سرنوشت دردبار و خونین او ؛ اما با این همه دشواری هاییکه فرا راۀ او قرار دارد ، ناگزیر است تا دست به انتخاب استثایی بزند و با گذاشتن خنجر انتخاب بر گلوی نه بر هرگونه بی تفاوتی ها خط بطلان بگذارد و با درک رسالت انسانی و تاریخی باتوجه به شرایط مکانی بر مصداق راه رفتن بروی تیغ برهنه معنای انتخاب واقعی را با خون اراده خود رنگین بسازد . 

در این شکی نیست که این انتخاب همراه با شک و تردید های دلهره آمیز بود ؛ زیرا مردم افغانستان پنج سال پیشتر با شور و شوق زیادی به پای صندوق های رای رفتند و همراه با صد ها امید و آرزو با رنگین کردن انگشتان خود  برای  گذاشتن اولین سنگ بنای نظام مردم سالاری روز تاریخی و استثنایی را جشن گرفتند . مردمی دست به این اقدام تاریخی زدند که پنج سال تمام در زیر ضرب و شلاق طالبان پولیسی ترین حکومت دنیا را به تجربه گرفته بودند و هنوز داغ های کیبل آنها بر پشت و پهلوی شان سنگینی می نمود .  چنان نظام اختناق آور را تجربه کرده بودند و سایۀ سنگین و  اضطراب آلود آن چون کابوسی بر روان آنها سایه افگنده بود . این کابوس چنان وحشتناک و هیبت آرا بود و دشنه های آختۀ آن با سنان های تیز چنان امید شکن و زنده گی بر انداز بود که اندکترین آ رزویی را مجال شگفتن و پر و بال گشودن نمی داد .  انسان این سرزمین چنان سرکوب شده بود و عبوسیت سراپای حیات او را فراگرفته بود و حتا چنین روزی را در خواب هم نمی دید که با فرارسیدن آن در عقب صندوق های رای دهی قرار بگیرند .  این مردم در حالی چنین روز های دشوار را سپری می نمودند که هنوز  وحشت کشتار ها ، زنده به گور کردن ها ، شکنجه های روحی و جسمی گروۀ پایگردها (گروۀ خلق) و گروۀ  درباریها(پرچمی ها) نه تنها فراموش شان نشده بود ؛ بلکه فریادهای مظلومانۀ هزاران انسان بیچارۀ غرقیده در خون از پولیگون پلچرخی و ده ها مکان دیگر به گوش شان طنین انداز بود .

آری این مردم تنها این کوچۀ بن بست را تجربه نکرده و از آن عبور نکرده اند ؛ بلکه کوچه های بن بست پیهمی را پشت سر گذاشته و از کوچۀ های بن بست دیگری زیر نام حکومت مجاهدین نیز سر به دار عبور کرده اند  . حکومتی که عزیر ترین آرزو های آنها را به قربانی گرفت و مردان نقاب پوش و چپاولگری  زیر نام مقدس جهاد همه دار و ندار آنها را ربود و شکوهمندترین حماسه های آنها را به بیرحمانه ترین حالت به غارت بردند . هرچه از جنس زمین ، خانه و پول در هرجا و از هرکس که یافتند ، ناعقبت اندیشانه  به راکت بستند ، ویران کردندو دزدیدند . بر سر ها میخ کوبیدند ، بردهن گویا اسیران جنگی از فراز کانتینر ها به فتوای رهبران شان  شاشیدند و عزت انسان را به استهرا گرفتند  . آری این مردم دردمند تنها این کوچه های هزار خم و پیچ  سراسر بن بست را نپیموده اند  بلکه از آنهم به مراتب پیچیده تر  و دشوار تر در تنگا تنگی از کوچۀ به مراتب پر از بن بست \"تر\" زیر نام امارت اسلامی نیز به قیمت جان قدم رنجه کرده اند و با به وقوع پیوستن سناریوی یازدهم سپتمبر و ولادت کودک بیماری به نام \"معاهدۀ بن\" گویی ناشیانه به کوچۀ بن بست دیگری پا گذاشتند ؛ اما این کوچه نه نشان  و آرم \"جهادی\"داشت و دارد که زیر نام حکومت اسلامی  و انقلاب اسلامی بوی شر وفساد از آن برخیزد  و نه هم \"امارتی\" که به بهای به لجن افگندن شریعت بوی متعفن شکنجه های روانسای کیبلی بلند شود ؛ بلکه این کوچۀ در واقع پر از بن بست به ظاهر خیلی صاف و راست بود وحتا اندکی خمی هم در آن دیده نمی شد ؛ زیرا سرتا پای  این کوچه با تن پوشان حریر  زیبا و پر زرق و برق دموکراسی آراسته شده بود و بر هر برج و باروی آن لوح سیمین دفاع از حقوق بشر آذین گردیده و بسیاری از آدم کشان رژیم دوران تره کی ، کارمل و نجیب با جمعی از  چپ اندیشان به اصطلاح خلف انقلابیون زرد \"مائوتسه تون\" بوی که گویی از پدر پدر مدافع حقوق انسان اند و  قباله های چند صد هزار ساله بردست دارند و هر آن با مانور های تنگ و  منافع محورانه فتوای دفاع از حقوق بشر را بر آن لواح می نوشتند و می نویسند . شگفت آور اینکه هر چه نوشتند و هنوز هم می نویسند ، جز خود خوانند و لاغیر و  بعد بر تاق نسیان بگذارند و شماری را هم پاک کنند و به آب اندازند و غسل تمهید دهند .

حالا که هنوز هم در این کوچۀ بن بست ناگزیرانه قدم میزنند و جادۀ ناهمواری را پشت سر گذاشته و کوچه های  ناهموارتری را در پیشرو  دارند . در راست و چپ این کوچۀ بی انتها راهیان \" یخن چاک و دهن پارۀ \"مبارزه با تروریزم  از 46 کشور جهانرا به مشاهده گرفته اند که در دو طرف  صف های عریض و طویلی کشیده اند و گویا برای رهایی مردم افغانستان کمر های را سخت بسته اند و خویش را بی محابا به این کوچۀ بن بست افگنده اند و در واقع  در مرداب های این کوچۀ بن بست برای منافع امریکا و بریتانیا کشتی توفانزده و متلاطمی را یدک کشی مینمایند .

آری چقدر دشوار است ، قدم زدن و یا ماندن در این کوچۀ دشوار و بی انتها ، بویژه اینکه  من هم یکی از راهیان آن هستم و مهمتر اینکه چقدر دشوار است تصمیم انتخاب در این کوچه ، بویژه تصمیمی که سرنوشتی را رقم میزند و مرز فاجعه و فلاح را وانمود میسازد . این در حالی است که میدانم ، تصمیم من هرگز در گشودن بن بست نقش سازنده یی ندارد . از فلاح که در آن خبری نیست و حتا فاجعه را بیشتر دامن میزند .   پس چگون میتوان تصمیم گرفت . آنهم تصمیمی که شرط اول موفقیتش خوانده اند ؛ یعنی در هر تصمیمت باید یک گام به پیش بروی و نه یک گام به عقب . پس حالا من چگونه تصمیم را قربانی نمایم . د رحالیکه میدانم ، هرگونه تصمیمی برای یک انتخاب اهمیت حیاتی دارد و هر انتخابی به قیمت یک رای نه تنها نمایانگر ارادۀ الهی و درجه یی از درجه های مسؤولیت بس خطیر تاریخی  است ؛ بلکه ارادۀ آزادی را به نمایش میگذارد که همانا اختیارش خوانند . حالا که من پس از دیر زمانی  این \"نقد\" را به نام  اختیار  به کف آورده نصیه نگردد .

این قوت نامریی و ملکوتی که نه تنها در ساختن سرنوشت خودم ؛ بلکه در ساختن سرنوشت مردمم نیز تاثیر گذار است . پس چطور باید از آن استفاده نمایم . در حالیکه  میدانم با این رای من شخصی رییس جمهور می شود . کسی که در کشور من باید حکمروایی نماید . در حالیکه من حکمروایی را  سراغ مینمایم که دست کم به اندکی از آرزو ها وخواست های من و نیاز های هموطنم پاسخ مثبت بگوید . این در حالی است که من آشکارا می بینم که در برابر نتخاب من کسانی قرار دارند که نه تنها رای من را ؛ بلکه رای خود را نیز در معرض معامله قرار میدهند ؛ زیرا این ها در فکر خدمت برای من نه ؛ بلکه در فکر رسیدن به قدرت اند و برای رسیدن به مقام از هیچ نوع تلاشی ابا نمی  ورزند . گذشته از اینکه در  جمع این نامزدان اشخاصی هستند که برای گرفتن مقامی شب ها تا صبح لحظه شماری کرده و در جستجوی آن بودند و هستند که با کدام نامزد نیرومند و پولدارتر ایتلاف نمایند تا باشد که بعد از پیروزی او به حداقل مقام کوچکی هم برسند . چگونه می توان به این معامله گران  اعتماد کرد و به یکی از آنها را داد . با آنکه رای دادن یک مکلفیت است ، برای ساختن نظام  و جلوگیری از آشوب بزرگتر که مصلحت دینی هم  برای انتخاب بد از میان بد و بدتردر همین معنا نهفته است . با رای دادن از آشوب جلوگیری کرد و یا با رای ندادن آشوب را تحریک کرد و یا راۀ سوم نفی هردو با آشوبگران پیوست و شاید هم در بعضی حالات پیوستن به آشوبگران بهتر از پیوستن به مفسدین و معامله گران باشد و در شماری حالات هم نپیوستن به هردو .

در این شکی نیست که رای دادن به کرزی رای دادن به ادامۀ فساد و غارت است . بویژه حالا که معاونان شکمبوتری پیدکرده و معاون اول او خویش را برای چپاول زمین های بیشتر چاقتر می  نماید تا باشد که باشرکت بیشتر در کار و بار مواد مخدر دست احمدولی کرزی برادر ناتنی حامدکرزی را بگیرد و با دست تکان دادن بیشتر او خاک بر چشم غربی ها افگننده و مردم بیچارۀ مارا به یک دورۀ تاریکتر فساد و بدامنی سوق بدهد . فسادی که سر به آسمانها کشیده و بوی متعفن آن منطقه را فراگرفته است .

با این همه شک و تردید ها خیلی ها کوشیدم تا خویش را قناعت داده و رای خود را یه شخص مورد نظرم بدهم . با تاسف که چنان در جدال شدید وجدانی  ماندم که از آن بر نخاستم . زیاد کوشیدم نامزد ها را سره و ناسره نمایم ؛ اما با دیدن ترازوی نشان انتخاباتی حامد کرزی ، یکسره حساب عدالت از نزدم رفت و  در تنگنای بی تصمیمی فرو رفتم . از نشان جناب کرزی در یافتم که به چه میزانی عدالت در ترازوی نامزدانی مانند حامد کرزی سخت ضجه می کشد و  فریاد های آن در شاهین ترازوی نشان او در گلو خفه شده است .  از آن در یافتم که چگونه جناب کرزی در ترازوی پانگدار خود با خرید و فروش بسیاری اشخاص عدالت را به چوبۀ دار ترازوی خود به زنجیر کشید و  در داردگاۀ جباران تاریخ به محاکمه  کشاند . من بر مصداق مشت نمونۀ  خروار با دیدن ترازو کرزی ترازوی تمام نامزد ها را سره و ناسره کردم و بالاخره هر ترازویی را به نحوی در شاهین ترازوی او یافتم . با این حال این حرف در ذمنم تداعی شد که تمام نامزدان محصول نظام فاسد او هستند و دست هر کدام چه بصورت مستقیم و چه غیر مستقیم به نحوی در فساد او شامل است . هر کدام اینها در واقع بخشی از مشکلات حکومت فاسد او اند که هرگونه برائت آنها را از فساد روز افزون نظام حامد کرزی ناممکن می سازد .

 

  گفتنی است که  نتایج قسمی 35 در صد آرا اشتراک 2140643 نفر را در انتخابات نشان میدهد . کرزی با گرفتن 940 هزار و 558  رای در صدر  داکتر عبدالله با کسب 638 هزار و 924 رای در ردیف دوم و رمضان بشردوست این یگانه داوطلب فاقد هیاهوی تبلیغاتی 277هزار و 403 رای در ردیف سوم قرار دارد . اشرف غنی احمدزی ، میرویس یاسینی ، شهنواز تنی و ملا سلام راکتی در ردیف چهارم تا هفتم قرار دارند . این شامل آرای 9 هزار و460 صندوق دربانک اطلاعات کمیسون انتخابات و با حضور نماینده گان نامزدان ثبت شده است .

]]>
0
خبرگزاری صدای افغان http://www.afelection.com <![CDATA[نشست پاریس نشاندهنده تقلب گسترده در انتخابات افغانستان]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D366 2009-09-05T07:33:09Z 2009-09-05T07:33:09Z عضو مجلس سنا، رئيس جمهور آینده کشور را از پيش تعيين شده دانست و گفت:از كنفرانس \"بن \" تا به امروز كليه تصميمات براي افغانستان در خارج از اين كشور گرفته مي‌شود.
\"محمد علم ايزديار \" رئيس كميسيون روابط بين المللي مجلس سناي افغانستان در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس ایران در كابل، ورود كشورهاي خارجي به افغانستان را به خاطر تامين منافع اين كشورها بيان كرد و گفت: اين كشورها چرا سال 1992 وارد افغانستان نشدند.
ايزديار هزينه هاي انتخابات و سرمايه گذاري كشورهاي خارجي در افغانستان را از جمله دلايلي خواند كه اين كشورها نمي توانند در مورد انتخابات بي تفاوت باشند. 

اين سناتور برگزاري كنفرانس پاريس را نشاندهنده تقلب وسيع و گسترده در انتخابات افغانستان دانست و گفت: جامعه جهاني نسبت به تقلبات گسترده نمي تواند بي اعتنا باشد و قصد دارد اين مسئله را مخفيانه مورد ارزيابي قرار دهد تا از اعتراض افغانها در امان بماند.
وي از برگزاري چنين كنفرانس هايي در خارج از افغانستان اظهار نگراني كرد و گفت: قضاياي مربوط به افغانستان بايد از افغانستان پيگيري شوند و در قدم اول هر دو مجلس كشور بايد بر روند شمارش آراء و رسيدگي به تقلبات نظارت و كنترل داشته باشند تا روند ملي شود. 

ايزديار گفت: اين بار اول نيست كه خارجي ها در بيرون از افغانستان براي ما تصميم مي گيرند و از كنفرانس \"بن \" تا به امروز كليه تصميمات براي افغانستان در خارج از اين كشور گرفته مي شود. 

به باور این فعال سیاسی: جامعه جهاني به جز انتخابات دست آورد ديگري در افغانستان ندارد، آنها نتوانستند دولتي سالم بسازند، بازسازي به شكل متوازن نبوده است، در تامين امنيت ناكام بوده اند و مواد مخدر و تروريسم روند صعودي خود را مي پيمايد. 

ايزديار انتخابات را به عنوان تنها دست آورد اين كشورها، مملو از تقلب و تخطي دانست و گفت: اين كشور ها مجبور هستند كه در مورد انتخابات بي تفاوت نباشند و مشكلات انتخابات را مورد توجه قرار دهند. 

وي افزود: اگر اين كشورها به انتخابات و تقلب گسترده اي كه صورت گرفته است بي تفاوت باشند، افكار عمومي مردم آنها عليه آنها قضاوت خواهند كرد كه در اين صورت هيچ پاسخي براي مردم خود نخواهند داشت. 

عضو مجلس سنا(مشرانو جرگه) در مورد علت واكنش دولت افغانستان به كنفرانس پاريس گفت: دولت کابل طرف قضيه است، يعني تقلب در انتخابات بيشتر متوجه دولت است و شكي نيست كه بررسي تقلب در پاريس گستردگي تقلب در انتخابات را برجسته مي سازد.
ايزديار تصريح كرد كه دولت کابل مي خواهد به مردم افغانستان چنين وانمود كند كه دولت براي دفاع از حاكميت ملي و استقلال سياسي در مورد اين كنفرانس واكنش نشان مي دهد اما مواردي زيادي وجود دارد كه دولتبايد از حق خود و از حق حاكميت ملي دفاع مي كرد اما نكرد. 

ايزديار گفت: خارجي ها تصميم افزايش نيروهاي خود را در افغانستان بدون آن كه دولت و پارلمان افغانستان را در جريان بگذارند مي گيرند اما دولت کابل در اين مورد هيچ گونه واكنشي نشان نمي دهد.
وي افزود: هواپيماي حامل نخست وزير انگليس به جاي آن كه در \"كابل \" فرود آيد مستقيم در \"هلمند \" به زمين مي نشيند، چرا دولت افغانستان كه به منافع ملي مي انديشد در اين مورد واكنش نشان نمي دهد؟ وظيفه دولت بود تا در اين مورد واكنش نشان مي داد كه افغانستان حاكميت ملي دارد و پروتكل ديپلماتيك اجازه نمي دهد رهبر يك كشور بدون اطلاع قبلي به يك كشور ديگر سفر كند در حالي كه سفر چنين افرادي در داخل كشور هايشان از يك ولایت  به ولایت ديگر بدون اطلاع والی صورت نمي گيرد.
ايزديار گفت: به نظر من چنين كنفرانس هايي يك فشار است، جامعه جهاني رئيس جمهور كشور را از قبل تعيين كرده است و كنفرانس پاريس در واقع گوشزدي است به كرزي كه جامعه جهاني با تمام كمبودي ها و كاستي ها وي را پذيرفته است اما او نبايد از حد تعيين شده تجاوز كند. 

كنفرانس پاريس روز چهارشنبه با حضور نمايندگان كشورهاي مختلف غربي و از جمله نماينده ويژه آمريكا در امورافغانستان و پاكستان برگزار شد.

]]>
0
وب لاگ جامعه ی نو http://www.afelection.com <![CDATA[زلزله­ي سياسي انتخابات رياست جمهوري در جامعه­ي هزاره]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D365 2009-09-05T02:09:31Z 2009-09-05T02:09:31Z نتايج انتخابات رياست جمهوري، در هزارستان معادلات معمول و حاكم را به هم ريخته و بسياري از تحليل­ها و ذهنيت­ها را دچار سردر گمي كرده است. اكثريت قاطع مردم هزاره در كنار ساير مردم افغانستان به داكتر بشردوست رأي دادند. اين رأي، سوال­هايي بر انگيخته كه نياز به تدل بيشتري دارد. انتخابات براي جامعه­ي ما پياه­هايي دارد كه بايد به طور جدي به آن توجه شود. اين قلم در صدد است براي واكاوي پرسش­هاي مطرح در جامعه تلاش كند تا به شفاف سازي و تحليل مسايل كمك كرده باشد. اين قلم عميقا به فضاي باز تحليل مسائل باور دارد و آن را ضمان انتخاب راه روشن و آگاهانه­ي اجتماعي مي­داند. خوش­بختانه­، جامعه­ي فهيم ما از دوره­ي حاكميت احساس رها شده و تحليل مسئل را با سينه­ي گشاده مي­پذيرند. گفت­و­گوها و تحليل­هاي حلقه­هاي مشورتي باز و علمي براي سياست­گذاري جامعه فراهم خواهد آورد. اين قلم، به طور مطلق كسي را تأييد نمي­كند. اين قلم به راهي كه مردم انتخاب كرده قلبا ايمان دارد و مردم را از هوشمندي لازم سياسي برخوردار مي­داند و عميقا به آراي مردم احترام قايل است. انتخابات رياست جمهوري؛ در جامعه­ي هزاره حقايق بسياري را عيان كرد و پيام­هاي بسياري براي جامعه­ي ما به همراه داشت.

 پرسش­هاي اساسي اين نوشتار:

         1.  چرا هزاره­ها به داكتر بشردوست رأي داده­اند؟

         2. مطالبات مردم هزاره چيست؟

        3 . «هويت هزارگي» به چه معنا است؟

        4. آيا هزاره­ها فاقد عقلانيت سياسي­اند؟

        5.  چرا فعالان سياسي و برخي از نخبگان، بشردوست را تنها گذاشتند؟

        6. همراه شدن با كاروان پيروز، عقلانيت سياسي است، يا فرصت طلبي و بي هدفي؟

  چرا هزاره­ها به بشردوست رأي داده­اند؟

     هزاره­ها به اين دليل به بشردوست رأي داده­اند كه بشردوست در «تخريب ديواره­ي اعتماد ملي» مشاركت نداشته است. بشردوست عميقا به وحدت ملي مي­انديشد و آن را تنها راه حل بحران كشور مي­داند. هزاره­ها در مورد انتخاب بشردوست، اسير احساسات قوم پرستي نشده­اند، بلكه راه شان را از قوم­گرايي و فرصت طلبي جدا كرده­اند. مردم شريف هزاره، با رأي به بشردوست ثابت كردند كه بيش از هركس و هر زمان ديگر به وحدت ملي رأي مي­دهند. بشردوست هزاره­اي است كه درمان درد مردم و قومش را از ديگر هموطنانش جدا نمي­داند. از ميان نامزدهاي محترم رياست جمهوري، آن كه بيش از همه در عمل ثابت كرده، به وحدت و استقلال ملي ايمان دارد؛ بشردوست مي­باشد. بشردوست مي­گويد؛ درد بچه­ي محرم و گرسنه­ي هزاره و افغان پكتيا و... كه چپلك ندارد، يكي است. بشردوست دامن زدن به احساسات قومي را مانع راه رشد و آرامش افغانستان مي­داند. هزاره­ها به تفكر بشردوست رأي داده­اند و نه شخص بشردوست. هزاره­ها در فراز و نشيب تحولات به اين نتيجه رسيده­اند كه هماناني بيشتر از همه به سنگ قوم دوستي به سينه زده­اند؛ در مواقع سود سياسي و موقعيت شخصي به راحتي با دشمن­ترين­ها كنار آمده­اند و پشت مردم را خالي كرده­اند! چه زيبا گفت شاعر درد آشناي هزاره؛ داكتر عبدالسميع حامد:

     دو عسكر خسته در بين دوسنگر؛

     دو رهبر خفته در بين دو بستر؛

     دو رهبر پشت ميز صلح خندان؛

     دو بيرق بر سر گور دو عسكر!

 هزاره­ها به بشردوست به عنوان كسي رأي داده­­اند كه از جدا انديشي مليتي عبور كرده و برادري و برابري در روابط اقوام را ترويج مي­كند. به نظر مي­رسد در سال­هاي دموكراسي مردم بيش از هر زمان ديگر نيازمندي به روابط سالم و بازسازي اعتماد ملي را احساس كرده باشند.  

  مطالبات مردم هزاره چيست؟

     مطالبات مردم هزاره چند وزارت خانه­ي تشريفاتي نيست. هزاره­ها درمان واقعي درد افغانستان را ترميم اعتماد ملي بر اساس عدالت اجتماعي و حقوق شهروندي مي­دانند. خواست واقعي مردم هزاره اجراي ميثاق ملي و قانون اساسي است. هزاره­ها مانند همه­ي مردم افغانستان خواستار امنيت و وحدت ملي­اند. هزاره­ها، بر اساس حقوق شهروندي و عدالت اجتماعي؛ خواستار توزيع عادلانه­ي واحدهاي اداري و سياسي­اند. هزاره­ها خواستار توزيع عادلانه­ي ثروت و امكانات ملي­اند.

آيا مطالبات سياسي مردم هزاره در دوران حكومت هفت ساله­ي كرزي، برآورده شده است؟ چرا برخي از فعلان سياسي براي رسيدن به مطالبات جامعه­ي هزاره، وارد معاملات سياسي و انتخاباتي شده­اند؟ آيا قولنامه­ي كرزي مدار اعتبار هست؟

     مردم هزاره، در دوران حكومت كرزي، به مطالبات سياسي شان نرسيده­اند؛ بنا بر اين برخي از فعالان سياسي وارد معاملات انتخاباتي شده­اند. در فقدان صداقت و عدم عدالت محوري كرزي همان بس كه در طول هفت سال حكومت؛ براي مناطق غير پشتون كاري انجام نداده، كه مردم در صدد برآمده­اند براي گرفتن حق مشروع و توزيع عادلانه­ي اماكانات ملي؛ وارد معامله شوند. نشانه حاكميت فاسد آن است كه گرفتن حق از راه عادي و قانوني نا ممكن باشد. چنين حاكميتِ تبار محور و قوم انديش، چگونه مي­تواند قابل اعتماد باشد كه در دوره­ي جديد به قول و قرار خود  و عدالت اجتماعي پاي­بند باشد؟ حاكمي كه با معامله و رشوه، عدالت را اجرا كند و حقوق شهروندي را به مردم بازگرداند؛ هرگز قابل اعتماد نيست.

     كرزي، با تمام خوشرويي ظاهري، مار خوش خط و خالي است كه زهر افغان مليتي در آستين دارد. كرزي بارها و بارها، از طالبان حمايت نموده و تروريست­ها را جلو چشم مردم آزاد مي­كرد تا دوباره بيشتر به كشتار مرد روي آورند. اشك كرزي براي مرگ تروريست­هاي همتبارش از خاطر مردم پاك نخواهد شد و نيز همسويي جناب كرزي با كوچي­ها و بي توجهي به خانماني مردم شريف بهسود! كساني كه بشردوست را براي بيانيه ندادن در برابر كوچي­ها از هزاره بودن بري مي­دانند؛ از خود پرسيده­اند كه كرزيِ حامي كوچي­ها بود؛ آيا بيانيه ندادن جرم است يا حامي قاتل بودن و در كنار قاتل مردم قرار گرفتن؟ اين كه چرا بشردوست بيانيه نداده، شايد براي عدم تشديد شقاق مليتي باشد؛ من وكيل مدافع ايشان نيستم، اگر چه بشردوست مي­توانست بر اساس دفاع از مظلوم و عدالت از مردم بهسود دفاع كند. هر كسي مي­تواند داراي اشتباهات و خطاي محاسباتي باشد، بشردوست هم داراي خطاها و نا پختگي­هايي است كه نبايد خطاهاي يك فرد موجب بيرون راندن از دايره­ي هويت ملي و مليتي شود. در آشفته بازار فروريزي ديواره­ي اعتماد ملي، موضع دفاع از مردم شريف بهسود، حمل بر قوم­گرايي مي­شود؛ كه نبايد از آن هراس داشت.  رأي قاطع مردم شريف و شهيد داده­ي بهسود به بشردوست و «رويگرداني كميسيون مردم بهسود» از كرزي و حامي بهسودي­اش؛ نشانه­ي درستي راه بشردوست است.

مهمتر از همه، آن است كه هزاره­ها مطالبات سياسي و شهروندي شان را از اين پس در قالب گفتمان «حقوق شهروندي، عدالت اجتماعي، اجراي قانون اساسي» دنبال خواهد كرد. هزاره دانسته­اند كه اقتدار، هيمنه­ي فرهنگي و شعاع وجودي شان مانع از آن شده است كه «هلوكاست هزارگي» در افغانستان به وجود آيد و براي جبران ظلم تاريخي و قتل عام دوران عبدالرحمان خان، «تبعيض وارونه» به نفع هزاره­ها اجرا شود؛ بنا بر اين از طرح شعارهايي كه نخاع مقاومت شان را بشكند و به شقاق بيشتر اجتماعي بيانجامد پرهيز مي­كنند؛ اما حافظه­ي تاريخي­شان را از دست نخواهند داد و درس­ها تاريخ را به ياد خواهند داشت.

   «هويت هزارگي» به چه معنا است؟

هويت هزارگي، به معناي تمامي داشته­هاي تاريخي و فرهنگي و طبيعي مردم هزاره است كه هزاره­ها به آن افتخار مي­كنند. هزاره­ها داراي پيشينه­ي روشن تاريخي و تمدني­اند كه «تمدن بشكوه باميان» و «غوري» را به وجود آورده­اند. مردم هزاره، همان مردم زابلستان و غور قديمند كه تمدن شكوهمند كياني و غوري را پايه­گذاري كرده­اند. هويت هزاره­ها، زبان فخيم دري است كه باز مانده­ زبان اوستايي است كه در كناره­ي رود دايتي و بند امير زاده و در تار و پود تمدن كياني رشد كرد و باليد. هويت هزاره­ها دستان هنر آفريني است كه تمثال سنگي «خنگ بُد» و «سرخ بُد» را به نام و چهره­ي حاكمان تمدن ساز خويش ساخته­اند. هويت هزارگي، افتخار به پيشينه­ي فرهنگي است كه مسجد جامع هرات و منار جام را آفريده است. هويت هزارگي پيشينه تمدن سازي و اعتقاد روشن حق پذيري است كه نياي خردمندشان؛شنسب يا بهرام شاه سوري و ماهويَ براز؛ در برابر حق زانو زدند و شايستگي تفويض حكومت از سوي تجسم عدل؛ مولا علي(ع) را داشتند. 

     گذر بشردوست از شعارهاي قومي كه جز شقاق اجتماعي نتيجه­اي دربر ندارد؛ نشان از سينه­ي بزرگ او دارد كه مانند پيشينيان تمدن آفرين خود همه­ي مردم را به ديده­ي عدالت عملي بنگرد؛ تا تمدن غوري و كياني دوباره احيا شود. هويت هزاره ريشه در تمدن باستاني زابلستان و غور دارد كه سينه­ي به پهنه­ي آسمان داشته­اند تا تمدن بي­نظير بشري را بيافرينند. پس از غوري­ها كه حاكميت به دست پشتون­ها افتاده؛ چه تاج تمدني بر سر مردم زده­اند؟

  آيا هزاره­ها فاقد عقلانيت سياسي­اند؟

عقلانيت سياسي، -به نظر نگارنده- به معناي تصميم سازي سياسي بر اساس مصالح و منافع مهم و اساسي است. مردم هزاره با رأي به بشردوست اعلام كردند كه تفكر ملت­سازي راستين و عملي -بر اساس عدالت اجتماعي و حقوق مساوي شهروندي - اساسي­ترين خواست شان است. مطالبات سياسي مردم هزاره، تغيير در رأس هرم قدرت بود كه نه بر اساس تبار محوري تصميم­ساز كند؛ بلكه مردم را با هر رنگ و سمت و مليت؛ برادر و برابر بداند و ثروت و امكانات ملي را بر اساس عدالت اجتماعي توزيع كند، نه بر اساس قوم­گرايي از نوع افغان مليتي. عقلانيت سياسي و حسابگري­ مردم هزاره نشان داد كه مطالبه­ي­ اساسي شان، چند وزارت خانه­اي كه در رأسش هزاره­ا­ي باشد كه نتواند در وزارت خودش عدالت مليتي را اجرا كند و ترس از دست دادن مقام، او را به افختار به نبود هزاره­ها در وزارت خانه­اش بكشاند؛ نيست. حساب­گري هزاره نشان داد كه به راهي دلبسته­اند كه وحدت ملي و عدالت اجتماعي را هموارتر مي­كند و ديواره­ي اعتماد ملي را بازسازي و ترميم مي­كند. شما قضاوت كنيد؛ آيا مردم شريف هزاره فاقد شعور، خرد و عقلانيت سياسي­اند؟!

 چرا فعالان سياسي و برخي از نخبگان، بشردوست را تنها گذاشتند؟

 گفتمان و تفكري كه بشردوست طرح كرد؛ با شالوده­ي تفكر قوم محوري فعالان سياسي افغانستان نا آشنا و غريب بود. از سوي ديگر تحولات افغانستان به گفته­ي تحليل گران جهاني، پيش بيني نا پذير است؛ به دليل آن كه تفكر و مديريت استراتژيك در تصميم سازي­ها حضور ندارد. فراز و نشيب تحولات سياسي كشور و جامعه­ي هزاره نشان داده است كه در پيِ رسيدن به مراد سياسي، چرخش­هاي صد و هشتاد درجه­اي و قرباني كردن باورها، كار معمولي بوده است. شعار هويت­جويي هزاره­ها، وسيله­ي موج سواري داراز مدت عده­اي بود كه در تحولات سياسي، به راحتي كنار گذاشته شد. بر اساس فقدان تفكر و مديريت استراتژيك، خواست­هاي اساسي به راحتي وجه­المصالحه قرار مي­گيرد. نبود استراتژي روشن و عدم طبقه بندي اولويت­ها، فعالان سياسي جامعه ما را به سرگرداني سياسي كشانده كه معامله­گريِ سياسي و انتخاباتي در مراحل مختلف نشانه­ي آن است.

    فعالان سياسي كه استراتژي نداشته­اند؛ به حيرت سياسي دچار شده­اند. فقدان دانش لازم رهبران و فعالان سياسي و عدم مشورت­خواهي و دور بودن از قاعده­ي جامعه؛ آنان را به عدم اعتمادي كشانده و موفقيت شان را در معاملات سياسي جست­و­جو مي­كنند. فقدان دانش و مديريت كارامد، احزاب جامعه­ي ما را در تيول عده­اي افراد خسته و بي­ انگيزه و فاقد استراتژي قرار داده كه هر فرد داراي جربزه­اي داراي يك شاخه­ي حزبي شده­است.

    به دليل فقدان كادر سازي احزاب و ترس رهبران از ورود نيروهاي تازه نفس با سواد؛ بسياري از نخبگان جامعه را به عدم اعتماد به نفس سياسي دچار كرده­ كه فراتر از تحليل فعالان سياسي نيانديشند و اقدامي نكنند و يا منافع سياسي شان در گرو همراهي با فعالان سياسي است، كه من از آنان به نخبگان تابع، تعبير مي­كنم. معامله­گري سياسي فعالان سياسي، اين ذهنيت را به برخي از نخبگان تسري داده است؛ به همين دليل برخي از نخبگان، زبا در كام كشيدند تا نتيجه چه مي­شود. بسياري از نخبگان جامعه، با محافظه كار برخورد كردند. نا پختگي سياسي بشردوست و اعلام حرف­هايي از قبيل از پشتونستان تا اصفهان و....برخي از نخبگان را دچار ترديد كرد. اما مردم شريف هزاره، افزون بر موضع ملي بشردوست، ثابت كردند كه مي­شود با وسعت نظر بيشتر، برخي از ناپختگي­ها را ناديده گرفت و فرزند فرهيخته قوم را تنها نگذاشت.

  اگر فعالان و نخبگان جامعه­ي ما كه ديروز از احساسات هزارگي به مقام رسيده­اند؛ براي مسائل اساسي­تري به ائتلاف سياسي مي­پرداختند، مردم هرگز آنان را تنها نمي­گذاشتند. محوري­ترين خواست هزاره­ها دستيابي به حقوق برابر اجتماعي و سياسي بود كه در قانون اساسي به ثبت رسيده است. براي جبران ظلم و تسكين دردهاي تاريخي هزاره­ها، شايسته بود فعالان سياسي ما به جاي قول و قرار چند وزارت خانه و توزيع عادلانه امكانات ملي و واحدهاي اداري كه حق طبيعي و شهروندي شان است؛ اين خواسته­ها را از رئس جمهور پشتون تبار مي­خواستند:

      1. محكوميت رسمي جنايات عبدالرحمان خان از سوي كرزي؛

      2. عذر خواهي رسمي از هزاره­ها به عنوان رياست جمهوري و جانشين حاكم پيشين؛

      3. استرداد زمين­هايي كه در زمان عبدالرحمان و پس از آن از سوي دولت غصب شده و در اختيار افراد قرار داده شده است؛

      4. ممنوعيت هميشگي ورود كوچي­ها به هزارستان.    

اين خواست­ها مطالبه­ي به حق جامعه­ي هزاره است كه روزي بايد به آن برسند. 

 همراه شدن با كاروان پيروز، عقلانيت سياسي يا فرصت طلبي و بي هدفي؟

 همراه شدن با كاروان پيروز، شعار برخي از طيف­ها و نخبگان جامعه­ي ماست. آيا همراهي با كاروان پيروز، به هر قدر و قيمتي فضيلت و تيزهوشي است، يا فرصت طلبي، راحت طلبي و بي هدفي؟ پيش از انصراف خليل زاد از تصميم نامزدي رياست جمهوري، نوك پيكان­ها به طرف جناب كرزي -به عنوان مهره­ي سوخته- نشانه گرفته شده بود. پس از نيامدن خليل زاد؛ كرزي محور توجهات معامله­گران قرار گرفت. چرا كرزي سر قافله­ي كاروان پيروز پنداشته شد؟ ذهنيت فسيلي حاكم بر جامعه­ي ما آن است كه حاكميت مال پشتون­هاست، به همين دليل بسياري، به اين نتيجه رسيده بودند كه با كاروان پيروز همراه شوند تا هزاره­ها يك بار ديگر شكست را تقسيم نكنند.

     همراهي با كاروان پيروزي كه با تفكر، مصالح، منافع و ايده­آل­هاي انسان هم­خواني داشته باشد؛ لذت بخش و فرحزاست. اما اگر كاروان پيروز، با ايده­آل­هاي انسان سنخيت نداشته باشد؛ فرصت طلبي و بي هدفي است. انسان فرهيخته و نخبه داراي تفكر بنيادين، استراتژي و طبقه بندي اولويت­هاست. چنين انساني براي پياده كردن آرمانش، نقشه­ي راه تهيه مي­كند؛ زمينه­سازي مي­كند و تلاش مي­كند تا به «هدف والا» دست يابد. كاروانِ پيروزي در فرصت هفت ساله براي هزاره­ها كمترين خدمتي انجام نداده و سرك باميان به جاي پخته كاري و آسفالت كاهگل مي­شود؛ مكاتبِ مردم ساخته جاغوري تا آستانه­ي تعطيلي پيش مي­رود؛ از طالبان، تروريست­ها و كوچي­ها حمايت مي­شود؛ عدالت اجتماعي در بدل رأي وعده داده مي­شود؛ تقسيمات اداري عادلانه مسكوت مي­ماند؛ بيشترين امكانات ملي به مناطق پشتون نشين سوق داده مي­شود؛ نا امني فراگير مي­شود؛ فساد ادراي نهادينه مي­شود؛ مواد مخدر و مافياي بين­المللي حاكميت مي­يابد؛ آيا واقعا به چنين حاكمي مي­شود اعتماد كرد؟ آيا همراهي با كاروان حاكميتِ پيروزِ دروغ  و فساد و حق كشي؛ جاي افتخار است؟

   مردم شريف هزاره نشان داد كه حناي قولنامه­هاي اين چنيني رنگ ندارد.  مردم هزاره نشان داد كه به تغيير مي­انديشد. منطق مردم هزاره، حاكميت فساد محوري كه توزيع امكانات ملي را با رشوه­ي رأي قول دهد، نمي­پذيرد. اتحاد مردم هزاره ها را يك بار ديگر آنان را به موفقيت­هاي سياسي بيشتري نزديك مي­كند. در منطق و خرد سياسي هزاره­ها مسائل اساسي از معامله­گري سياسي پست و مقام برخي افراد مهمتر است.]]>
0
آوا http://www.afelection.com <![CDATA[با كشیده شدن انتخابات به دور دوم، مردم بيشتر از گذشته در پاي صندوق هاي راي خواهند رفت]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D364 2009-09-05T01:07:58Z 2009-09-05T01:07:58Z
عزيزالرحمان رفيع رئيس مجمع جامعه مدني افغانستان مي گويد: قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري وشوراهاي ولايتي، يك سلسله موضوعات باعث سر درگمي ملت افغانستان وجامعه جهاني گرديده بود، مردم وجامعه جهاني باور نداشتند كه انتخابات رياست جمهوري افغانستان با تهديد هاي امنيتي ی که از سوي مخالفين مسلح دولت وجود داشت، در يك فضاي سالم برگزار گردد. 

به گفته آقاي رفيع، انتخابات افغانستان از نقطه نظراشتراك مردم، با وجود نبود آمادگي لازم وتعلل جامعه جهاني، مشروعيت خويش را براساس قانون اساسي اين كشورحاصل كرد، وبا اين وجود نمي توان اين انتخابات را غير مشروع خواند، چنانچه گفته مي شود دراين انتخابات يك الي پنج ميليون نفر اشتراك كرده اند.


به باور وي، چگونگي اعتبار انتخابات بر مي گردد به مردم افغانستان طوريكه تمام طرف ها تاكيد روي تقلب وسيع روي انتخابات دارند، وگفته مي شود هيچ كسي در انتخابات بدون تقلب شركت نكرده است، چه نامزد مطرح وچه غير مطرح در تقلب انتخابات به يك نحوي سهيم بوده وتقلب صورت گرفته است. 

وي تصريح كرد: كميسيون رسيدگي به شكايات انتخاباتي وظيفه بسيار دشوار دارد واميد وارهسيتم كه اين كميسيون ظرفيت آن را داشته باشد كه در اين مرحله سرنوشت ساز مشكلات مردم را مد نظر گرفته وبه آراي مردم احترام گذارد. 

آقاي رفيع درخصوص به وجود آمدن يك حكومت ايتلافي درافغانستان مي گويد: دراين كشور از روز اول يك دولت ايتلافي به وجود آمده واين ايتلاف به هر حالتي يا سياسي، قومي، مذهبي، سمتي ويا زباني بوده، بالاخره به وجود آمده است.
به عقيده رئيس مجتمع جامعه مدني افغانستان، بيشتر اختلافی كه ميان نامزد هاي مطرح دركشوربه وجود آمده موضوع رهبري است ونه مسله نظام وسيستم، وتمام نامزدهاي مطرح جزء سياست هاي گذشته دولت افغانستان مي باشند، وبا اين وجود كشانيده شدن انتخابات به دور دوم انگيزه خوبي براي نسل آينده كشور مي دهد. 

وي خاطرنشان ساخت: بزرگترين كيفيت انتخابات افغانستان اين است كه داخل بازي سياسي خود شده ونويد بخش براي نسل آينده اين كشور است، چرا كه اين انتخابات نسبت به انتخابات گذشته متفاوت بوده واين بارمسله قوم، زبان، مليت ومذهب خیلی درميان نبود طوري كه درانتخابات اول مسايلی چون قوميت، زبان و مذهب وجود داشت. 

اين فعال سياسي مي گويد: هيچ يكي از نامزدهاي رياست جمهوري در صدد برهم زدن اوضاع كشور نيستند، وحامد كرزي وداكتر عبدالله دونامزد مطرح نبايد سوء استفاده از قدرت سياسي خويش نمايند، بايد درراستاي وضعيت كنوني افغانستان فكر وتلاش كرده و ارزش هاي دموكراسي ومشروعيت نظام كه درهفت سال گذشته نصيب مردم اين كشورشده است، را ناديده نگيرند.
عزيزالرحمان رفيع افزود: درصورتی يك حكومت ايتلافي ميان نامزدها درافغانستان به وجود نيايد، يك اجماع ملي در شرايط كنوني كشور ضرور است وازاين طريق مي توان راه حل براي شگوفايي اين كشورجستجو كرد، تا اينكه وضعيت يك بارديگر به گذشته ها بر نگردد. 

به باور وي، انتخابات رياست جمهوري به دور دوم كشانيده نخواهد شد، وبراي يك تفاهم ملي قناعت نامزدان مهم است، ودر صورت عدم قناعت تعداد از نامزد ها كشانيدن انتخابات به دور دوم الزامي است.
وي، سياست جامعه جهاني در قبال مسايل داخلي افغانستان را واضح وروشن خوانده گفت: جامعه جهاني ازهيچ نامزد مشخص حمايت نمي كند اما از روند انتخابات شفاف درافغانستان حمايت مي كنند. 

بااين حال سرداررحمان اوغلوي نماينده مردم ولايت فارياب در مجلس نمايندگان مي گويد: در صورتی كه تخلفات وتقلبات گسترده وسازمان يافته اي كه در انتخابات رياست جمهوري صورت گرفته مورد مطالعه وبررسي دقيق قرار گيرد، و در صندوق هايی كه تقلب شده قرنطينه گردد، هيج يكي از نامزد هاي رياست جمهوري نمي توانند حتي 30% آراي كل انتخابات را بدست آورند.
به گفته آقاي اوغلي، درصورتی كه نامزدان نتوانند 50+1 را تکمیل نمايند، مطابق به قانون اساسي كشورافغانستان انتخابات به دور دوم كشانيده مي شود، وكساني كه در دور اول تقلب وجعل كرده اند سركوب گردد، تا حد اقل تنش ها كمرنگ واز متشنج ساختن اوضاع جلوي گيري گردد. 

به عقيده اين نماينده مجلس، انتخابات، با عمل كرد بعضي از حاكمان آسيب ديده بنا براين در صورتی كه اين انتخابات به دور دوم كشانيده شود، بازهم تقلب وتخطي را به همراه خواهد داشت، وبايد شرايط برگزاري انتخابات دور دوم از قبل واضح وروشن گردد، تا مردم براي تعیين سرنوشت آينده شان به پاي صندوق هاي راي رفته واميد وار كننده به فرد مورد نظرشان راي دهند. 

وي خاطرنشان ساخت: دراين انتخابات با وجود خرابي امنيت وتهديد ها ازسوي دشمنان در بسياري از ولايات، خود نيروهاي امنيتي مردم را از صحنه راي دهي دوركرده بودند چنانچه دراين رابطه اسناد وشواهدي در دست داريم كه نيروهاي امنيتي بالاي مردم تير اندازي كرده وصندوق هاي راي را به خانه هاي شان انتقال داده اند. 

در صورتی كه كميسيون رسيدگي به شكايات انتخاباتي به تخطي ها وتقلب دقيق رسيدگي نمايد وبه راي مردم احترام گذاشته شود، با كشیده شدن انتخابات به دور دوم مردم بيشتر از گذشته در پاي صندوق هاي راي خواهند رفت. 

به باور اوغلي، دراين انتخابات در مناطق امن كشور 20-30% از مردم راي دادند ودر مناطق نا امن و ولابات جنوبي 5- 15% راي دادند، واين عدم اعتماد مردم به دولت باعث نا امني در افغانستان
]]>
0
جبهه ملی http://www.afelection.com <![CDATA[تقلب در انتخابات افغانستان جلسه ی پاریس را تحت الشعاع قرار داد]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D363 2009-09-05T12:51:53Z 2009-09-05T12:51:53Z تقلب در  انتخابات افغانستان جلسه ی پاریس را تحت الشعاع قرار داد

فرستادگان بلندپایه برای افغانستان روز چهارشنبه در پاریس گردهم آمدند تا روشهای پیشرفت را بعد از ادعاهای تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که مساعی صلح را تهدید می کند، ترسیم کنند.

ریچارد هالبروک فرستاده ی ویژه ی ایالات متحده با همتایان خود از 26 کشور و سازمان، در این نشست شرکت داشت تا درباره ی آینده ی افغانستان بعد از انتخابات 20 اگست گفتگو کنند که گفته می شود تهدیدات بر رأی دهندگان وجود داشته و صندوق های رأی دهی قبل از شروع کار، پرشده بودند.

کمیسیون شکایات انتخاباتی افغانستان بیش از 2500 شکایت را بررسی می کند. با نتایج اولیه ی اعلام شده، حامد کرزی از رقیب اصلی اش داکتر عبدالله پیشی گرفته است اما هنوز نتوانسته بیش از 50 فیصد آراء را به خود اختصاص دهد تا از دور دوم انتخابات جلوگیری شود.

این جلسه دو روز بعد از اینکه ایالات متحده و قوماندان ناتو، ارزیابی از جنگ در افغانستان را انجام داده و خواستار تغیر در راهبرد تقریباً هشت سال گذشته برای شکست طالبان شدند، برگزار شد.

سال 2009 تا کنون برای سربازان خارجی کشته شده در افغانستان، رکورد تازه ای را به ثبت رسانده و سوال ها از سرنوشت میلیاردها دالر کمک جهانی که به این کشور می شود، پرسیده می شود.

روابط واشنگتن و کرزی به طور فزاینده ای تنش آلود شده در حالیکه افکار عامه در ایالات متحده و اروپا در مورد اوضاع در افغانستان و انتخابات بیمار این کشور بسیار دلسرد کننده است.

قبل از جلسه، هالبروک تأکید کرد که واشنگتن در این کمپاین بی طرف است و ادعاهای تقلب در انتخابات رسیدگی خواهد شد. هالبروک به رادیو RFI گفت: \"ایالات متحده در مجموع به پروسه احترام داد. ما هیچ کاندیدایی نداریم.\"

وی گفت: \"ایالات متحده و جامعه جهانی با هر کسی که به حیث ريیس جمهور افغانستان انتخاب شود، کار خواهد کرد. اگر کرزی انتخاب شود یا هر کس دیگر، ما آمادگی کار با وی داریم.\"

این در حالیست که انتخابات افغانستان ممکن به دور دوم کشانده شود. گزارش ها می رساند که هالبروک در جریان یک جلسه ی تنش آمیز بر کرزی فشار آورده که دور دوم انتخابات برای رقابت با وزیر اسبق خارجه، داکتر عبدالله عبدالله را بپذیرد.

هالبروک گفت: \"ایالات متحده به نفع دور دوم انتخابات موقفی نگرفته است. موقف ما در منفعت پروسه است. ما به نفع مردم افغانستان موقف گرفته ایم.\"

برخی ناظران باور دارند که دور دوم می تواند مشروعیت بیشتری به انتخابات بدهد، تهدید خشونت بعد از انتخابات را خنثی کند و برای غرب اوضاع را آسانتر بسازد تا پشت ريیس جمهور منتخب بایستند.

موضوع یا معمای انتخابات تقلب آمیز در حالی مطرح می شود که رئیس جمهور باراک اوباما در حال تجدید نظر بر افغانستان است که اکنون در محراق سیاست خارجی دولت امریکا قرار دارد.

جنرال استنلی مک کریستال، که عهده دار فرماندهی ناتو و نیروهای امریکایی در جون شد، بر توسعه ی نیروهای امنیتی افغان تأکید دارد و تغییر استراتژی ضد شورش، تا از شکست های جدی جلوگیری کند.

اکنون درحدود 100000 نیروهای خارجی که حدود دو سوم آنها امریکایی هستند، در افغانستان مستقر است تا علیه شورشیان بجنگند. جنگ در افغانستان از آغاز تهاجم به رهبری امریکا در سال 2001 به مرگبارترین سطح خود رسیده است.

اوباما دستور مستقر شدن 21000 نیروهای دیگر در اوایل امسال را داد.

در جلسه ی پاریس، فرستاده ی بریتانیا، شرارد کوپر کولز، برند متسلزبرگ از آلمان، تیری ماریانی از فرانسه و فرستاده ی ویژه ی ملل متحد در افغانستان، کای ایده، نیز شرکت داشتند.

 

 

منبع: خبرگزاری فرانسه

برگردان: شریف ]]>
0
آریانانت http://www.afelection.com <![CDATA[با اتکاء به قانون بر حکومت متقلب اعتراض کنیم]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D362 2009-09-05T12:15:13Z 2009-09-05T12:15:13Z امریکا و متحدانش برای ساختن یک حکومت ائتلافی متشکل ازدو تیم، آقای داکتر الله عبدالله  و آقای کرزی سعی و تلاش دارند . این درحالی است که ریچارد هالبروک نمایندهء ویژهء اوباما تقلب درانتخابات ازجانب کرزی را پذیرفته است .

قبل از اینکه به چون وچرای گزینهء امریکا در رابطه به حکومت ائتلافی در افعانستان بپردازیم ، ایجاب میکند به این پرسش ها پاسخ واقعی بیابیم:

اساسا ً جای پرسش دارد که کرزی چگونه به انتخابات راه یافت ؟ درحالیکه، حکومت وی از جانب امریکا و متحدان آن؛ بارها فاسد ، ناکارا،  ناکام و مُوَلــِد نود و دو درصد مواد مخدر در جهان خوانده شده است .
 پرسش دوم اینکه، کرزی با وجود عدم پشتوانهء مردمی، چگونه اکثریت چهل و هفت فیصد آرای مردم را ( به ادعای خودش ) بدست آورد ؟

 

اعمال و کردار کرزی در هشت سال لمیدن به کرسی ریاست جمهوری افغانستان، ثابت ساخت که وی یک معامله گرسیاسی بوده و حاضر است به نفع خود ودسته اش، سرنوشت مردم افغانستان را به هر گونه معاملهء ننگین  بکشاند. برای تداوم ریا ست فاسد و ناکام اش، تغییرقطب، با زاویهء  180 درجه، بگونهء حرکت پلک چشم برایش اسان است .
 
با سبک وسنگین کردن جریانات سیاسی روشن میشود که، با تغییرصحنۀ تیاترسیاسی در قصر سفید؛ و قدرت گرفتن حزب اوباما با شعار تغییر ، رنگ و رخ سناریوی امریکا درقضایایی افعانستان نیز تغییر یافت.

امریکا باطرح پاره یی از شعارها، به جهانیان چنین وانمود میکرد که، با  به قدرت رسیدن دموکرات ها، در سرنوشت سیاسی افعانستان نیز تغییراتی وارد شده،  صلح و دموکراسی برای مردم افغانستان تآمین خواهد شد . اما آنچه در عمل از جانب امریکا دیده شد، تغییر وعده شده  نــــه در راستای تأمین صلح وتقویت دموکراسی ؛ بلکه برای تداوم انگیزه های نا امنی و سست ساختن باور مردم از دموکراسی بود .
درین راستا، کرزی ایفا کنندهء نقش عمده درسناریوی جدید امریکا است؛ و بایست  نقش یک سیاستمرد متمرد، نترس و سرکش را بازی میکرد.  وی با نمایشات بچه گانه یی،  به مردم تلقین کرد که گویا در سرکشی و مقابله با امریکا قرار داشته و همبازی سیاسی امریکا و متحدان اش نمیباشد . هدف ازاین نمایشات مضحک این بود تا به اتحاد کرزی با طالبان صبغه یی برادری و قومی داده شده و هر گونه شک  در مورد بازی درسناریویی مشترک امریکا + کرزی + طالبان + بریتانیا  +I.S.I   از ذهن مردم پاک شود .!

بحش دوم سناریو،  نامزد کردن حامد کرزی بود، که خلاف خواست و میل امریکا و متحدانش جلوه داده شد . در این مرحله از اجرای سناریو، وی مکلف به ساختن گروه ودسته یی شد متشکل از ناقضین حقوق بشر،  رئیس و اعضای باند مواد مخدر، افراطیون مذهبی قوم و قبیله گرا  و چهره هایی که مخصوصاً مردم در سی سال جنگ از آنها متضرر شده و بیزار و متنفر بودند.

هدف ازتشکیل این تیم، مختل ساختن پروسهء انتخابات ازمسیر مرمسالاری و تأمین دموکراسی و گسترش دامن جنگ و نا امنیتی در کشوربود .

  آنگونه که دیدیم، قسیم فهیم را به منظور درز انداختن میان جبهه متحد و مخصوصاً بمنظورچند پارچه شدن تاجکان ، اسمعیل خان را برای معامله با آرأ و اعتماد مردم هرات، محقق را برای  فریب  شعییان، احدی را برای  آشتی افغان ملتی ها، کمونیست ها و جلب اعتماد گلبدین و حزب اسلامی ، دوستم را  برای ایجاد نا آرامی درسمت شمال مخصوصاً ولایت بلخ ، گل آقا شیرزی را برای ایجاد ترس و وحشت ذهنی و فزیکی رأی دهنده گان سمت جنوب و شرق؛ و اختطاف تجارو سرمایه داران، کمیسیون انتخابات را برای تقلب و تخلف انتخاباتی ،  حضرت مجددی ( مسؤول روابط آسمانی و قایم ساختن روابط با غیب !! ) را برای بازی با معتقدات مردم مؤمن و فریب اذهان شان ؛ و بلاخره صد ها همگون خود را در وظایف دیگربرای دنبال کردن چنان اهداف شوم ،مؤظف نمود .


خوشبختانه در سنجش های آقای کرزی پای کوتاه عقلش به درک بلندای خواست مردم نرسیده بود، تا بداند که مردم با توصل به حق و باور به مردمسالاری، عزم آهنین برای تعین سرنوشت شان، بدست خود نموده اند . کرزی آنقدر در سکر قدرت و حمایت یارانش غرق و فریفته شده بود  که نه اندیشید،  چنین زد و بند های مردم را هر چه بیشتر از او دور می سازد . چونکه دیکتا توری به هر رنگ و هر نامی که باشد  مردمان افغانستان از آن متنفـــرهستنــد .

این حقیقت سزاواریاد آوری است که، اکثریت مردم رنجدیده ومظلوم افعانستان باوجود عدم سواد، اما از روی تجربهء سی سال جنگ و مشاهده زد و بند های سیاسی،  شعور سیاسی وظرفیت انتخاب پیدا کرده و دگربنام قوم، قبیله، مذهب و زبان فریب نمی خورند ، در دو ماه کمپاین انتخاباتی آقای کرزی که روز یک میلیون هزینه برداشت این حقیقت به وی و تیم اش ثابت شد .

آقای کرزی که از روز اول نامزدی اش، امیدی به دریافت آرای مردم نداشت  بنأً  بدون دغدغهء خاطر، مطابق سناریو وبرنامه یی از قبل پرداخته شده ؛ تیم و ستاد انتخاباتی وی با یک تعداد  زمامداران محلی، مسؤلین انتخاباتی،  کارمندان و نهاد های بین المللی  و والیان فروخته شده ، دست به تقلب، تخطی، جعل، خشونت، قتل؛ خلاصه: نقض قانون در همه جهات، به نفع او زدند .

مستند است که ستاد انتخاباتی آقای داکتر ﷲﺍﺪﺒﻋ در ختم اولین روز انتخابات تاریخ 29 اسد،  بیشنر از صد تخطی ،  تخلف و تقلب را از جانب ستاد کمپاین ، مسؤلین دولتی ، کمسیون انتخابات  و هواداران کرزی شناسایی و با اسناد معتبر در اختیار کمیسیون سمع شکایات واز طریق رسانه ها به اختیار مردم قرار داد.

در قانون انتخابات - تخطی های انتخاباتی ، مادهء 53 -  اعمال و تخطی های انتخاباتی  در 19 مورد تذکر داده شده است . در حالیکه تخطی های کرزی و تیم اش بیشتر از صد ها مورد تثبیت شده است .
ولی با آنهم،  با کمال تعجب دیده شد که با وجود تثبیت تقلبات و تخطی های بیشمار از قانون انتخابات که در حقیقت نقص قانون اساسی نیز میباشد، کمیسیون انتخابات به شفاف بودن پروسهء انتخایات اسرار دارد .
در فصل نهم قانون انتخابات  ـــ   شکایات و تخلقات انتخاباتی ، مادهء 54 ــ تحریم و مجازات ــ  بند چهارم ، صراحت به حذف کاندید از لیست کاندیدان در صورت دلایل مؤجه ، دارد .

با آنکه کاملا ً ثابت است که اعمال کرزی و تیم اش نه تنها تخطی که حتی نقض قانون است، و باید مطابق قانون در ختم روز اول انتخابات نام اش از لست کاندیدان حذف میشد، با آنهم نه تنها حق نامزدی اش صلب نشد  که حتی  بیشرمانه خود را منتخب و دارنده ء بیشترین آرای مردم نیز میشمارد .  این حادثه میرساند که کمیسیون انتخابات یک نهاد بیطرف نبوده و در قبال تخلف و تقلب انتخابات پاسخ گو میباشد .

این حقیقت را نمی توان نادیده گرفت که امریکا  برای رسیدن به اهداف اش درافعانستان ، آنچنان که تا حال نشان داده، درمعامله تردیدی ندارد .حتی با طالبان . برای امریکا چه بهتر از این که شخص طرف معامله اش کرزی، همکار و همدست طالبان جمع همه یی ناقضین حقوق بشر و مافیای موادمخدر باشد .

آری ، فقط با انتخاب تیم کرزی امریکا و متحدان غربی اش میتوانند درمسیر اهدافشان کامیاب باشند . و حضور نظامی خودرا تمدید نمایند . گزینش کرزی به حیث رئیس دور دوم ریاست جمهوری در سناریوی « تغییر» امریکا برای افغانستان .

 ماخویش را فریب خواهیم داد، اگرباور کنیم که، امریکا با سنگین ترین هزینه و تلفات، فرزندان خود را برای آوردن دموکراسی و عدالت در افعانستان گسیل داشته و می جنگد . ما به ریش خود خندیده ایم ، اگر بپذیریم که امریکا با هزینهء بالغ بر 223 ملیون دالر، افعانها را کمک میکند تا رهبر و سرنوشت شانرا خود تعیین کنند .

ملاقات نمایندهء ویژه اوباما با کرزی پر تنش بود اما وی کرزی را به ساختن یک حکومت ائتلافی دعوت کرد .  ریچارد هالبروک نمایندهء ویژه اوباما و جامعهء جهانی بر تقلب آقای کرزی صحه گزاشت اما برای ساختن یک حکومت ائتلافی به اشتراک آقای کرزی عرق میریزانند . در پاریس کنفرانسی به ارتباط انتخابات افغانستان دایر میشود تا معضلهء تقلب انتخابات از جانب آقای کرزی را رسیدگی کرده و مشکل را از طریق ایجاد یک حکومت ائتلاقی به اشتراک آقای کرزی حل نمایند . کای آیده نماینده ویژه سر منشی ملل متحد بخاطر تقلب در انتخابات از جانب تیم آقای کرزی و مشکلات در راه تامین دموکراسی در افغانستان  تشویش دارد از آنرو، در ساختن یک  حکومت ائتلافی با اشتراک آقای کرزی تأکید مینماید  .

این جملات خجالت آور با آنکه در حریری فریبا پیچیده شده اند، همه صحنه های سناریوی از پیش پرداخته شدهء امریکاست که دارد یکی در پی دیگر عملی میشود ؛ و هیچ گونه جای تعجبی هم ندارد . چنانچه بیاد داریم که صحنه اول این سناریو، درحالیکه گل آقاشیرزی مهماندار آقای اوباما در ننگرهاربود*  و وعده دعا کردن نزد خداوند را برای برد وی در انتخابات ریاست جمهوری امریکا می داد ، با این جمله آغاز شده بود:
 اوباما حکومت کرزی را ناکارا ، فاسد، مؤلد مواد مخدرو ناکام خواند .

با وجود انتقاد به فساد و ناکامی حکومت ، همنفسی و معامله گری پشت پرده  و با پزیرش تقلب ، تلاش بی پرده برای ابقاء کرسی ریاست جمهوری، این هنرمندی تنها از توان بازیگر بزرگ، امریکا تبارز کرده میتواند .

تحلیل حوادث و واقعیت ها به این پرسش ما که چرا امریکا اسرار به تحمیل تداوم یک رئیس دولت فاسد و ناکام دارد ، پاسخ  پرداخت .

واما پیشنهاد پذیرش حکومت ائتلاقی از جانب امریکا و متحدان اش به کاندید منتخب مردم آقای داکتر ﷲﺍﺪﺒﻋ که بیشترین آرا مردم را بدست آورده پرسشی است که ذهن همه را مصرف داشته است .
برای یافتن پاسخ به این پرسش ضرورت به کند و کاو نداریم زیرا این را همه میدانیم که آقای داکتر ﷲﺍﺪﺒﻋ منتخب اکثریت مردم است و مردم پذیرندهء خیانت و تقلب در آرای شان نیستند . امریکا و متحدان اش  برای جلوگیری از خشم مردم در مقابل تقلب به آرای شان ، عدم پذیرش حکومت متقلب کرزی واحتمال بروزحوادث همگون انتخابات ایران گزینهء جز حکومت ائتلافی ندارد .  

تا آنجای از تصمیم کاندید منتخب مردم آقای دکتر ﷲﺍﺪﺒﻋ آگاه و مطمین هستیم که با حفظ عزت و احترام به آرای مردم در صف مردم ایستاده  و صادق و استواردر عهد و پیمانش دست رد به سینه ی  معامله گر کوبیده است . آقای داکتر ﷲﺍﺪﺒﻋ اعلام نموده : ری مردم به من تعیین مسؤولیت میکند و من باامانت مردم معامله نمی کنم .

 به اینسان حامی بزرگ آقای داکتر ﷲﺍﺪﺒﻋ، جناب استاد عطا محمد نور ، کسیکه یکبار نه بل چندین بار پیشنهاد معاملهء با سرنوشت مردم از جانب کرزی را باجد یت رد کرده ، حتی پیشنهاد کرسی معاونیت ریاست جمهوری  را در کابینهء وی به خود کسر شأن دانست ؛ وهرگونه معامله را خیانت با حق مردم خوانده است ، نام نیکویی از خویش برتاریخ نهاد .
آقای عطا محمد نورکه یک رهبر سیاسی و اجتماعیی الگو و سرمشق و یک قهرمان حقیقی اسطوره یی افغانستان است، چه نیک اذان کرده است : پزیرش مصلحت ، آلوده ساختن حقیقت است . من از آرای مردم حمایت می کنم .
 نا گفته روشن است که ضعف و آلودگی درهیچ یک ازفضا ئل ، اندیشه ها واعمال یک الگو وسرمشق مردمی گنجایش ندارد ، همینگونه  تحمل خیانت از جانب یک رهبر سیاسی و اجتماعی مردم  به مثابهء آمیختن به پلیدی است . درک و رعایت اصل عدالت و مردمسالاری ، صادق بودن به  اعتماد مردم و ایستادن به حمایت مردم  است . جناب استاد عطا محمد نور والی بلخ این حقیقت را قهرمانانه به اثبات رسانید  .
مردم استواری و حمایت آقای نور والی فرهنگ پرور بلخ را از منتخب شان جناب داکتر ﷲﺍﺪﺒﻋ که در راستای یک آیندهء روشن و صلح آمیز سعی دارد ارج می گزارند .

و اما میرسیم به شناسایی تکلیف خودما، و میپرسیم که ما مردم افغانستان در قبال این خیانت بزرگ و سرنوشت تباه کن چه وظیفه و رسالتی داریم ؟ !  ما ئی که  صبح روز 29 اسد با هزار امید و آرمان، در زیر گلوله و راکت کرزی + طالب + انگلیس، جانب صندوق های ری دهی شتافتیم و به مردمسالاری لبیک گفتیم .

 وظیفه و دین ما در راه انتخاب عدالت و دموکراسی هنوز تمام نشده است ، چونکه هنوز، ما در آغاز راه هستیم و این آغاز تعیین کننده است .نه تنها برای خود ما، بل برای بیشمار نسلی های که بعد از ما خواهند آمد .  پس بر ما که حقجو و عدالت خواه هستیم ، رسالت است تا با  درایت ، معقولیت و آگاهی، ازتحمیل حاکمیت متقلبان و خائنان  بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی مان اعتراض نماینم .
    
 هموطنان رنجدیده ! برماست که  نگذاریم متقلب پیروزشده  وبر پایهء آن ،تقلب در پروسهء انتخابات، همه اعمال اش نهادینه شود . 
 
 برماست تا به حاکمیت ناقضین قانون اساسی جواب رد بگوییم . 
  به سالاری مافیای مواد مخدرنه بگوییم .
به اعمال دور دوم حکومت فاسد و بد نام نه بگویم .

این رسالت ما مردم افعانستان است تا با نه گفتن به باند مافیا ی تولید و صادر کنندهء  زهر انسان کش ، بــه سلامت بشریت در سراسر جهان کمک نمایییم و نام افعانستان را از لست شرم آوربزرگترین صادر کنندهء موادمخدر پاک بسازیم .

این حق مردم است تا از رأی و کاندید خود، با پشتوانهء قانون دفاع و حمایت کرده، تقاضای تطبیق حکم قانون، بالای مرتکبین ِ جرم، تقلب و تخلف را، از مراجع عدلی و قضائی نمایند . این است پشتوانه ء قانونی ما:

قانون انتخابات :
فصل نهم : شکایات و تخلقات انتخاباتی :
مادهء پنجاه و چهارم :
تحریم و مجازات :
بند 4 : حذف کاندید از لیست کاندیدان در صورت موجودیت دلایل مؤجه.

فصل نهم : شکایات و تخلفات انتخابات :
تحریم و مجازات :
مادهء پنجاه و چهارم :

بند سوم : کمیسیون شکایات انتخاباتی میتواند علاوه بر تطبیق تحریمات فوق در صورت موجودیت  شواهد مبنی برارتکاب جرم ، متخلف را غرض تعقیب عدلی به څارنوالی( دادستانی ) معرفی نماید .
                       
به امید پبروزی حکومت قانون وعدالت
امین یوسفزی

]]>
0
جبهه ملی http://www.afelection.com <![CDATA[گاردین: زمان آن فرارسیده که کرزی استعفا دهد]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D361 2009-09-05T12:13:03Z 2009-09-05T12:13:03Z گاردین: زمان آن فرارسیده که کرزی استعفا دهد

ادعاهای فساد اداری، سوء مدیریت و تقلب انتخاباتی، نظام ريیس جمهور افغانستان را فراتر از ترمیم دوباره، آسیب رسانده است.

گاردین در مقاله ای به بررسی اوضاع انتخابات و تقلب ها در افغانستان پرداخته و نوشته اکنون زمان آن است که ريیس جمهور کرزی موقرانه استعفا دهد حتي اگر پیروز انتخابات ماه گذشته شناخته شود. نظام وی مملو از فساد اداری، سوء مدیریت و تقلب انتخاباتی است به حدی که وی دیگر قادر به رهبری افغانستان برای یک دوره ی دیگر با درجه ی قابل قبول مشروعیت نیست.

کرزی هشت سال پیش با حمایت داخلی و بین المللی که هیچ رهبر افغان در گذشته از آن برخوردار نبود، به قدرت رسید. مردم افغانستان 24 سال جنگ، خونریزی و ویرانی را متحمل شده بودند. اشغال افغانستان توسط شوروی در دهه ی 1980، مقاومت نیروها و گروه های افغان را به دنبال داشت و متعاقب آن قانون قرون وسطایی طالبان با حمایت پاکستان در دهه ی 1990 حاکم شد. بسیاری از آنها نومیدانه آرزوی داشتن یک رهبر ملی مؤثر و کارساز را داشتند. مداخلات به رهبری ایالات متحده در پاسخ به 11 سپتمبر 2001 که القاعده به امریکا حمله کرده بود، منجر به فروپاشی نظام طالبان و نصب یک اداره ی جدید زیر نظر کرزی با حمایت بین المللی، یک فرصت طلایی را مهیا ساخت. ایالات متحده و متحدینش سرمایه گذاری عظیمی بر رهبر جدید افغان داشتند به توقع اینکه وی خواهد توانست شرایط ضروری برای دموکراسی، ثبات و امنیت را ایجاد کرده و افغان ها را قادر بسازد زندگی خودشان و کشور خودشان را بازسازی کنند.

اما کرزی از برآورده کردن این توقعات عاجز ماند. او در باز کردن فصل جدیدی از تاریخ افغان به منظور قراردادن کشور در مسیر تغییر و پیشرفت، ناکام ماند. وی سیاست را برمبنای خویش خوری، فساد اداری و پارتی بازی سیاسی اداره کرده است. وی بیشتر شبیه یک ريیس قبیله عمل کرده است تا یک رهبر پیشرو ملی. وی حتي نتوانسته که حمایت قوم پشتون که از خودش است و حدود 42 فیصد از جمعیت افغانستان را شامل می شود و طالبان هم از آنهاست، را به دست آورد. در عین حال وی یک چهره ی عجیب برای نیروهای بین المللی، به ویژه ایالات متحده و بریتانیا می باشد که تا کنون توانسته اند حاکمیت محدودش بر کابل و چند بخش محدود کشور را برایش حفظ کنند.

وی در انتخابات ریاست جمهوری 2004 با به دست آوردن 55% آراء پیروز شد که در نوع خودش در تاریخ افغانستان بی سابقه بود و 70% مردم در انتخابات شرکت کرده بودند. وی می توانست که از فرصت به دست آمده برای ساختن یک اداره ی سالم، مشروع و کارآمد استفاده کند و نهادینه سازی سیاست را به جای منفعت گرایی شخصی سیاست تقویت کند. شایسته سالاری بسیار کم در انتصاب مقامات اصلی دولتی دیده شد. ارتباطات خانوادگی، قبیله ای، قومی و حزبی، معمول روز شد. وی تلاش جدی برای ایجاد روابط کاری سازنده بین قوه اجراییه و پارلمان به کار نبست و هر چه توانست انجام داد تا قضائیه و مقننه را در حمایت از اداره و رهبری بدنام خویش به دست آورد.

وی درست قبل از انتخابات برای آنکه آراء مردم شیعه را بدست آورد، قانون احوالات شخصیه تشیع که دارای نواقص فراوان بود، توشیح کرد. به همین ترتیب، متحدین وی که شامل جنگ سالاران رسوا مانند وزیر اسبق دفاع، محمد فهیم، رهبر ازبک ها، عبدالرشید دوستم و یک پشتون قدرتمند و اکنون والی ولایت شرقی ننگرهار، گل آقا شیرزی، همه به همین دلیل بودند. این افراد به همراه برخی از اعضای خانواده ی کرزی، در صدر لیست جامعه ی بین المللی برای ادعاهای اقدامات فساد و نقض حقوق بشر قرار دارند.

در حالیکه شواهدی در دست نیست که کرزی مستقیماً در دستکاری در انتخابات ماه گذشته دست داشته است، شواهد فراوانی از تهدیدها، چندبار رأی دادن و پرکردن صندوق ها به نفع کرزی گسترده بوده است که توسط ناظران بین المللی هم تأیید شده است. ادعای زودهنگام پیروزی توسط ريیس کمپاین کرزی قبل از انکه رأی ها شمارش شود، این ایده را می دهد که کرزی در پیروزی انتخابات در دور اول با مشکل جدی مواجه بوده است. این ادعا بدین منظور شده بود تا به سرعت نارضایتی های بلند شده که از تعداد اندک رأی دهندگان مشخص بود (کمتر از 40%) و متعاقباً در ولایات جنوبی که کرزی امید رأی بیشتر داشت اما به خاطر تهدیدات طالبان نتوانستند شرکت کنند را بپوشاند.

تعجب برانگیز نیست که فرستاده ی ویژه ی ایالات متحده به افغانستان و پاکستان، ریچارد هالبروک بی نظمی های انتخابات را با کرزی بعد از رأی دهی مطرح ساخت اما فقط به خاطر اینکه وی نمی خواهد کاهش روابط کرزی با اداره ی اوباما بیشتر شود.

رهبری کرزی برای بسیاری از افغان ها و جامعه ی جهانی به ویژه ایالات متحده، بسیار نامؤثر ثابت شده است. اگر کرزی می خواهد که جایگاه خوبی در تاریخ داشته باشد، بهتر است که خود وظیفه را ترک کند و به یک رهبر جدید و اداره ی جدید اجازه دهد تا جایگزین شود. این تغییر نخواهد توانست مشکلات عدیده ی افغانستان را در کوتاه مدت حل کند اما به پروسه های ثبات کشور و بازسازی در دراز مدت کمک خواهد کرد.

 

 

منبع: گاردین

برگردان: شریف
]]>
0
آریانانت http://www.afelection.com <![CDATA[طالبان بعد از انتخابات افغانستان هم مي‌جنگند]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D360 2009-09-04T11:58:10Z 2009-09-04T11:58:10Z خبرگزاري فارس، با انتشار مقاله ای پیش بینی کرد که نا آرامی ها در اففانستان ادتمه یابد.
در این مقاله آمده است: تا قبل از برگزاري انتخابات برخي تصور مي كردند كه فشار هاي نظامي طالبان، حداكثر تا پايان روز انتخابات ادامه خواهد يافت و بعد ازآن به تدريج از وسعت عمليات هاي نظامي آنان كاسته خواهد شد اما تمام شواهد و قراين موجود حاكي از آن است كه اين گروه نه تنها تا روشن شدن نتايج نهايي انتخابات بلكه احتمالا تا پايان فصل پائيز بر شدت حملات انتحاري، چريكي و بمب گذاري هاي كنار جاده اي خود خواهد افزود.
عمليات هاي انتحاري اين گروه در قندهار، لغمان و ديگر مناطق كشور شاهد اين مدعاست.
فرماندهان نظامي ناتو و آمريكا، از جمله ژنرال \"مك كريستال \" فرمانده آمريكايي و همچنين برخي از از فرماندهان نظامي ناتو در افغانستان به صراحت اعلام كرده اند كه اوضاع امنيتي در افغانستان هر روز وخيم تر مي شود.
اين اظهارات به آن معناست كه علي رغم حضور يكصد هزار سرباز خارجي و بيش از 150 هزار سرباز پليس و ارتش ملي افغان و علي رغم اجراي يك رشته عمليات هاي گسترده نظامي در جنوب، جنوب شرق و جنوب غرب كشور عليه جنگجويان گروه طالبان اين گروه اكنون از لحاظ نظامي قوي تر گرديده است به حدي كه به قول ژنرال مك كريستال مي تواند طي ماههاي آينده، اوضاع امنيتي را در اين كشور وخيم تر كند.
ولايت هلمند اكنون به قتل گاه سربازان انگليسي تبديل شده و نظاميان كانادايي در ولايت قندهار نيز تلفات سنگيني را در هفته هاي اخير متحمل شده اند.
طبق آخرين گزارش ها با كشته شدن يك سرباز انگليسي در هلمند در چند روز اخير، تعداد سربازان كشته شده انگليسي در افغانستان به 208 نفر رسيده است اكثر اين سربازان در ولايت هلمند كشته شده اند.
آمريكايي ها نيز دراين جنگ بدشانس تر از انگليسي ها هستند زيرا در جريان ماه اگوست (ماه ميلادي گذشته) 49 تابوت حامل سربازان كشته شده آمريكايي در جنگ افغانستان به آمريكا فرستاده شد.
اكنون فرماندهان غربي در افغانستان به سه نكته اساسي پي برده اند.
نكته اول آنكه جنگ در افغانستان به مراتب پيچيده تر، دشوارتر و خطرناك تر از جنگ در عراق است. وضعيت سوق الجيشي افغانستان از لحاظ مختلف با وضعيت صحنه هاي جنگ در كشور مسطح و غير كوهستاني عراق متفاوت است.
نكته دوم اينكه جنگ افغانستان ممكن است در آينده اي نه چندان دور از كنترل آمريكا و ناتو خارج شود و اين حالت به معناي شكست آمريكا و شايد مقدمه اي براي فروپاشي پيمان ناتو خواهد بود.
و بالاخره سومين نكته اي كه فرماندهان نظامي غرب در افغانستان به آن دست يافته اند ناكار آمدي استراتژي باراك اوباما در قبال اين جنگ و به نتيجه نرسيدن راه حل نظامي در اين كشور است.
با درك اين واقعيت ها است كه ژنرال مك كريستال طرح مصالحه آمريكا با طالبان را پيشنهاد كرده است.
به نظر مي رسد اين ژنرال آمريكايي به عنوان فرمانده كل قواي ناتو تصميم گرفته است تا با ايجاد يك مصالحه داخلي در افغانستان، پاي آمريكا و متحدين اش را از اين باتلاق مرگبار بيرون بكشد.
مك كريستال تمام تلاش خود را به كار خواهد بست تا با طالبان به اصطلاح ميانه رو مصالحه كند و آنان را در تقسيم قدرت در كابل شريك نمايد مشروط بر اينكه با شبكه القاعده و گروه تندرو طالبان به سركردگي ملاعمر قطع رابطه كنند.
با اين حساب طبق نظر ژنرال مك كريستال، حكومت هاي بعدي افغانستان براساس نظام مشاركتي استوارخواهد بود نظامي كه بخش هايي از آن تحت اداره افراد وابسته به طالبان ميانه رو غير مرتبط با ملاعمر و سازمان القاعده باشد.
آمريكا درافغانستان راهي را انتخاب كرده است كه پاياني جز مصالحه با طالبان و به قدرت رساندن بخش وسيعي از افراد و حلقه هاي مرتبط با اين گروه ندارد و اين درست مخالف آرمان ملي مردم افغانستان و مغاير با شعارها و اصول پذيرفته شده دموكراسي و قانون اساسي در اين كشور مي باشد.
در شرايط كنوني جنگجويان طالبان كه نتوانستند روند انتخابات را در افغانستان بطور كلي مختل نمايند، اينك در صددند تا با افزايش عمليات هاي جنگي و انتحاري خود، اوضاع امنيتي افغانستان را روز بروز بحراني تر كنند و چشم انداز اميدوار كننده اي در آينده نزديك براي اين كشور متصور نيست.
روند جاري فعاليت هاي خرابكارانه طالبان بيانگر اين واقعيت است كه آنها پس از انتخاب رئيس جمهور جديد هم به عمليات هاي خشونت آميز و ناامن كننده خود در كشور ادامه خواهند داد.
اين گروه تمام قدرت و نظام سياسي را مي خواهد نه فقط بخشي از آن را، طالبان يك گروه ايدولوژيك است نه يك تشكيلات صرفا نظامي و قومي، اين گروه مي خواهد قانون شريعت طالباني را در افغانستان جاري كند و لذا به هيچ وجه قانون اساسي فعلي افغانستان را نخواهد پذيرفت .
]]>
0
8 صبح http://www.afelection.com <![CDATA[خواسته هاي موافقان و مخالفان دور دوم انتخابات ]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D359 2009-09-03T12:51:50Z 2009-09-03T12:51:50Z محمد هاشم قيام:

يك موضوع بسيار جالب در خصوص انتخابات، اعتراض ها و در خواست ها در مورد كشيده شدن آن به دور دوم مي باشد. هنوز نتيجه ی حدود نيمي از آرا اعلام شده است و با توجه به نتيجه ي آراي اعلام شده و گزارش هاي غيررسمي كه در خصوص نتايج اعلام شده ی آرا در مراكز راي گيري و در سطح ولايات منتشر شده، نمي توان پيش بيني كرد كه نتيجه ی انتخابات منجر به پيروزي كدام نامزد خواهد شد.
با آن هم ديده مي شود كه در سطوح متفاوت در خصوص كشيده شدن انتخابات به دور دوم واکنش های متفاوتی ابراز می شود. عده اي اعلام مي كنند كه بايد انتخابات بار دوم برگزار شود و عده ای نيز مي گويند براي تعيين رييس جمهور  جديد همين انتخابات كافي است.
برخي از اعضاي شوراي ملي در بيانيه اي از انتخابات جانبداري كرده و مردم را به پذيرش هر نتيجه اي كه از آن به دست مي آيد، ترغيب كرده اند و در برابر، عده اي از افراد ديگر با گردهمايي در نزد يكي از نامزدان، رياست جمهوري با صراحت خواستار برگزاري دور دوم آن گرديده اند.  
سوال اساسي كه به ميان مي آيد، اين است كه در رابطه به سرنوشت انتخابات چه مرجع صلاحيت داري تصميم گيرنده مي باشد. به نظر مي رسد تنها جوابي كه براي اين پرسش وجود دارد، اين است كه در خصوص انتخابات قانون تصميم گيرنده مي باشد. در خصوص انتخابات و نحوه ی برگزاري آن در قانون اساسي و قانون انتخابات روشني وجود دارد كه بايد در پرتو آن انتخابات برگزار شود.
ماده شصت و يكم قانون اساسي تصريح كرده است كه ریيس جمهور با کسب اکثريت بيش از پنجاه درصد آرای رای دهند گان از طريق رای گيری آزاد، عمومی، سری و مستقيم انتخاب مي گردد. اين ماده افزوده است كه اگر هرگاه در دور اول هيچ يک از نامزدان نتواند اکثريت بيش از پنجاه درصد ارا را به دست آورد، انتخابات برای دور دوم در ظرف دو هفته از تاريخ اعلام نتايج انتخابات برگزار می گردد و دراين دور تنها دو نفر از نامزدان که بيشترين ارا را در دور اول به دست آورده اند، شرکت می نمايند.
ماده هجدهم قانون انتخابات نيز به همين موضوع تاكيد کرده، با اين تفاوت كه آرا را با قيد قانوني مقيد كرده و آورده است:\" رییس جمهور طبق حکم مندرج ماده شصت و یکم قانون اساسی و احکام این قانون، با اکثریت آرای قانونی رای دهندگان انتخاب می گردد\". در اين ماده نيز به مانند ماده 61 قانون اساسي افزوده شده كه هرگاه نامزدان بیشتر از (50) درصد آرای قانونی را در انتخابات حاصل کرده نتواند، در مدت دو هفته بعد از اعلام نتایج انتخابات بین دو نفر از نامزدانی که بیشتر ین آرا را کسب نموده اند، بار دوم انتخابات صورت می گیرد. نامزدانی که در این دور، آرای قانونی بیشتری را کسب نماید، منحیث شخص انتخاب شده اعلام می گردد.
افزودن قيد قانوني به دنبال راي به اين معنا است كه قانون انتخابات خواسته است آراي باطل شده را از شمار كل آراي استعمال شده خارج نمايد.
با توجه به چنين ميكانيزمي كه در قانون اساسي و قانون انتخابات پيش بيني شده است، حال معلوم نيست كه آيا طرفداران برگزاري دور دوم مي خواهند در هر حالت انتخابات در دوم برگزار شود، حتا اگر يكي از نامزدان بيشتر از نيم به علاوه يك آرا را به دست آورده باشد؟  
نسبت به مخالفان برگزاري دور دوم و علاقمندان به پذيرش نتيجه ی انتخابات نيز همين سوال مي تواند وجود داشته باشد كه آيا آنان در هر حالت طرفدار پذيرش نتيجه ی انتخابات هستند، حتا اگر نامزد مورد علاقه ی شان كمتر از پنجاه جمع يك درصد از كل آرا را به دست نياورده باشد؟ جالب اين كه برخي از طرفداران پذيرش نتيجه ی انتخابات استدلال مي كنند كه اگر انتخابات دور دوم برگزار شود، مردم اشتراك نمي كنند و يا تامين امنيت آن مشكل خواهد بود.
نكته اي كه بايد در اين خصوص مطمح نظر قرار گيرد، اين است كه اگر قرار شود هيچ نامزدی بیش از پنجاه درصد آرا را به دست نياورد، پذيرش برتري يك نامزد در مخالفت با قانون اساسي و قانون انتخابات قرار دارد و هيچ راهي جز برگزاري انتخابات در دور دوم وجود ندارد.
از سوي ديگر اگر قرار شود يكي از نامزدان بتواند نيم كل آرا به اضافه يك راي را به دست آورد، كشاندن انتخابات بر خلاف قانون اساسي و قانون انتخابات مي باشد و اصرار براي برگزاري انتخابات در دور دوم  نيز اصرار بر تخطي از قانون مي باشد.
در چنين صورتي كشانده شدن انتخابات به دور دوم امكان پذير نيست مگر اين كه كميسيون شكايت هاي انتخاباتي تقلب هاي گسترده و وسيع را تاييد كند و به اساس بند 3  ماده  54 قانون انتخابات، به تجديد راي دهي نظر دهد.
از اين رو راه مناسب براي طرفداران نامزدان انتخابات اين است كه در خصوص انتخابات و مسايل مربوط به آن از طريق كميسيون هاي ذيربط وارد عمل شده و از بازي با افكار و اذهان عامه از طريق راه اندازي محافل و گردهمايي هاي مخالفت يا موافقت آميز خود داري كنند.]]>
0
گزارش http://www.afelection.com <![CDATA[لحظات حساس شمارش آرا! آیا دور دومی خواهد بود؟]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D358 2009-09-03T12:26:21Z 2009-09-03T12:26:21Z مرحله پنجم آرای شمارش شده توسط کمیسیون مستقل انتخابات علام شد. شمارش کل آراء به  60.3% از کل آرا که برابر با ٣,٨٨٥,٣٣٨رای می باشد، رسیده است و از این مجموع ١٣٣,١٢٩ رای باطل اعلام شده است.

شمارش آراء به لحظات حساس و نفس کش خود رسیده و تمامی مردم را به شمارش لحظه ها در برابر شمارش آرا وا داشته. روز به روز بسیاری از مردم به این باور می رسند که مثل اینکه دوباره آقای کرزای رئیس جمهور خواهد شد. ایشان توانسته با کسب 47.3% برابر با ١,٧٤٤,٤٢٨ رای بسیار پیشتر از دیگرکاندیدان قرار بگیرد و عبدالله عبدالله که فاصله اش با کرازی همچنان زیاد هست و روز به روز زیادتر هم می شود با کسب 32.6% آرا برابر با ١,٢٠١,٨٣٨ رای همچنان در جایگاه دوم قرار دارد. داکتررمضان بشردوست که از دو نفر اول بسیار فاصله دارد فقط توانسته خود را از دیگر کاندیدان جدا کرده و با کسب 11.6% آرا برابر با ٤٢٦,٣٣١ رای جایگاه خود را در رده سوم حفظ نماید.

دیگر نامزدان را می تواند در لیست مشاهده نمایید که با کسب چه تعداد آرا در چه رده ای از جدول قرار دارتد؟

ترتيب نامزدها       نام                                آراء           درصدی

1-                     حامد کرزای                                 ١,٧٤٤,٤٢٨          47.3%

2-                     داکتر عبدالله عبدالله             ١,٢٠١,٨٣٨             32.6%

3-                             داکتر رمضان بشر دوست                                  ٤٢٦,٣٣١              11.6%

4-                             اشرف غنی احمدزی                                        ٨٨,٨٣٥                   ٢٫٤%

5-                             میرویس یاسینی                                             ٣٧,٠١٣                       ١٫0%

6-                             شهنواز تنی                                                   ٢١,٦٧٣                       ٠٫6%

7-                             معتصم بالله مذهبی                                          ١٥,٣٦٢                       ٠٫٤%

8-                             داکتر فروزان فنا                                            ١٤,٩٩٨                       ٠٫٤%

9-                             ملا عبدالسلام راکتی                                        ١٤,٠٣٨                       ٠٫٤%

10-                           محمد سرور احمدزی                                        ١٣,٧٣٩                       ٠٫٤%

11-                           عبدالطیف پدرام                                             ١٢,٧٤٢                       ٠٫٣%

12-                           داکتر حبیب منگل                                           ١١,٩٥٠                       ٠٫3%

13-                           سید جلال کریم                                              ٩,٩٩٦                        ٠٫٣%

14-                           محبوب الله کوشانی                                         ٩,٤٥٤                        ٠٫٣%

15-                           الحاج عبد الغفور (زوری)                                 ٨,٨١١                        0.2%

16-                           شهلا عطا                                                    ٧,٤٣٠                        ٠٫٢%

17-                           الحاج رحیم جان شیرزاد (فی سبیل الله)                  ٥,٧٠٧                        ٠٫٢%

18-                           ذبیح الله غازی نورستانی                                  ٥,٣٢٩                        ٠٫1%

19-                           عبدالجبار ثابت                                              ٤,٧١١                        ٠٫١%

20-                           محمد هاشم توفیقی                                          ٤,١٠٨                        ٠٫١%

21-                           بسم الله شیر                                                  ٣,٧٢٢                        ٠٫1%

22-                           عبدالحسیب ( آرین )                                        ٣,٦٥٣                        ٠٫1%

23-                           پروفیسور دوکتور غلام فاروق ( نجرابی)               ٣,٥٥٩                        ٠٫١%

24-                           انجنیر معین الدین الفتی                                     ٣,٠٤٢                        ٠٫1%

25-                           گل احمد (یما)                                               ٢,٧٥٩                        ٠٫1%

26-                           ملا غلام محمد (ریگی)                                    ٢,٦٩١                        ٠٫1%

27-                           محمد اکبر (اوریا )                                          ٢,٥٩٣                        ٠٫1%

28-                           بشیر احمد بیژن                                             ٢,٠٥٣                        ٠٫1%

29-                           سنگین محمد ( رحمانی )                                  ٢,٠٥١                        ٠٫1%

30-                           هدایت امین ارسلا                                           ١,٨٨٩                        ٠٫1%

31-                           عبدالمجید ( صمیم )                                        ١,٨٥٠                        ٠٫1%

32-                           ضیا الحق ( حافظی )                                       ١,٣٦٠                          ٠٫٠

]]>
2
8 صبح http://www.afelection.com <![CDATA[تلاش امریکا برای محافظت از انتخابات افغانستان]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D357 2009-09-03T12:09:10Z 2009-09-03T12:09:10Z 8 صبح منبع: ساندی تایمز:

ساندی تایمز در یافته است که یک جلسه ی اضطراری در کاخ سفید به منظور پیدا کردن بدیلی برای این اتفاق، برگزار شده است. یکی از گزینه های [کاخ سفید] این است که دور دوم انتخابات را باید به راه انداخت تا اعتبار بیشتر به آن داده شود.
به هر حال، زمانی که آقای هالبروک این گزینه را بر سر میز شام با حامد کرزی مطرح کرد، رییس جمهور با خشم این ایده را رد کرد. بعضی از مقام هاي امریکایی فکر می کنند که محتوای این جلسه به صورت قصدی از سوی کرزی به رسانه ها درز داده شد تا از خود چهره ی رهبری را در ذهن مردم ترسیم کند که قصد مقاومت و مقابله با امریکا را دارد.
بر اساس گفته های مقام ها، تقلب در انتخابات افغانستان، ایالات متحده را به خاطر \"دست کم بدترین گزینه\" به تلاش و حرکت در آورده است.
شواهدی گسترده مبنی بر تقلب، در زمانی به چشم می خورد که ایالات متحده از آغاز بی طرفی خود را در قبال انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اعلام داشته بود. این موضع به صورت قوی از سوی ریچارد هالبروک، نماینده ویژه ی اوباما در امور افغانستان و پاکستان، کسی که گفته بود هر نوع دخالت در این راستا، عکس العملی در پی دارد، در آستانه ی انتخابات کشور مطرح شده بود.
در حالی که رییس جمهور کرزی در مرز پیروزی در دور اول انتخابات قرار دارد- نتایج اولیه انتخابات نشان می دهد که کرزی 46 درصد و داکتر عبدالله 33 درصد آرا را به خود اختصاص داده اند- کاخ سفید چشم انداز برگشت مردی را به قدرت نظاره می کند که به صورت گسترده، حکومت اش بیکاره و فاسد است، و شاید آرا را نیز دزدیده باشد.
ساندی تایمز در یافته است که یک جلسه ی اضطراری در کاخ سفید به منظور پیدا کردن بدیلی برای این اتفاق، برگزار شده است. یکی از گزینه های [کاخ سفید] این است که دور دوم انتخابات را به راه انداخت تا اعتبار بیشتر به آن داده شود.
به هر حال، زمانی که آقای هالبروک این گزینه را بر سر میز شام با حامد کرزی مطرح کرد، رییس جمهور با خشم این ایده را رد کرد. بعضی از مقام هاي امریکایی فکر می کنند که محتوای این جلسه به صورت قصدی از سوی کرزی به رسانه ها درز داده شد تا از خود چهره ی رهبری را در ذهن مردم ترسیم کند که قصد مقاومت و مقابله با امریکا را دارد.
مقام هاي غربی، در حالی که تقلب گسترده در انتخابات وجود دارد، در تلاش برای برخورد شجاعانه با موضوع هستند. یکی از سخنگویان وزارت خارجه ی بریتانیا گفت: \"فکر کردن در باب میزان مشارکت مردم در انتخابات و یا نتیجه ی آن موضوع قبل از وقت است. مهم این است که نتیجه ی انتخابات نمایانگر اراده ی مردم افغانستان می باشد\".
اما [قضاوت در باره ی انتخابات افغانستان] دقیقا همان چیزی است که ایالات متحده را نگران ساخته است. در حالی که به نظر می آید تمام جوانب در پرکردن بعضی از صندوق های آرا، تهدید و رشوه دهی در انتخابات دخالت دارند، طرفداران کرزی، در این میان، بیشتر از همه مقصر شناخته می شوند. به نظر می آید که بیشترین تقلب آرا در ولایات نا امن جنوبی اتفاق افتاده است که در آن جا، به خاطر تهدید طالبان، مشارکت مردم در انتخابات بسیار پایین بوده است.
تنها 150 نفر در بابا جی، در شمال لشکرگاه، به پای صندوق های رای رفتند، در حالی که صدها نفر از رای دادن در این منطقه باز ماندند. چهار نفر از ده نفر سرباز، به منظور پاک سازی طالبان در پیش از انتخابات در عملیات خنجر، در همین باباجی کشته شدند.
یکی از ناظرین انتخاباتی برای ساندی تایمز گفت که در ولایت پکتیا، در صد مایلی ولایت کابل، شاهدان گزارش داده اند که 40 تا 50 مرد، کارت رای دهی زنان را استفاده کرده اند. او متهم می نماید که این کار در تبانی با مقام هايي از کمیسيون مستقل انتخابات افغانستان انجام یافته است.
کمیسيون رسیدگی به شکایات انتخاباتی اکنون در حال بررسی 700 اتهام و مدرک در ارتباط به تخلفات انتخاباتی است و هر روز میزان آن افزایش پیدا می کند.
بعضی از نگرانی ها وجود دارد که شاید در اثر نتیجه ی انتخابات، درگیری داخلی روی بدهد. هارون میر، یکی از تحلیلگران سیاسی، می گوید: \"ما می توانیم یا به سوی دموکراسی و یا به سوی دهه 90 میلادی قدم بگذاریم، زماني که جنگ بر اساس منازعات قومی درگرفت\".
داکتر عبدالله وعده داد که علیه پیروزی تقلب آمیز رقیب خود، حامد کرزی، اعتراض خواهد کرد.
بروس رایدل، که در راس تیمی برای مرور سیاست های امریکا در قبال افغانستان برگزیده شده بود، گفت: \"اگر حکومت افغانستان به سوی سقوط برود، تمام سربازان جهان برای توقف آن کاری کرده نمی توانند. اگر شما حکومت فاقد مشروعیت داشته باشید، بهترین جنرال ها و بهترین استراتژی ها کاری از پیش برده نمی توانند\".

چهره ی انتخابات:
• هفده میلیون افغان در انتخابات ثبت نام کردند، و تخمین می شود که از میان شان 12 تا 15 میلیون نفر واجد شرایط رای دهی بوده اند.
• عبدالهادی، رییس دفتر کمیسيون انتخابات در ولایت هلمند، به ساندی تایمز گفت که در تاریخ 20 اگوست اندکی بیشتر از 50 هزار نفر در آن ولایت در انتخابات شرکت کردند. اما در 23 اگوست، او این رقم را تغییر داد و گفت که تعداد رای دهندگان 110 هزار نفر بوده است.
• کمیسيون مستقل انتخابات، در باره ي ادعاهایی تحقیق می کند که 70 هزار رای غیر قانونی در مرکز رای دهی حاجی جنت گل در شرق کابل به صندوق ریخته شده است.
• شاهدان عینی گزارش دادند که در ولسوالی جاجی ایوب پکتیا بعضی از مردان به صورت انفرادی در مراکز رای دهی زنانه صدها کارت زنان را به صندوق های رای ریختند.
• زمانی که گزارشگر ساندی تایمز یک ساعت بعد از باز شدن مرکز رای دهی در پلچرخی رسید، در حالی که آن مرکز خالی بود، 5 هزار نفر قبلا رای خود را به صندوق ریخته بودند.
•  رييسان قبایل در ولایت هلمند به ساندی تایمز گفتند که افراد کرزی کارت های رای دهی مردم محلی را می خرند.]]>
0
سایت جمهوری سکوت http://www.afelection.com <![CDATA[عبدالله در تعلیق]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D356 2009-09-02T11:52:30Z 2009-09-02T11:52:30Z صالح جهانگیر:

 

دوران پس از انتخابات را می توان دوران تعلیق نام نهاد. در این دوران به یک معنا همه در حال تعلیق قرار داریم. انتخابات گذشته است ، اما آینده هنوز روشن نیست. مردم در تعلیق میان  گذشتۀ که از آن بیزارند و آیندۀ که در بارۀ آن دلهره دارند ، قرار دارند . رییس جمهور نیز در تعلیق قرار دارد: استمرار گذشته و ریسک گام گذاشتن در یک مسیر جدید . طالبان نیز در حال تعلیق قرار دارد : ادامه راه خشونت بار گذشته  که مخصوصا در انتخابات اخیر با پاسخ منفی مردم مواجه شده است و باز گشت از این راه و در پیش گرفتن یک راه جدید.

جامعه مدنی نیز با نقشی منفعلی که بازی کرده است ، به تعلیق رفته است. اما در میان این همه معلق شده ها ، داکتر عبدالله مردی است که در تعلیق بزرگ گرفتار آمده است. همه در تعلیق است ، اما عبدلله در تعلیق بزرکتر است. چطور؟

داکتر عبدالله ، پس از آنکه کرسی وزارت خارجه را به دکتر رنگین  دادفراسپنتا سپرد ، در واقع به دوران تعلیق رفت. اوهم چهرۀ ثابت مصاحبه های تلویزیون انگلسی زبان ایرانی ، « پرس تی وی» بود، وهم سخنران مؤسسۀ صلح کارنیگی در واشنگتن ؛ هم مهمان ویژۀ مراسم تحلیف اوباما بود وهم روابط گرمی با حلقات مختلف ایرانی داشت. داکتر عبدالله در این دوران نه رومی روم بود و نه زنگی زنگ. نه عضو جبهه ملی بو تا در اردوی مخالفان امریکا ( ایران و روسیه ) قلمداد گردد و نه با دولت کرزی بود تا در اردوی حامیان امریکا قرار گیرد.

با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری ، نظم کهن تغییر کرد و نیرو های سیاسی آرایش تازه ای به خود گرفت . در این ریزش و رویش ، داکتر عبدالله از برزخ میان ایران و امریکا در آمد و در حالیکه مهره های جبهه ملی، یکی پس از دیگر جبهه را ترک می گفت ، داکتر خود را به گلیم جبهه پیچید. و در لحظات آخر که جبهه از جلب حمایت حاجی محمد محقق و عبدالرشید دوستم نا امید شد، احمد ضیاء دل آزرده به گوشه انزوا رفت  و فهیم به اردی کرزی پیوست ، داکتر عبدالله به کاندید منحصر به فرد جبهه بدل شد. 

داکتر عبدالله ، در دوران کمپاین انتخاباتی سخاوتمندانه به هر طرف پول پخش کرد. تنها در 15 روز اول تبلیغات ، طبق گزارش رسمی او به دفتر کمیسیون مستقل انتتخابات، 11 میلیون دالر مصرف کرده بود و بدیهی است که گزارشهای رسمی تنها قله­ای از یک کوه یخ است و میزان مصارف به مراتب بالاتر از آن چیزی است که رسما اعلام می­شود. بدیهی است که منبع این پول سرشار ومصارف سخاوتمندانه ، نه جیب ملت فقیر افغانستان بود و نه خزانه­ی شخصی داکتر عبدالله . منبع این پول جمهوری اسلامی ایران بود. گرچه داکتر عبدالله در یک کنفرانس مطبوعاتی این مطلب را که کشورهای همسایه کمپاین تبلیغاتی او را تمویل می­کند رد کرد اما دریافت کمک از ایران را به درجات مختلف، نزدیکان داکتر عبدالله ، از برخی اعضای ستاد انتخاباتی او گرفته تا متولیان روزنامه­ی هشت صبح (حامی تبلیغاتی او در انتخابات) تأیید کرده اند. در 15روز اخیر کمپاین انتخابات، یک تیم کارشناس ایرانی داکتر را مشاوره می­داد و انتخاب رنگ آبی نیز به عنوان نشان انتخاباتی که برای اولین بار در استدیوم غازی ظاهر شد، به مشوره و توصیه همین تیم صورت گرفته بود. آخرین سخنرانی داکتر عبدالله در آخرین روز کمپاین نیز یادآور سخنان مهندس میر حسین موسوی بود. داکتر تأکید کرد که اگر تقلبی در انتخابات صورت نگیرد او برنده است. 

ایرانیها اما، که قبلا از آمدن خلیل زاد به میدان رقابتهای انتخاباتی نگران بود، با منتفی شدن آمدن او نفس راحتی کشدیند اما چنین نشد که یکسره نگاه استراتژیک خود را از انتخابات افغانستان برچیند. فرصت طولانی تبلیغات (دوماه)  به ایرانیها مجال بررسی اوضاع را فراهم کرد و اعتراضات بعد از انتخابات در ایران که ایرانیها فکر می­کنند کار غرب، به خصوص آمریکا و انگلیس است ، ایران را مصمم کرد تا گولی را که در تهران خورده بود، در کابل جبران کند . لذا آنچه را که بر خود نمی­پسندید بر دیگران پسندید وکوشید که  با انتخاب ر نگ و سخنان مشابه «داکتر» را برای ایفای نقش «مهندس» آماده کند. اما روش قطره­چکانی که کمیسیون انتخابات در اعلان نتیجه­ی شمارش آرا در پیش گرفت ، حرارت و انگیزۀ لازم برای اعتراض را در جبهه­ی عبدالله به تحلیل برد. اما داکتر خودش همچنان در حال تعلیق است. از یک سو آمریکایی­ها کرزی را تحت فشار گذاشته است تا داکتر را به حیث وزیر خارجه در کابینه­ی بعدی قبول کند اما از دیگر سو ایرانیها میخواهد «داکتر» را در نقش «مهندس» وارد صحنه کند. 

برای آمریکاییها اما تنها جلوگیری از ظاهر شدن «داکتر» در نقش «مهندس» مهم نیست. دو دلیل دیگر نیز برای آمریکاییها وجود دارد که باعث شده است که داکتر محبوب ایرانیها برای آمریکاییها نیز محبوب شود.

1.    جلوگیری از تشکیل اپوزیسیون قوی . تجربه­ای هرچند ناکام جبهه­ی ملی نشان داد که بیرون ماندگان از حکومت به ابزار استراتژیک مخالفان آمریکا مبدل خواهد شد  و این گاه و بیگاه می­تواند دولت را به چالش بکشد . طرح تشکلی جبهه­ی ملی از آن مرحوم سید مصطفی کاظمی بود که به دنبال خروج از کابینه آن را پی گرفت. و مهره­های سرگردان بسیاری در گرد آن جمع شده و با مرگ او ادامه یافت و اکنون نیز همان ردا بر دوش داکتر عبدالله است. آمریکاییها به خوبی به این نکته واقف است که یک اپوزیسیون و لودر قامت جبهه­ی ملی می­تواند هزینه­ی دولت مورد حمایتشان در افغانستان را بالا ببرد. لذا تلاش دارد که با جلب داکتر عبدالله در دولت آینده ورق بازی را از دست حریف برباید.

2.    تضعیف مارشال فهیم . انگیزه­ی دیگر آمریکاییها از جلب داکتر تضعیف مارشال فهیم است. مارشال اکنون مورد تحریم آمریکاست. وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده است که مارشال افغانستان هرگز ویزای سفر به ایالات متحده را دریافت نخواهد کرد. حتی سخن از تغییر معاون نیز به میان آمده است. این همه برای تحت فشار قراردادی مارشال است تا نتواند مهره­های دلخواه خود را در دولت آینده جابجا کند و در حد یک معاونت صوری و فرمایشی قانع باشد. و اگر داکتر عبدالله چهره­ی برجسته­ی اتحاد شمال جذب دولت شود بدیهی است که جایی برای زیاده­خواهیهای مارشال باقی نمی­ماند.

اظهارات هالبروک نماینده آمریکا در مورد انتخابات و جدال با کرزی را باید در این زمینه­ها درک کرد. ورنه اصل انتخابات را نباید چندان مسئله­دار پنداشت. ناظرین بین­المللی از جمله ناظران اتحادیه اروپا که انتخابات را نظارت کرده­اند در اعلامیه رسمی انتخابات را شفاف، سالم و عادلانه خوانده و تخلفات جزیی را تأثیر گذار بر نتیجه­ی انتخابات ندانسته­اند. 

جدل­ها در پشت پرده هم­چنان ادامه دارد و در بیرون همه چیز در حال تعلیق به نظر می­رسد. روزهای آینده نشان خواهد داد که بزرگترین مردی در تعلیق چگونه از تعلیق رها می­شود. داکتر عبدالله در چه نقشی ظاهر خواهد شد؟ در نقش مهندس (که خواست ایرانیهاست) در نقش وزیر خارجه دولت آینده (که خواست آمریکاییهاست) و یا در نقش یک کاندید شکست خورده که خواست دولت کرزی است؟ باید منتظر بود و دید.


 

]]>
0
صدای افغان(آوا) http://www.afelection.com <![CDATA[تقلب انتخاباتی وانگیزه ها]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D355 2009-09-02T09:55:12Z 2009-09-02T09:55:12Z اظهار نظرهای کمیسیون مستقل انتخابات و واکنش های سخت آقای کرزی از یک سو وپیش تاز بودن آقای کرزی تا هنوز،موضوع قابل تا ملی است که می توان روی آن درنگ کرد، گفته می شود که مجموع این فعل وانفعالات باعث گردیده که کشورهای اروپایی چون انگلیس ، المان ،فرنسه وایالات متحده ای امریکا نشستی را روز چهار شنبه بر گزار کنند وگفته می شود که یکی از مواد اجندای آن نشست را انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان وتقلب های گسترد ه ای آن تشکیبل خواهد داد. گرچه امریکا ومتحدین ان قبلا اعلام کرده بودند که درانتخابات افغانستان دخالت نخواهند کرد ولیکن انتقاد های هالبروک ونشست چهار کشور در فرانسه بیاگر آنست که آن کشورها از نتایج انتخابات نگرانی دارند ونمی خواهند بار دیگر حکومت ناکام اقای کرزی تکرارشود وکمک های جامعه ای جهانی مورد سوء استفاده وحیف ومیل قرارگیرد ودر سر نوشت افغانستان بی تاثیر باقی بماند، زیرا مجامع جهانی به این می اندیشند که در صورت دوام نا کامی حکومت کرزی درافغانستا ن ونپرداختن به زندگی ومعیشت مردم و رونما نشدن تغییر درزندگی روز مره ای مردم، موقف نیروهای بین ا لمللی نیزدر نزد افکار عمومی تنزل خواهد یافت ودر نتیجه، پی آمد های نا گواری را در قبال خواهد داشت، بنا براین هیچ کس باور نمی کرد ونمی کند که کشور های غربی نسبت به انتخات ونتایج حاصل ازآن بی تفاوت باشد وکاری به کار آن نداشته باشد، با توجه به این که دولت آقای کرزی یا برای کسب پیروزی در انتخابات ویا به صورت واقعی با نیروهای بین المللی وارد تنش شده است ودولت ایالات متحده ای امریکا نیز بعد از انتخاب اوباما ازحکومت افغانستان چندان راضی نبوده است، دولت های متحد امریکا نیز گاه گاهی از حکومت افغانستان انتقاد های تندی به عمل آورده اند که در مجموع نشان می دهد که کشورهای کمک کننده به افغانستان خواستار تغیر در سیستم سیاسی افغانستان هستند تا موتور محرکه ی سازندگی درافغانستان به تحرک بیشتر واداشته شود وآنها نیز بتوانند در سایه ی این حرکت، موقف شکننده ای خویش را دوباره ترمیم کنند؛ اما در صورت تداوم حکومت آقای کرزی وچالش هایی که میان او ونیروهای بین المللی وجود دارد بعید می نماید که تغییری ایجاد شود؛ اگر چنانچه دولت کرزی تحت فشار قرار گیرد وکشور های کمک کننده بخواهند به صورت میکانیکی تحولی در بدنه آن ایجاد کنند هیچ بعید نیست که کرزی آن را دخالت در حاکمیت ملی افغانستان تلقی نماید وافکار عمومی را علیه نیروهای خارجی بسیج کند، چنانچه در سال های گذشته ازاین گونه سوژه سود جست وحتا مشروعیت حضور آن نیروها را زیر سوال برد واظهار کرد: اگر نیروهای بین المللی در هما هنگی با نیروهای داخلی نباشند حضور آنها سوال بر انگیز می شود.
بنا براین نگرانی دولت های اروپایی نسبت به نتایج انتخابات چندان مبهم به نظر نمی رسد وهر کسی با اندکی تامل می تواند آن را درک کند، اما ابهام در دست یازیدن طرفداران کرزی به تقلب است که چرا آنان چنین خطای فاحشی را مرتکب شده اند واین گونه نام خویش رادرلیست متقلبان به ثبت رسانده اند. حکومتی که در هشت سال گذشته از کارآیی چندانی بر خوردار نبوده وهم در این مدت نتوانسته تعامل مثبت با نیروهای بین المللی به عمل آورد وازامکانات آنها به نفع کشور سود ببرد، درعرصه ای داخلی نیز از محبوبیت چندانی بر خوردار نیست، دست به تقلب برده وتصمیم گرفته است که از طریق تقلب به مسند ریاست جمهوری بار دیگر تکیه زند؟
البته انگیزه های فراوانی می توان دراین ارتباط ذکر کرد، اولین نظر آنست که آقای کرزی بر خلاف ادعا هایی که دراین چند سال داشت وخود را دموکرات معرفی می کرد در عمل نشان داد که هیچ گونه پای بندی به ارزش های دموکراسی ندارد، زیرا اعتقاد وباور داشتن به ارزش های دموکراتیک این الزام وپای بندی را به وجود می آورد که قاعده ای بازی دموکراتیک را باید در نظر داشت وبه آن احترام گذاشت ،اگر گزینش رئیس جمهور از طریق مراجعه به آرای عمومی یک قاعده دموکراتیک باشد ودست نبردن به تقلب نیز پیروی وپاسداست همان قاعده است، وقتی تقلبی صورت می گیرد وکسانی عامدا دست به تقلب می برند بدین معناست که این قاعده را محترم نمی دارند وازراه های غیر قانونی می خواهند به قدرت دست یابند کاری که گمان می رود اقای کرزی به آن مبادرت ورزیده است.
نظر دیگر آنست که برای یافتن علت ویا انگیزهای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری باید به روان شناسی آقای کرزی توجه کرد، تقلب از دوحالت خارج نیست، یا تیم ها وباند هایی است که منافع خویش را در ریاست دوباره ی آقای کرزی می د انند ورفتن اورا بر نمی تابند، روی این لحاظ کوشیده اند تا با دست برد به رای مردم، نتیجه را به نفع او تغیر دهند وکرزی باردیگر به کرسی ریاست جمهوری تکیه زند وآنها نیز به مقاصد خویش دست یابند. گمان دیگر آنست که بررغم ادعایی که از جانب کرزی صورت گرفته است واوژست های دموکراتیک می گرفت در عمل چندان به آن باورمند نبود وتقلب در انتخابات به معنای آنست که او خواسته است به آهستگی یک حکومت فردی وغیر پاسخگو را در افغانستان به وجود آورد ویا آنکه مانند بسیاری ازکشورهای خاورمیانه ریاست مادام العمر را به وجود آورد،تقلب نیز برآن مبنا صورت گرفته است اما آقا ی کرزی از محاسبه ای این امر غافل گشته است تا بداند که دراین کشور بیش از چهل کشور دنیا وده ها نهاد حقوق بشر حضور دارند وتامین امنیت در صدرهمه ای بر نامه ها قرار دارد وافغانستان در شرایطی نیست که در های خویش را برروی همه ببندد وبه تنهایی بتواند امور خویش را سامان دهد.
دیدگاه دیگر اینگوه ابراز می گردد که حس قدرت طلبی وزیاده خواهی در وجود تمام انسان ها وجود دارد واگر همین حس مهار نشود از انسان گرگ درنده ای می سازد، بی جهت نبود که فیلسوفان سیاسی مانند هابس بدین باور بودند که انسان گرگ انسان است ودولت باید تشکیل شود تا این درنده خویی ر امهار بزند. در میان مسلمانان، عارفان ما نیز همیشه این ندارا درداده اند و توصیه کرده اند که به گرد قدرت نگردید که قدرت انسان را از مدار انسانی خارج می کند از جمله حضر ت مولانا جلا ل الدین بلخی می گوید:
آدمی را پنجه وناخن مباد که نه دین اندیشد آنگه نه سداد
واو گاه قدرت را با شراب مقایسه می کند می گوید هما نگونه که شراب انسان را از خود بی خود می کند وقدرت نیز همان خصلت را دارد ودر میان آن آدم ها آقای کرزی نیز چندان مستثنا نیست و اگر قدرت کرزی نیز مهار نگردد و باتقلب های گسترده ی او بر خورد جدی صورت نگیرد ولگامی دردهن آن زده نشود به سوی یک قدرت مهار نا پذیر حرکت خواهد کرد وتقلب کردن ورای مردم را به هیچ انگاشتن وحق مردم را تلف کردن معنای جز آن ندارد که او در صدد دست یابی به قدرت بی حدو حصر است. اما امیدواری آنست که سران افغانستان ویا نامزد های انتخابات، احترام به قانون وحقوق مردم را در راس بر نامه های خود قرار دهند واین روندی که به وجود امده است با حرکت های نا موزون ونا موجه خود مخدوش نسازند. 
نویسنده: سید مظفر دره صوفی]]>
0
اقتدار ملی http://www.afelection.com <![CDATA[تقلب؛ مشروعیت نمی آورد]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D354 2009-09-02T09:39:28Z 2009-09-02T09:39:28Z مدت ها پيش از برگزاري انتخابات، نگراني هاي متعددي درباره ي كار كمسيون مستقل انتخابات، وابستگي اين نهاد به حكومت، تقلب و تخلف هاي انتخاباتي،‌در محافل سياسي ابراز مي گرديد. عدم بي طرفي والي ها، ‌ولسوال ها و ديگر مسوولان حكومتي در كشور اين پرسش جدي را در اذهان عامه به وجود آورده بود كه با اين مكانيزم چگونه مي توان انتخابات شفاف، سالم و قابل قبولي را برگزار كرد، برخورداري حامد كرزي به عنوان نامزد رياست جمهوري از همه ي امكانات دولتي زمينه رقابت سالم و متوازن را از بين برده و امكان تقلب گسترده را در روز راي گيري و شمارش آرا فراهم مي سازد.

 

روند راي گيري، اسناد و شواهدي كه اكنون در اختيار رقباي انتخاباتي كرزي و به ويژه داكتر عبدالله قرار دارد نشان مي دهد كه نگراني از تقلب در روز انتخابات نه تنها بي مورد نبوده است؛ بل ميزان تقلب به حدي است كه اگر به آن ها رسيدگي صورت نگيرد ممكن است روي نتيجه ي آرا تاثيري منفي داشته باشد.

 

افغانستان تازه از خاكستر جنگ هاي ويران گر سر بيرون آورده است، انتخابات و مراجعه به آراي مردم تجربه ي تازه در كشور جنگ زده ي ماست. در اين ترديدي وجود ندارد كه مكانيزم انتخابات به منظور ايجاد ثبات و گردش صلح آميز قدرت در تمام لايه ها و اقشار اجتماعي در كشور تدارك ديده شده است. حال اگر اين مكانيزم به دليل سوء استفاده ها و عدم پايبندي به مقررات نتواند غايت اصلي را برآورده كند تبديل به يك معضل مي گردد. از سويي، وقتي انتخابات به حيث راه حل معقول و قابل پذيرش عنوان مي گردد، بايد اصول و معيارهاي آن كه موجب بالارفتن ضريب اعتماد مردم و مشروعيت حكومت برخواسته از اين طرز كار مي شود، مرعي و مورد توجه قرار گيرد.

 

اين كه چه كسي برنده ي انتخابات است، هنوز نمي توان اظهار نظر كرد؛ اما برايند انتخابات با تقلب هاي گسترده، فراگير و سازمان داده شده به هر نتيجه يي كه منتهي شود و دست هر كسي را به عنوان برنده بالا ببرد،‌پذيرفتني و قابل قبول نيست. نامزدان بايد بدانند كه تقلب راه به جايي نخواهد برد؛ زيرا حكومت برآمده از تقلب و تخلف با بحران مشروعيت مواجه است. به طور قطع حكومتي كه فاقد مشروعيت مردمي باشد، قادر به حل هيچ مشكلي از مشكل هاي فراوان مردم نيست.

]]>
0
آریایی http://www.afelection.com <![CDATA[درس های که باید آموخته باشیم ]]> http%3A%2F%2Fwww.afelection.com%2F%3Fp%3Dnews%26id%3D353 2009-09-01T01:35:08Z 2009-09-01T01:35:08Z  

اوضاع عمومی کشور در شرایط حاضر قابل دقت است. تهدید ها بالای مردم هر روز افزون میگردد. حالا نه تنها تهدید گروهی موسوم به طالبان، بلکه تهدید های رقیبان انتخاباتی برای همدیگرهم مردم را نگران ساخته است. نگرانی های که بر فضای احوال زندگی مردم چیره شده، ناشی از اخطار ها وتهدید های کاندیدانی است که خود تقلبکاران ومتخلفین استند . متاسفانه هیجانات عدهء نامزدان بی نام ونشان انتخابات ریاست جمهوری که به یک باره گی خواب احراز مقام ریاست جمهوری را دیده اند این تهدید را چاق ترساخته میرود .

تقلبات زادهء تخلفاتی است که کاندیدان زر، زور ونشانی شده دول خارجی از دَور کمپاین ها تا روز انتخابات هریک به نوبهء خود انجام دادند. موارد بیشمارتخلف وتقلب که درجریان کمپاین های انتخابات وروز رای دهی از طرف همین زورداران ، پولداران و وابستگان وعده داده شده دول خارجی، انجام شده و بار ها از طروق مختلف گفته شده است بسیار مستند است. حتی یک سلسله تخلفات وتقلبات زیر ساخت های قانونی دارد وبا تعبیرها وتفسیرهای قانونی ازتخلف و تقلب حمایت صورت گرفته است .مثلأ در بارهء کمپاین مقامات دولت به نفع کاندیدان مشخص در قانون انتخابات بسیار خنده دار آورده شده که مقامات دولتی در روز های خارج از رسمیات میتوانند به نفع کاندیدان مورد نظر شان کمپاین نمایند آیا این مضحکه نیست که گویا روان مردم بپزیرد وقتی این مقام دولتی با بادیگارد ها وموتر های دولتی در رخصتی اینجا آمده و همه او را وزیر صاحب ویا والی صاحب هم میگویند دراین روز صاحب هیچ صلاحیتی نباشد.

استفاده از وسایل ولوژستیک دولتی حتی استفاده ازترانسپورت هوائیء عسکری غرض انتقال افراد کمپاین وپخش اوراق تبلیغاتی به نفع کاندیدان مشخص صورت گرفت. در مورد ریزش اوراق تبلیغاتیء که توسط هلیکوپتر به نفع یکی از کاندیدان پخش گردید وآن اوراق گویا در ساحه ممنوعه پخش شد در این باره مسوول کمپاین آن کاندید باعذر بدتر از گناه استدلال کرده میگوید که اوراق تبلیغاتی شانرا از هوا شمال به ساحات ممنوعه انتقال داده است

خرچ کردن بی حساب پول که حالا سبب پریشانی عدهء این کاندیدان است که هم پول رفت وهم چیزی حاصل نشد. هرچند که ذخایر دست نخوردهء آنان بکلی باقی است. اما فطرت زر اندوزان وستمکاران فطرت آزمندانه است که مفاد ونفع را از روی ارزش متاع نه، بلکه از روی داد وستد جاری محاسبه میکنند. همین فطرت باعث میشود که این گروه شامل معاملات شخصی میشوند. از همین جاست که این معاملات نه بر مبنی منافع مردم ، بلکه بر مبنی منافع جیب خودشان صورت میگیرد.

این عدهء کاندیدان که به برکت خرچ کردن پول، مردم را برای نان خورن دعوت کرده بودند. فکرکردند که رای مردم از همان روز به صندق های شان ریخته شد. از این جهت بسیار با پر روئی باد از گلو خارج میکردند وملامت موجود را پخته پرانک کرده و خود را خدمتگار مردم جلوه میدادند. اما وقتی راپور بی اثری جادوی دستر خوان ریاکاری شانرا در یافتند، اکنون با لب های خشک وچهره های عبوس کرده در تلویزیونها ظاهر میشوند فراموش کرده اند که خود با خرچ کردن پول های زیادی برای کسب صلاحیت بسیار ریا کاری کرده اند

دید وادید های خصوصی عدهء نامزدان با منابع خارجی وحضور نماینده گان با صلاحیت دول خارجی در کمپاین های انتخاباتی آنان به این دلیل که گویا این دول خارجی میخواهند موقف خود را برای این کاندیدان بیان کنند. چیزی که در هیچ کشور مستقل دنیا دیده نشده است، جز زد وبند های نفع جویانهء شخصی این عده نامزدان چیز دیگر نمیتواند باشد. لذا هیاهوی این عده کاندیدان که وعده های زیادی از صلاحیتکاران خارجی در یافت کرده بودند نمایش سرخورده گی آنان است . مصافحهء این عده نامزدان ومسولین کمپاین انتخاباتی شان که روزگاری برای دست ندادن با ترقی خواهان فتنه انگیزانه روایت صادر میکردند واکنون با اشتیاق تمام ریش های شانرا به سر وروی سفیر ایالت متحده امریکا ، فرستادهء ریس جمهور ایالت متحدهء امریکا و سایر دست اندر کاران دول خارجی در سیاست افغانستان، میمالند، همهء این کار حکایت از نیرنگ های میکند که این ریا کاران با آن وسیله میخواهند بالای مردم خود را تحمیل نمایند. اخیرأ یکتن از این عده کاندیدان برای بیان شکایات خود در تلویزیون آریانا نام های زیادی از این صلاحیت کاران دول خارجی را بیان کرد.تا آنجا که به خواهش آنان تا اکنون به مظاهره ومیتنگ عمل نکرده است.

این بیانات نشان میدهد که اگرصلاحیتکاران دول خارجی مصلحت به سازش دیدند در این